مقالات اقتصادی - آذربایجان

 

 

انرژي زمين گرمايي يا ژئوترمال در آذربايجان - علي محمدي

معادن تراورتن توفارقان(آذرشهر) - علي محمدي

معادن زیرزمینی آذربایجان، پتانسیلها، سیاست تبعیض - علي محمدي

معادن دیاتومیت در آذربایجان - علي محمدي

معدن كائولن زنوز - علي محمدي

معدن مس ـ موليبدن سونگون - علي محمدي

معدن سرب و روي انگوران - علي محمدي

داشكسن بهارلوى قروه: معدن طلاي آذربايجان

انتقال ثروت ملي آذربايجان: نيمي از خاك معدن انگوران به اصفهان منتقل مي‌شود

پتانسيل‌هاي توريستي منطقه اردبيل فوق‌العاده است - اميد شکري

آذربايجانشرقي به تنهائي صاحب ۵۲ نوع ماده معدني از ‌۶۵ نوع ماده معدني موجود در ايران ميباشد

انتقال منابع اقتصادي آذربايجان به تهران و جلوگيري از انباشت سرمايه در آذربايجان / اميرحسين پيربداغي

ظرفيت‌ها و منابع اقتصادي آذربايجان و موانع توسعه آن - یاشار اومیدلی

نگاهی کوتاه به بخشی از معادن آذربايجان

كانسارهاي طلا در زون اهر- قاراداغ - علي محمدي

معادن نفلين سينيت (سنگ آلومينيوم) در آذربايجان - علي محمدي

آذربايجان شرقي رتبه سوم ذخاير معدني مكشوفه كشور را دارد



انرژي زمين گرمايي يا ژئوترمال در آذربايجان - علي محمدي

انرژي زمين گرمايي در رآكتورهاي هسته‌اي طبيعي در داخل زمين براثر تجزيه راديو ايزوتوپها (عناصر ناپايدارمانند اورانيوم، توريوم، پتاسيم و…) بوجود مي‌آيد. درجه حرارت داخل زمين به ازاي هر 100 متر عمق حدود 3 درجه سانتي‌گراد افزايش مي‌يابد. استفاده از اين گرما به صورت مستقيم امكان‌پذير نيست و انسان تا كنون ازگرمايي توانسته استفاده كند كه در آب‌هاي زير زميني وجود دارد و در حال حاضر بهره‌برداري از انرژي گرمايي درون زمين تنها به صورت آب گرم و بخارآب امكان‌پذير است.

از گرماي درون زمين تنها در مكان‌هايي مي‌توان استفاده كرد كه شرايط زمين ‌شناسي ژئوترمال را داشته‌باشند(مناطقي كه در كمربند آتشفشاني و زلزله قراردارند). در كل كشورهايي مي‌توانند از انرژي گرمايي درون زمين استفاده كنند كه چشمه‌های آب گرم و آب‌هاي معدني فراوان دارند.

هم اكنون از گرماي درون زمين كشورهاي آمريكا، روسيه، ايتاليا، فرانسه، ژاپن، ايسلند، نيوزلند، مجارستان، مكزيك، فيليپين ، السالوادور و….. استفاده مي‌كنند و از اين ميان بزرگ‌ترين توليدكنندگان برق از انرژي زمين كشور‌هاي آمريكا، فيلپين، مكزيك، ژاپن و ايتاليا هستند.ايتاليا نخستين كشوري است كه براي شبكه راه آهن برقي خود از انرژي ژئوترمال استفاده كرده است. ايتاليا در نزديك شهر پيزا حدود 600 kw (كيلو وات) برق از اين طريق توليد مي‌كند. فرانسه از سال 1971 استفاده از انرژي زمين گرمايي را شروع كرده است. 660 واحد زمين گرمايي،‌آب گرم و گرماي مورد نياز 200 هزار واحد مسكوني رادر این کشور تامين مي‌كنند. نروژ اولين كشوري است كه از انرژي زمين گرمايي براي گرم كردن باند فرودگاه‌ها و جلوگيري از يخ‌زدگي آنها استفاده كرده است. ايسلند 85 درصد انرژي مورد نياز خود را از منابع زمين گرمايي تامين‌ مي‌كند.

در خصوص ظرفيت‌هاي نصب شده جهان براي استفاده از انرژي‌هاي زمين گرمايي، نظريه‌هاي مختلفي وجود دارد. يك تحقيقي محافظه‌كارانه صحبت از توليد 9000 تا 11000 mw (مگاوات) برق در 40 كشور جهان مي‌كند.

در نيروگاه‌هاي زمين گرمايي از آب‌هاي داغ و نيز بخارهاي داغ طبيعي كه از چاه‌هاي حفر شده از اعماق زمين بالا آورده شده است براي به حركت در آوردن توربين‌هاي بخار و توليد برق استفاده مي‌شود.

روش‌هاي به كار رفته در اين مورد به قرار زير است:

1-نيروگاه‌هاي برق سيكل بخار خشك 2- نيروگاه‌هاي برق زمين گرمايي تبخير آنی يك مرحله‌اي آب داغ 3- نيروگاه‌هاي برق زمين گرمايي تبخير آني دو مرحله‌اي آب داغ 4- نيروگاه‌هاي برق زمين گرمايي دو مداره 5- نيروگاه‌هاي برق زمين گرمايي تركيبي(زمين گرمايي- فسيلی)

در كنفرانس جهاني زمين گرمايي در سال 1992 هشدار داده شده‌است كه استفاده بي رويه از سوخت‌هاي فسيلي باعث صدمات جبران ناپذيري بر محيط زيست مي‌شود و برآورد شده است كه به ازاء هر كيلووات ساعت برق توليد شده ‌از سوخت ذغال سنگ حدود 2/1 كيلو گرم گاز دي‌اكسيد كربن (CO2) ايجاد وبه اتمسفر راه ‌مي‌يابد. اين مقدار گاز دي‌اكسيدكربن با جايگزين كردن ذغال سنگ توسط نفت به 9/0 ، توسط گاز طبيعي به 4/0 و توسط انرژي ژئوترمال به 13/0 كيلوگرم تقليل مي‌يابد.

كميسيون Public Service of Nevada هزينه‌هاي جانبي سوخت‌هاي فسيلي را برآورد كرده است. اين هزينه‌ها شامل هزينه‌هاي رفع آلودگي هاي مختلف ناشي از سوخت‌هاي فسيلي از جمله2 گازهای CO ،CO ، CH4 ،NO2،SO2 و… است . اگر اين هزينه ها به هزينه توليد الكتريسته‌ از سوخت‌هاي فسيلي اضافه شود در اين صورت توليد برق از ژئوترمال مقرون به صرفه ‌خواهد بود.

در كل هزينه سرمايه‌گذاري اوليه نيرو‌گاه‌هاي ژئوترمال در حدود هزينه نيرو‌گاه‌های فسيلي مي‌باشد. هزينه‌ توليد الكتريسته G/KWH)) ژئوترمال كمتر از هزينه توليد الكتريسته از انرژي‌هاي فسيلي است. اين هزينه در حدود 4 تا 6 سنت براي هر كيلو وات ساعت برق توليدي است. حدود 40 درصد كل هزينه سرمايه‌گذاري به عمليات شناسايي و اكتشاف مخزن، حفاري اكتشافي و توسعه‌اي مربوط مي‌شود. 50 درصد مربوط به هزينه تهيه دستگاه‌ها و لوله‌كشي در نيروگاه‌ و 10 درصد به ساير فعاليت‌ها مربوط مي‌شود.

منطقه آذربايجان به دليل قرار گرفتن در كمربند آتشفشاني جهاني (آتشفشان‌هاي سربه فلك كشيده ساوالان،‌ آتشفشان‌هاي جزيره شاهي و زنبيل داغي،مجموعه آتشفشانی سهند ،‌آغري داغي، نک‌های آتشفشاني كئچي قالا ، موغيتي، كامتال و ….) و وجود چشمه‌هاي آب گرم ومعدني فراوان مانند سرعين و… شرايط زمين شناسي وجود انرژي ژئوترمال را داراست. طبق مطالعات اوليه، انرژي ژئوترمال آذربايجان (ژول) j1018ื 100 بر آورد شده است

بررسي گزارشات قديمي و تلفيق آن با نتايج جديد مبين وجود دو پتانسيل عمده در آذربایجان است:1- ناحيه خوي – ماكو با وسعت تقريبي 6500 كيلومتر مربع ميباشد 2- ناحیه کوه ساوالان. وجود انديس هاي اميد بخش و نيز فاكتور هاي بهره برداري موثر تر موجب تمركز عمده فعاليت ها بر روي نواحي آتشفشان ساوالان و نيز ميدان ژئوترمال خوي – ماكو گشته است .

1- محور خوي – ماكو :

بررسي هاي اخير در اين ميدان با وسعتي در حدود 100 كيلومتر مربع مبين دماي ميانگين 120-90 (حداكثر 145) درجه سانتي گراد براي مخزن ميباشد. در سال 1997 تيمي متشكل از كارشناسان ايراني و فيليپيني مبادرت به برداشت هاي تفصيلي زمين شناسي، هيدروژئوشيميايي و ژئوفيزيك در ناحيه دره قطور نمودند و وجود پتانسیل ژئوترمال در این ناحیه را اثبات کردند.

2- محور آتشفشان ساوالان:

اوائل سال 1998 همگام با تشكيل تيمي متشكل از كارشناسان نيوزيلندي و ايراني بنا بر آن شد تا مطالعاتي تفصيلي بر روي آتشفشان ساوالان و پيرامون آن مشتمل بر منطقه سرعين صورت پذيرد. در حين اجراي اين پروژه مطالعات تفصيلي زمين شناسي نمونه برداري ژئوشيميايي و رزيستيويتي در 212 ايستگاه و در وسعتي بالغ بر 860 كيلومتر مربع صورت پذيرفت كه منجر به ارائه مدل هيرولوژئولوژيكي جديدي در اين محدوده گرديد. اگرچه مدل ارائه شده مذكور منجر به معرفي پنج آنومالي در نواحي پيرامون آتفشان ساوالان گشته است .ظاهرا مشاركت شركت نيوزيلندي در قالب مشاركت فني براي حفاري و چاه پيمايي كماكان در محدوده مورد نظر ادامه دارد.

عمده فعاليت هاي مركز انرژي هاي نو وزارت نيرو در ساليان اخير درآذربایجان عبارتند از:

1- تهيه نقشه زمين شناسي وآنومالیهای ناحيه خوي 2- برداشت هاي ژئوفيزيكي در ناحيه ساوالان به روش گراويمتري و آئرو ماگنتيك 3- حفاري 7 حلقه گمانه عميق در نواحي آتشفشان ساوالان و پيرامون

علي رغم پتانسيل هاي بسيار مناسب به منظور كاربرد انرژي ژئوترمال ، بواسطه سه دليل نبود سياستگذاريهاي كلان در زمينه به كارگيري انرژي هاي تجديد پذير، فقدان تكنولوژي مناسب در خصوص حفاري عميق ، مهندسي مخازن ، ساخت و نيز بهره برداري از نيروگاههاي ژئوترمال و بالاخره وجود رقيب سرسخت منابع ارزان سوختهاي فسيلي ، بهره برداري از پتانسيل هاي مزبور كماكان جدي گرفته نشده است. بهره برداري از انرژي هاي تجديد پذير به منظور تغيير در سبد انرژي اجتناب ناپذير باشد و لذا به كارگيري انرژي ژئو ترمال درآذربایجان ميتواند به عنوان گزينه اي به منظور تغيير كاربري سوخت هاي فسيلي مطرح گردد.با توجه به تجديد پذير بودن انرژي ژئوترمال، عدم آلودگي محيط زيست در نتيجه استفاده از اين انرژي ، وجود منابع عظيم و فراوان اين انرژي در اكثر نقاط آذربايجان و هزينه‌هاي پايين توليد برق از ژئوترمال در مقايسه باسوخت‌هاي فسيلي باعث خواهد شد كه درآينده‌اي نزديك ژئوترمال به عنوان مهمترين منبع تامين كننده انرژي و برق در آذربايجان مطرح شود.

منابع:

1- پرخیال،سهیل و کهربائیان،احمد.بررسی فنی و اقتصادی نیروگاههای زمین گرمائی.این مقاله در پنجمین کنفرانس سالانه انجمن مهندسین مکانیک ایران، تبریز1376 ارائه شده است.

2- دکتر محمود ثقفی، انرژی های تجدید پذیر نوین (چاپ دوم ، بهار 1382)، انتشارات دانشگاه تهران،389 صفحه

3-Meidav,T&Pigott, J(1994), The impact of Geothermal Energy Development and Employment in Geothermal Resources concil Bulletin,Vol. 23,No.10,P.339-344.



معادن تراورتن توفارقان(آذرشهر) - علي محمدي

تراورتن سنگ رسوبی کربناتهญای است که در محل چشمهญهای آهک ساز تشکیل میญشود که اگر این سنگ از بزرگی و پیوستگی لازم برخوردار باشد میญتواند به عنوان سنگ تزئینی و نما برای ساختمانها بکار رود. شرایط زمین شناسی لازم برای ایجاد چشمهญهای تراورتن ساز در بسیاری از نقاط آذربایجان فراهم است. برای مثال هم اکنون چشمهญهای تاپ تاپان توفارقان در حال تراورتن سازی هستند، یا چشمهญهای تراورتن ساز و توالی های تراورتن در شهرهای صوفیان، مرند، ارومیه، هشترود، جلفا و… را میญتوان نام برد. تراورتن توفارقان بعلت داشتن رنگ قرمز و لیمویی، از تراورتن های کمیابی است که مشهوریت جهانی دارد. صدها سال پیش، در ساختمان آثار تاریخی آذربایجان نظیر ارک و گوی مچید(مسجد کبود)، از سنگهای معادن توفارقان استفاده شده است. همچنین سنگ نمای ساختمان” اپرای ملی شهر جنوا” در ایتالیا، سنگ نمای ساختمان “هتل کاخ ژاپن” که از بزرگترین و مشهورترین هتلهای ژاپن است، سنگ نمای ساختمان “موزه ملی تاریخ” در برلین و… از تراورتن توفارقان میญباشد.

مجتمع معدنی توفارقان در جنوب و جنوب غربی شهرستان توفارقان جای دارد و در حقیقت ناحیه کوهپایهญای آتشفشان سهند است. مهمترین آبادی های مجتمع معدنی توفارقان عبارتند از: - روستای داش کسن که در 16 کیلومتری توفارقان قرار دارد. – نادیلو در سه کیلومتری توفارقان – دستجرد در شش کیلومتری غرب توفارقان واقع شده و شمالی ترین گوشه محدوده را در بر میญگیرد. – کلوانق در 500 متری شمال غرب کیلومتر 10 جاده توفارقان- عجب شیر واقع است. راه آهن تهران- تبریز در غرب ناحیه، کم وبیش، مرز آن است. بنابراین، مجتمع معدنی میان دو راه اصلی کشور، راه آهن در غرب و جاده تبریز- قوشاچای در شرق جای گرفته است. ایستگاه راه آهن “شهر امین” نزدیک روستای داش کسن ساخته شده و ایستگاه توفارقان کمی دورتر از روستای دستجرد واقع است. در مجتمع معدنی توفارقان کهنترین سنگهایی که وجود دارد سنگهای آهکی سازند لار با سن ژوراسیک است. فعالیت سهند از زمان میوسن آغاز شده و تا کنون به صورتهای مختلف ادامه داشته است. چشمه های آب معدنی و آهکساز کنونی، که گرداگرد کوه وجود دارند، نشانه های فعالیت زمان خاموشی آن است. تراورتن های گستره توفارقان به صورت لایه های کم وبیش افقی به طور دگر شیب روی سنگهای کهنتر تشکیل شده اند. چشمه های فعال با آبدهی بیش از 2 لیتر در ثانیه و هم اکنون در حال ساختن تراورتن می باشند. رنگ قرمز تراورتن های توفارقان که کم نظیر ترین تراورتن جهان است بعلت وجود مقدار کمی اکسید آهن می باشد.

ویژگیهای سنگ تزیینی توفارقان

تراورتن

در گستره توفارقان و در سطحی افزون بر 150 کیلومتر مربع، از قیرمیزی گؤل تا کرانه دریاچه ارومیه، پوششی از تراورتن دیده میญشود که بر پایه ویژگیهای صوری و اسامی روستاهای مجاورشان نامگذاری شدهญاند.

1- تراورتن گردویی: در معادن نادیلو، تراورتن ویژهญای وجود دارد که به علت ساخت موجی شکل لایهญهای تیره و روشن آن مانند پوسته تنه درخت گردومی باشد. نوارهای قهوهญای روشن و تیره از کربنات کلسیم آهندار به ضخامتهای مختلف میلی متری تا سانتی متری دارد. وجود این نوارهای تیره و گاه موجی در زمینه خاکستری روشن، سفید یا کرمی، نمایی به سنگ داده که مانند چوب گردو شده است. میزان ذخیره قطعی این تراورتن1412 و ذخیره احتمالی آن 3300 هزار تن است.

2- تراورتن قرمز: در معدن کلوانق شمالی و جنوبی و همچنین در معدن سردار آباد، تراورتن های قرمز خوش رنگی گسترش دارد. وجود مقدار مناسبی از اکسید آهن در ترکیب شیمیایی سنگ تراورتن، موجب پیدایش رنگهای چشم نواز آنها شده است. ضخامت لایهญهای قرمز رنگ، گاه تا 2متر بالغ میญشود. ذخیره قطعی آن 8437 و ذخیره احتمالی آن 41225 هزار تن است.

3- تراورتن لیمویی: اکسید آهن همراه با کربنات کلسیم دو ظرفیتی، تراورتن لیمویی را پدید میญآورد. در بخش کوچکی از شمال کلوانق، تودهญای از تراورتن به رنگ زرد لیمویی دیده میญشود. ذخیره قطعی این تراورتن 35 وذخیره احتمالی آن 216 هزار تن است.

مرمر

در معادن دستجرد و داش کسن، آراگونیتญهایی گسترش دارند که با نام مرمر شناخته شدهญاند. رنگهای چشم نواز این سنگها، پایه نامگذاری آنها به شرح زیر است:

1- مرمر سفید: کربنات کلسیم خالص، یا به مقدار خیلی کم، از اکسیدهای آهن.

2- مرمر سبز: رنگ این مرمر بدلیل وجود مقداری اکسید آهن دو ظرفیتی، سبز است.

3- مرمر خونی: به علت وجود مقداری اکسید آهن سه ظرفیتی به رنگ سرخ خونی درآمده که یا به صورت لکهญای یا نواری است و یا ترکیبی از لکه- نوار می باشد. ذخیره قطعی معدن مرمر توفارقان 45 و ذخیره احتمالی آن 220 هزار تن است.

منابع:

- فصلنامه سنگهای تزیینی ایران”سنگ” – شماره 4 – سال 1370

- مجموعه مقالات اولین سمینار بررسی معادن سنگهای ساختمانی”تزیینی و نما” – مقاله: ویژگیهایی از تراورتن های زینتی آذر شهراز حسن نبوی ویدا… رهبر.

 



معادن زیرزمینی آذربایجان، پتانسیلها، سیاست تبعیض - علي محمدي

سرزمین آذربایجان بدلیل قرار گرفتن در زون متالوژی ترشیری (سنوزوئیک) و بدلیل فعالیتهای ماگماتیسم و متامورفیسم، همچنین بدلیل وجود محیطهای رسوبی خاص در دورانهای مختلف زمین شناسی دارای ذخایر معدنی فلزی و غیر فلزی و نیز سوختهای فسیلی بسیار با ارزش میญباشد.

در یک نگاه کلی منابع زیر زمینی آذربایجان را میญتوان به سه گروه اصلی معادن فلزی، معادن غیر فلزی و نیز منابع عظیم انرژی تقسیم کرد.

در اینجا تنها به ذکرنمونهญهایی از این معادن بصورت کلی اکتفا میญگردد:

الف) معادن فلزی

1- معادن نفلین سینیت کلیبر(با عیار 22% اکسید آلومینیوم)، نفلین سینیت بوزقوش(با عیار 24% اکسید آلومینیوم) و پسودولوسیت سینیت رزگاه (با عیار 19% اکسید آلومینیوم) که بزرگترین معادن فلز آلومینیوم ایران وآذربایجان میญباشند. معادن نفلین سینیت بدلیل شرایط ژئولوژیک خاص آذربایجان در سایر ایالات ایران وجود ندارد.

2- معدن آلونیت طارم زنجان که معدن بسیار با ارزش فلز آلومینیوم با ذخیره بسیار بالاست.

3- معادن ارزشمندی از لاتریتญها که دارای مقداری بوکسیت نیز میญญباشند و در محدوده بسیار بزرگی از آذربایجان از مراغه تا ارومیه پراکندهญاند و تامین کننده فلز آلومینوم می باشد.

4- معادن مس سونگون، مزرعه، انجرد ورزقان و اهر و پتانسیلهای معدنی مس تازه اکتشاف شده گلین قیهญی و سرخه مرند و قطور خوی. معدن مس سونگون بزرگترین معدن مس پورفیری ایران با ذخیره ای بالغ بر 364 میلیون تن ذخیره قطعی قابل استخراج سنگ معدن مس، بزرگتر از معدن مس سرچشمه کرمان است. در معادن مس آذربایجان علاوه بر فلز مس عناصر بسیار ارزشمندی از قبیل طلا، نقره، مولیبدن، ولفرام، تنگستن و… نیز بصورت جانبی و همراه با مس استخراج می شوند.

5- معدن سرب و روی انگوران زنجان بزرگترین معدن سرب و روی ایران است. فلزهای استراتژیک سرب و روی با عیار بالایی در این معدن همراه با عناصر دیگری نظیر نیکل، کبالت، و کروم استخراج می شوند.

6- معادن بور قره گول، میانج و قره آغاج زنجان که تنهاترین معادن بور در ایران میญباشند. عنصر بور که در بسیاری از صنایع از قبیل صنایع هستهญای، صنایع غذایی، دارویی و… کاربرد دارد، از این معادن که ژنز رسوبی دارند استخراج می شود.

7- دریاچه ارومیه که بزرگترین دریاچه فوق اشباع از نمک جهان از نظر مساحت است بعنوان منبع عظیم و تجدید پذیر، دارای املاح فلزی و غیرفلزی بسیار ارزشمند مطرح میญباشد. مهمترین عناصر قابل استحصال از این دریاچه عبارتند از: منیزیم، پتاسیم، سدیم، بور، کلر و… که بصورت ترکیبات سولفاتی، کلریدی، کربناتی و… به میزان میلیونها تن در سال در دریاچه ارومیه تولید می شوند.

8- معادن طلای آق دره در تیکان تپه (تکاب)، با عیار طلای بسیار بالاتر از معدن طلای موته، معدن طلای خاروانا و اندیس های طلای آرموداق و آقوران در میانه، کانسارهای انجرد، مازگر در ورزقان، نازلو در بستانญآباد، قیزیل بولاق در چالدران، زرشوران در تخت سلیمان، چنگوری و خوم دره در سلطانیه، سهرین و گویجه قیه در زنجان، خلیفهญلو و ریزه جین در ابهر، گازرخان در قزوین، داشکسن بهارلو در همدان و…..

9- پتانسیلهای اورانیوم در اطراف سراب، طارم و در مسیر رودخانه آجی چای از معدن نمک خواجه تا کوه عینالی در تبریز

…

ب) معادن غیر فلزی

1- معدن کائولن زنوز در 18 کیلومتری مرند با ذخیره قطعی 33 میلیون تن و ذخیره احتمالی 90 میلیون تن، بزرگتریت معدن کائولن ایران است. معادن کائولن قوشاچای وکانسارهای با ارزشی از خاکهای نسوز در اکثر شهرهای آذربایجان از جمله مرند، مراغه، سرسکند، ملک کندی، وقزوین.

2- معادن دیاتومیت ممقان، شیبلی تبریز و اردبیل(بنفشه دره، چای سقرلو، آق قالا و قاسیم قشلاقی). بعلت وجود حوضهญهای رسوبی غنی از سیلیس در اطراف آتشفشانهای ساوالان و سهند منابع ارزشمندی از دیاتومیت در آذربایجان تشکیل شده است وتنها معادن دیاتومیت در ایران می باشند.

3- معادن باریت مرند، شبستر، هشترود، اهر و… باریت بعلت وزن مخصوص بالا در صنایع حفاری خصوصاً در صنعت نفت بصورت گل حفاری بکار می رود.

4- معادن گچ گروس صوفیان که دارای ذخیره بالایی است. همچنین معدن گچ بستان آباد نیز تامین کننده گچ مورد نیاز آذربایجان است.

5- معدن مارن( سنگ سیمان) در صوفیان که در واقع بخش بزرگی از رشته کوه مورو را شامل می شود.

6- معادن نمک خواجه، خوی، زنوز، دریاچه ارومیه و…

7- معدن با ارش سیلکریت در قاراقان قزوین که منبع عظیمی از سیلیس است و معدن سیلیس مراغه

8-معادن سنگ آهک در اکثر شهرهای آذربایجان از جمله، مرند، جلفا، ارومیه، اهر، مشکین شهر و….

9- معدن گوگرد توفارقان که دارای ذخیره قطعی بالایی است.

10- معدن میکای سیاه( بیوتیت) قاراباغ سلماس. میکا کاربرد بسیاری در صنایع الکترونیک، صنعت نفت و… دارد.

11- معدن فسفات سلطانیه زنجان.

12- معادن پرلیت و پوکه معدنی در میانه

13- معادن بنتونیت مرند. بنتونیت بصورت گل حفاری کاربرد زیادی در صنایع حفاری نفت و آب دارد.

14- معادن سنگهای تزئینی و ساختمانی در اکثر نقاط آذربایجان از جمله: معادن مرمر جلفا و زنوزق، سنگ کربناته تزئینی خوی، گرانیتญهای سولدوز، هوراند و ارومیه، معادن تراورتن توفارقان که بعلت رنگ لیمویی و قرمز دارای شهرت جهانی است و…

…

ج) منابع انرژی

1- میادین نفتی مغان که بصورت دو بلوک مغان یک و مغان دو برای اکتشافات تفصیلی و توسعه میادین برای سرمایه گذاری شرکتهای نفتی خارجی به مزایده گذاشته شده است. تا کنون وجود ذخایر هیدروکربنی در هفت طاقدیس به نامهای: اورتا داغ، قیر دره، خوروزلو داغ، دیگ داش، اصلاندوز، بالی بیگلو و گرمی به اثبات رسیده است. بعلت اینکه مخازن نفتی مغان از نوع چینه ای می باشند احتمال کشف میادین دیگر نفتی در این منطقه بسیار بالاست. همچنین دو میدان نفتی در شهرهای تورک نشین بیجار و ساوه آذربایجان نیز اکتشاف شده است که همچون میادین مغان برای مطالعات توسعه ای به مزایده گذاشته شده اند.

2- معادن زغال سنگ مراغه و جلفا که از معادن مراغه هم اکنون استخراج زغال سنگ صورت می گیرد. همچنین چندین منطقه که مرحله زغالญزایی بصورت کامل طی نشده است ولی تورب زایی و تشکیل تورب در آنها دیده می شود.

3- بعلت وجود چشمهญهای بیญشمار آب گرم در آذربایجان، منابع انرژی ژئو ترمال در آذربایجان می تواند بسیار زیاد باشد. تا کنون انرژی ژئو ترمال یا زمین گرمایی دردو محور ماکو- خوی با درجه حرارت 140 سانتی گراد و محور آتشفشان ساوالان اکتشاف و مورد مطالعه قرار گرفته است.

آذربایجان با داشتن منابع زیرزمینی غنی که تنها نمونهญهایی از معادن اکتشاف شده آن در بالا ذکر شد و مطمئناً تعداد معادن اکتشاف نشده آن به مراتب زیادتر خواهد بود و نیز

1- تمامی معادن فلزی و غیرفلزی موجود در استانهای آذربایجان دارای ذخیره قطعی بالا بوده و همگی بغیر از معدن مس مزرعه بصورت روباز مورد استخراج قرار میญگیرد، هزینهญهای استخراج از این معادن بمیزان قابل توجهی کاهش یافته و به اقتصادی شدن استخراج از این معادن منجر میญگردد.

2- وجود نیروی انسانی فعال، بومی و متخصص بمیزان زیاد در آذربایجان مزیتی دیگر برای تسهیل استخراج از این معادن بشمار میญآید.

3- وجود منابع آب غنی در اکثر مناطق آذربایجان، مشکل تاسیسات جنبی تلخیص و بازیافت کننده مواد خام معدنی را فراهم میญنماید.

4- بدلیل قرار گرفتن آذربایجان در مسیر ارتباطی اروپا و قفقاز و همجواری با کشورهای تورکیه و آذربایجان و نیز وجود راه آهن و جادهญهای ترانزیتی، امکان صادرات مواد معدنی خام و نیز محصولات صنعتی بازیافت شده از مواد معدنی را فراهم می نماید. همچنین ایجاد صنایع و تاسیسات جانبی برای استفاده از مواد خام معدنی را ضروری میکند.

ولی متاسفانه بدلیل وجود سیاست مرکز و کویرگرا در ایران تمامی معادن آذربایجان استخراج و بدون اینکه حتی درصدی از درآمد آن در آذربایجان هزینه شود، به تهران و کویرهای مرکزی ایران سرازیر میญگردند. بعنوان مثال معدن کائولن زنوز مرند بزرگترین معدن کائولن ایران است و مواد خام بیش از 90 کارخانه سرامیک و چینی سازی را تامین میญکند که بیش از 90 درصد این صنایع و کارخانهญها در خارج از آذربایجان و در استانهای فارس نشین مرکزی قرار دارند. متاسفانه در استخراج این معادن نیز از نیروی کار متخصص و فعال آذربایجانی استفاده نمیญگردد و تمامی مهندسین و کادر مدیریتی این معادن غیرتورک و فارس میญباشند، بعنوان مثال 2 سال قبل که از معدن مس مزرعه دیدن میญکردم این واقعیت را به چشمان خود دیدم. در این معدن مس تنها کارگران معدن تورک و بومی بودند و تمامی کادر فنی و مدیریتی فارس بودند. واقعیت مطلب این است که با سیاست و وضعیت موجود استخراج از معادن آذربایجان هیچ نفعی به ملت آذربایجان ندارد بلکه منجر به تخریب طبیعت و زیانهای مالی و حتی جانی به ساکنین منطقه میญگردد. بعنوان مثال معدن مس سونگون که بزرگترین معدن مس ایران است، بعلت قرار گرفتن در منطقه سرسبز قاراداغ بیش از 60% مساحت آن دارای پوشش جنگلی است، که در نتیجه بهرهญبرداری از بین خواهد رفت. بدلیل اینکه ترکیبات مس در این معدن سولفیدی است، پس از استخراج گانگ یا باطلهญهای این سنگها در سدญهای باطله انبار خواهند شد که به مرور زمان این ترکیبات سولفیدی وارد آبهای زیرزمینی خواهند شد که مستعد ایجاد حوادث طبیعی و حتی جانی ناگواری خواهند شد همانند آنچه که سال گذشته(1383) از ورود پساب معدن طلای آقญدره تکاب، به رود خانه آقญدره شد که منجر به مرگ تمامی آبญزیان موجود در این رودخانه و حتی ساکنین اطراف این رودخانه گرديد.

منابع

سایت سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی ایران www.gsi.ir  - گزارشات زمین شناسی اکتشافی در مناطق مختلف آذربایجان



معادن دیاتومیت در آذربایجان - علي محمدي

واژه دیاتومیت از کلمه یونانی Diatemenin مشتق شده و سنگ رسوبی سیلیسی سبک با رنگ سفید روشن وگاهی مایل به زرد بسیارنرم است که از تجمع بقایای پوسته و صدف سیلیسی دیاتومه ها بوجود می آید.دیاتومه ها از گروه گیاهان تک سلولی آبزی از نوع(Algues ) می باشدوتا کنون بیش از 300 نوع از دیاتومه ها شناخته شده اند. دیاتومه ها ازنظرشکل به دو گروه سانتریک یا دیسکی و رشته ای یا نخ مانند تقسیم می شوند. دیاتومه هااغلب در محیط های دریاچه ای که مقدار سیلیس در آن زیاد است گسترش می یابند.در آذربایجان بدلیل فعالیت ولکانوکلاستیکی آتشفشانهای ساوالان و سهند در کواترنر ووجود حوضه های کم عمق دریاچه ای در اطراف این ولکانها، سیلیس مورد نیاز برای گسترش دیاتومه ها فراهم آمد و هم اکنون اکثر معادن دیاتومیت آذربایجان در اطراف این کوه ها تمرکز دارند. پوسته سیلیسی دیاتومه ها یک هیدرو سیلیکات خالص نیست و عناصر دیگری نیز در ساختمان آن وجود دارد،بطوریکه در دیاتومیت هایی که دارای 82 تا86درصد سیلیس می باشد،علاوه بر آب به میزان3.5 تا 8 درصد ،اکسیدهای آلومینیوم (Al2o3) درحدود1.5 درصد واکسید آهن(Feo2 ,Feo3) تقریبا 0.2 درصد و مقدار کمی اکسیدسدیم (Na20) واکسید پتاسیم (K20) درساختمان پوسته دیاتومه ها دیده می شود. وزن مخصوص این سنگها در حدود 7/1 تا3/2 ،سختی ظاهری آن 5/1 است. صدف دیاتومیتها در اندازه های 4/0 تا 001/0 میلیمترمی باشند.

موارد مصرف دیاتومیت

- تصفیه (Filtration) بیشترین مصرف دیاتومیت بصورت فیلتر برای جدا سازی مواد معلق جامد از مایعات می باشد در حدود 237000 تن در سال 1968 و بیش از 60درصد دیاتومیت تولیدی در سال 1973 و بیشترین قسمت دیاتومیت استخراج شده در سال1985 بمصرف تصفیه رسیده است. دیاتومیت بعلت ظرفیت و خاصیت جذبی و مقاومت حرارتی زیاد و سایر خصوصیات یکی از بهترین صافی ها است.دیاتومیت بصورت پودر بعنوان فیلتر در صنایع غذایی،تصفیه شکرخام وروغن نباتی،مارگارین وروغن حیوانی،پنیر،میوه وسبزی جات در صنایع غیر خوراکی منجمله اسیدها و آنتی بیوتیکها،مواد شیمیائی آلی و معدنی،حلالها و مومها،آب و فاضلاب و استخرهای شنا،سوخت هواپیماهای جت، برطرف کردن آلودگیهای مواد سیال و درذوب فلزات بکار برده می شود.

- پر کننده : دومین مصرف دیاتومیت بعنوان پرکننده می باشد.درسال1978 در حدود20درصد(بالغ بر95000 تن)از دیاتومیت استخراجی بعنوان پر کننده مصرف گشته است. در صنعت رنگ از این ماده بعنوان بتونه همچنین سمباده نرم وپولیش دهنده فلزات استفاده می گردد.چون دیاتومیت از سیلیس اوپالی درست شده دارای سختی مناسبی برای سایش اجسام مخصوصا فلزات بکار می رود.

- چون دیاتومیت تخلخل زیادی دارد وسطوح وسیعی ناشی از حجرات ریز دیاتومه باعث می شود دو برابرو نیم وزن خود مایعات را بخود جذب نماید.ازاین خاصیت در حمل مواد پاککننده و حشره کش و غیره استفاده می گردد.همچنین دیاتومیت در تهیه مواد منفجره ، کنترل شعله کبریت،صفحات جداکننده باطری،در ترکیب گل حفاری، در ترکیب و تهیه ظروف استیل،تهیه سیمان پوزالان ،لاستیک سازی ، صنایع نسوز،سیم جوشکاری،تصفیه آلودگیهای مواد سیال،تهیه آجرها و مصالح ساختمانی بعنوان سیلیس فعال ،در تهیه سیلیکات های قابل حل در کارخانجات لعاب سازی و سرامیک سازی مورد استفاده قرار می گیرد.

دیاتومیت های تجاری

برای استفاده از دیاتومیت یک سری اعمالی روی آن انجام می دهند. بهمین جهت دیاتومیت را به سه نوع تقسیم می نمایند. 1- دیاتومیت های طبیعی 2- دیاتومیت فلوکس کلسینه 3- دیاتومیت کلسینه

دیاتومیت های آذربایجان(چای سقرلو،بنفشه دره وممقان) طبیعی بوده و بقیه تغلیظ شده می باشند با توجه به جدول فوق دیاتومیت های آذربایجان ازنظر مقدار سیلیس برای استخراج بسیار مناسب می باشد زیرا در الجزایر دیاتومیتی را که دارای سیلیس در حدود 40/59 درصد بوده استخراج می نمایند. بامقایسه دیاتومیت های آذربایجان با کشورهای مختلف وضعیت سیلیس بسیار مناسب بوده و استخراج دیاتومیت از معادن آذربایجان مقرون بصرفه می باشد.

معادن دیاتومیت در آذربایجان

دیاتومیت های روستای آق قالا

روستای آق قالا بین جاده اردبیل – نیرو در سمت شمال جاده و بفاصله دو کیلومتری از آن قرار گرفته است.در شمال این روستا طبقات رسوبی دیاتومیت بطور متناوب دیده می شود که در بعضی قسمتها ضخامت رسوبات دیاتومیتی تا 15 متر هم می رسد.مقدار سیلیس موجود در دیاتومیت های این منطقه بیش از 66 درصد است.

دیاتومیت های روستای چای سقرلو

این روستا در 20 کیلومتری اردبیل و در مجاورت جاده اردبیل-نیر واقع است.درغرب این روستا بلندیهایی موجود است که لایه های دیاتومیتی با ضخامت بیش از 2 متروبرنگ سفید مایل به سبزودر بعضی قسمتها برنگ صورتی قابل مشاهده می باشند.

دیاتومیت های روستای قاسیم قشلاقی

این روستا در مجاورت جاده سراب-اردبیل ودر7 کیلومتری اردبیل واقع است.لایه های دیاتومیتی در اطراف این روستا با ضخامت چندین مترقابل مشاهده می باشند.

دیاتومیت های روستای بنفشه دره

این روستا در فاصله 6 کیلومتری و در جنوب غربی اردبیل واقع است. لایه های دیاتومیتی بضخامت 2 متر وبرنگ سفید و سفید مایل به زرد کم رنگ در شرق این روستا مشاهده می گردد. دیاتومیتهای این منطقه دارای لایه بندی بسیار ظریفی بوده که براحتی شکسته و خرد می گردد.

آثار خلعت پوشان و روستاي كرگه

اين آثار از 5 كيلومتر تبريز شروع شده و تا روستاي كرگه ادامه مي‌يابد با آنكه آثار دياتوميت در چندين رخنمون از نظر ظاهري جالب توجه مي‌باشد ولي به علت نزديكي به محدود شهري امكان عمليات اكتشافي و استخراج تا اندازه اي مشكل به نظر مي‌رسد.

آثار معدني ائل گولي و شهرك پرواز

اين سنگها در اطراف ائل گولي تبريزرخنمون دارند. دياتوميت‌هاي ائل گولي در شهرك پرواز در مطالعات مقدماتي هر چند پر عيار و از نظر ذخيره نسبتاً خوب به نظر مي‌رسد ولي به دليل قرار گرفتن در محدوده شهر و كارخانجات عمليات استخراجي يا مشكلات متعددي روبرو خواهد بود. در اطراف ائل گولي نواحي دياتوميت دار زير شهر كهايي كه در حال احداث هستند قرار گرفته است. ضمناً در مسير جاده كمربندي كه از اطراف لاله مي‌گذرد و لايه‌هاي پر عيار توسط جاده قطع مي‌گردد و يكي از لايه‌ها كه خلوص بيشتري دارد حدود 1 متر ضخامت دارد.

كانسار دياتوميت ممقان

كانسار دياتوميت ممقان در 50 كيلومتري جنوب غرب شهر تبريز در مسير جاده تبريز به توفارقان (آذر شهر) و در جنوب و جنوب غرب قله سهند در اطراف كوه شرشرگونئي واقع است. عمليات طرح اكتشاف تفضيلي كانسار دياتوميت ممقان از اواخر سال 1365 تا 1367 طول كشيد. وسعت عمليات 35 كيلومترمربع تحت پوشش نقشه زمين شناسي اين 5000: 1 و ناحيه كوچكتري به وسعت 2 كيلومتر مربع تحت پوشش نقشه زمين شناسي 1000: 1 بود. كلاً 9 افق دياتوميتي مشخيص شده است كه عيار هر كدام بطور جانبي تغيير مي‌كند. اين منطقه بوسيله رسوبات اواخر دوران سنوزوئيك پوشيده شده است. در اواخر دوران سنوزوئيك زمين شناسي درياچه كم عمقي كوههاي سهند را احاطه كرده و آنرا به صورت جزيره و يا شبيه جزيره درآورده است. پس از آغاز فعاليتهاي آتشفشاني كوههاي سهند و رسوبات خاكسترهاي آتشفشان و ساير مواد آذرين بيروني و ورود چشمه‌هاي سيليس به حوزه درياچه اي دامنه‌هاي آن، شرايط لازم براي رشد و تكثير دياتومه‌ها فراهم شد.

از هر دياتومه در مدت 30 روز نزديك به يكصد دياتومه توليد مي‌شود. احتمالاً در يكي از فازهاي آتشفشاني مواد خروجي و يا گازهاي سمي وارد محيط زيست دياتومه‌ها شده و مرگ دسته جمعي آنها را سبب شده است. پوسته سيليسي اين دياتومه‌ها پس از مرگ ته نشست كرده و در اثر دياژنز لجن‌هاي دياتومه ذخائر لايه اي شكل دياتوميت را بوجود آورده است. وجود لايه‌هاي متناوب در منطقه (9 لايه ) نشانگر تكرار اين فرآيند در زمانهاي مختلف است و ضخامت نسبتاً كم آنها گسترش كم دياتومه‌ها را نشان مي‌دهد.

متلاطم بودن محيط رسوبي سبب اختلاط و پرشدگي شديد حفره‌ها و حجرات دياتومه‌ها با توفها و ماسه‌هاي در بر گيرنده آنها شده است. در نتيجه طول لايه‌ها كوتاه و اكثراً عدسي شكل با ضخامت شديداً متغير و مخلوط با ذرات گل و توف مي‌باشد. بين هر دو لايه دياتوميت دار رسوبات درياچه اي از توف، پوميس، ماسه بادي و كنگلومرا قرار دارد. رنگ آنها از سفيد تا سبز كمرنگ است. قديمي ترين رسوبات مربوط به رسوبات دوره ميوسن است.

تنها معدن توليد كننده دياتوميت در ايران كه در حال حاضر بطور فعال كار مي‌كند معدن دياتوميت كامل آباد در 15 كيلومتري شرق مراغه در استان آذربايجان شرقي است. ذخيره اين معدن 243000 تن بر آورد گرديده است كه توسط شركت منطقه اي معادن آذربايجان بهره برداري مي‌شود. مهمترين معدن غير فعال در ايران معدن ممقان مي‌باشد.

روش های استخراج( Technology Mining)

بیشتر دیاتومیتهای تجاری در نزدیک سطح بوجود آمده اند وبوسیله متدهای حفاری روباز استخراج می گردند. برای ته نشست های دریاچه نظیر((Myvaton ایسلند، متد لاروبی بوسیله ماشین های حفاری معمول گردیده است.تکنیک های حفاری زیر زمینی و حفاری روباز در ماسیف سانترال فرانسه بکاربرده می شود.همچنین دراروپا،آفریقا،آمریکای جنوبی و آسیا استخراج بطریقه زیر زمینی و روباز انجام می پذیرد.حالت لایه ها،ضخامت لایه ها وانتشار افقهای ناخالص موجود در آنها و حتی ضخامت لایه های روی آنها تاثیر زیادی در استخراج دارد. روش استخراجی معمول در مورد دیاتومیت های آذربایجان استخراج به روش روباز است.چون اولا لایه های دیاتومیت سطحی هستند،ثانیا گانگ و باطله که بصورت لایه های آهکی ،کنگلومرا و پومیس بر روی افقهای دیاتومیتی قرار گرفته اند ضخامت چندانی ندارندتا از روش زیر زمینی استفاده شود.

بررسی اقتصادی دیاتومیت اردبیل

در آذربایجان تشکیل دیاتومیت با فعالیت های رسوبی وولکانوکلاستیکی میو پلیوسن همزمان بوده است. با توجه به کاربردهای متنوع دیاتومیت در صنعت و همچنین در حد معمول بودن سیلیس دیاتومیتهای جنوب اردبیل (بطور متوسط 65 درصدسیلیس ،در صورتیکه سیلیس دیاتومیت های الجزایر 58 درصد می باشد که هم اکنون از آنها بهرهبرداری می گردد) و بعلت وجود دیاتومه های متنوع ( دیاتومه های گرد،سوزنی،رشته ای ،کلنی و..) در دیاتومیتهای اردبیل، استفاده انها راجهت مصارف گوناگون امکان پذیر می سازد.از طرفی گسترش لایه های دیاتومیت در جنوب و جنوب غربی بسیار زیاد بوده وناخالصی این رسوبات تقریبا یکنواخت بوده و بیشتر از رس و شیشه و پونس تشکیل شده که امکان جدایش این مواد باطله نیز بطور ساده صورت می گیرد. نزدیکی معدن دیاتومیتهای اطراف اردبیل به جاده های مواصلاتی و خود شهر اردبیل مزیتی مهم برای این معادن است که هزینه های استخراج را پایین می آورد. با اینکه ضخامت لایه های دیاتومیتی در بعضی از قسمتها کم بوده و در بعضی افقها در زیر لایه های اهک قرار گرفته است ولی وجود افقهایی با ضخامت بیش از 15 متر و درصد سیلیس بالا و تکرار طبقات دیاتومیتی در چندین افق مختلف ،همچنین استخراج بصورت روباز و.. اقتصادی بودن استخراج دیاتومیت از این معادن را توجیه می کند.

منابع

- دیاتومیت های جنوب اردبیل،محمد وثوقی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم،دانشگاه تهران، 120 صفحه

- گزارش مقدماتی اکتشاف دیاتومیت در آذربایجان،ارژنگ بهروزی با نظارت افتخار نژاد 1364

- گزارش دیاتومیت های جنوب اردبیل ، علیرضا بابا خانی و ناصر حسین خان ناظر 1361

- گزارش زمین شناسی و پی جویی در اردبیل ،اسدالله زاده کبیر با همکاری قاسمی برقی ،قبادی و هوشمند

Meisinger.A.C.1985.Mineral Facts and problems. Diatomite (P.249-254)-

 



معدن كائولن زنوز - علي محمدي

بيشترين مصارف كائولن در كاغذسازي، سراميك، رنگسازي، ديرگداز، پلاستيك، لاستيك سازي، دارويي، حشره كش، جذب كننده، مواد پاك كننده، مواد غذايي، تهيه داروها و تهيه كودهاي شيميايي است. حدود 50 درصد از كائولن در كاغذسازي به عنوان پركننده و روكش، 20 درصد در صنايع سراميك و ديرگداز، 10 درصد در لاستيك سازي به عنوان پركننده و 20 درصد در رنگ سازي پلاستيك استفاده مي شود. كائولن يا خاك چيني به رنگ سفيد بيشترين كاربرد را در توليد چيني و سراميك دارد. سنگ کائولن برحسب نوع پيوندهايش به دو گروه پيوند نرم و سخت طبقه بندي مي شود. مصارف سنگ کائولن با پيوند نرم عمدتاً در صنايع کاشي سازي، چيني و سراميک سازي لستفاده مي شود و مصارف سنگ کائولن با پيوند سخت در صنايع لاستيک سازي و کاغذ سازي استفاده مي شود .

رنگدانه: كائولن كه به عنوان رنگدانه مورد استفاده قرار مي گيرد به نوع پركننده و پوشش كاغذ تقسيم مي شود كه اين تقسيم بندي براساس درخشندگي، اندازة ذرات و ويسكوزيته آن است. كائولن كاني پركنندة ارزان، سفيد يا نزديك به سفيد است كه در يك دامنه وسيع از PH خنثي است. غير ساينده و اندازه ذرات كوچك ولي فابل كنترل، هدايت گرمايي و الكتريكي كم و درخشندگي خوب است، در كاغذ، پلاستيك، رنگ، لاستيك، چسب، بتونه و… كاربرد دارد. تركيب شيميايي آن بحراني نيست به جز اينكه در رنگ تاثير ميگذارد، همچنين جذب روغن يا نفت آن بويژه براي رنگ يا لاستيك مهم است. خواص فوق به همراه شكل دانه ها، ويسكوزيته و PH به آن اجازه ميدهد تا به عنوان رنگدانة پوششي كاغذ بكار رود. درخشندگي، صافي و پذيرش جوهر در كاغذهاي چاپ و نوشتاري، هنري و… از خواص آن است. در پلاستيك، كائولن براي ايجاد سطح صاف، پايداري در جهات مختلف و مقاوت در برابر مواد شيميايي مصرف ميشود (PVC، پلي استر ترموپلاستيك، نايلون و…).

كاغذسازي: استفاده از كائولن در كاغذسازي باعث نرمي كاغذ خواهد شد و جذب جوهر، درخشندگي، ارزاني و پوشش مناسب از ديگر مزيت هاي استفاده از كائولن در صنايع كاغذسازي است.

رنگ سازي: استفاده از كائولن در رنگ سازي پلاستيك سبب كنترل ويسكوزيته مي شود. 10 % كائولن در رنگ سازي مورد مصرف دارد و باعث بالا رفتن قدرت پوششدهي، روان كنندگي و پخش كردن رنگ ميشود. در رنگ سازي از كائولن مرغوب و خالص به صورت ماده رنگي و پرکننده بهره مي گيرند. در رنگهايي كه با آب شسته مي شِوند نيز انواع كائولن درشت دانه نوع مات و انواع كائولن ريزدانه نوع شيشه اي را ايجاد مي كنند.

لاستيك سازي: در صنعت لاستيک سازي نيز كائولن را به عنوان ماده پرکننده به کار مي برند. كائولن مقاومت در برابر سايش و صلبيت آن را افزايش ميدهد. از كائولن خالص و نرم در لاستيک هاي نرم نظير کاشي هاي لاستيکي و كائولن ناخالص در تهيه لاستيک هاي سخت نظير پاشنه و کف در کفش ها و لاستيک خودرو ها استفاده مي شود

سراميك سازي: 20 % کائولن به عنوان يكي از مواد اوليه و اساسي در صنايع کاشي، چيني و سراميك سازي است. كائولن از انواع نسوزهاي آلومينيايي است كه ميزان Al2O3 در آنها بسته به نوع آنها متغير است. انواع كم آلومينا كائولن تكليس شده، فلينت (45-35%) و انواع پرآلومينا مانند آندالوزيت، كيانيت و سيليمانيت (60-40%).

كاربرد شيميايي ديگر: كائولن داراي آلومينا و سيليكا است (افزودني سيمان، توليد زئوليت و سولفات آلومينيم، توليد فايبرگلاس، كاتاليزور و عمل كنندههاي كاتاليزور، ظروف دارويي، حشره كشها، غذاي حيوانات).

معدن كائولن زنوز:

معدن كائولن زنوز (آق داغ) در 20 كيلومتري شمال شرقي شهرستان مرند در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. كائولينيزاسيون سنگهاي آتشفشاني موجب ايجاد ذخاير مناسبي در منطقه زنوز در محدوده‌ اي به وسعت 250 كيلومتر مربع و عمق حدود 60 متر شده است. معدن كائولن زنوز در اين منطقه قرار دارد. كوه آق داغ با ارتفاع 244 متر از قاعده بشكل هرم است كه طول آن 700 و عرض آن 350 متر است. پديده كائولينيزاسيون سنگهاي فوق ممكن است با دگرساني گرمابي به بخش مركزي محدوده فوق مربوط باشد. قسمت اصلي كائولن زنوز از كانيهاي رسي (كائولنيت)، بيوتيت و كوارتز و كانيهاي فرعي مانند هالويزيت، ايليت و اسمكتيت تشكيل شده است. براساس مطالعات صورت گرفته بر روي نمونه‌هاي مختلف كانسار، مشخص شده كه ناخالصي عمده‌اي كه خواص تكنولوژيكي اين كانسار را خدشه دار نموده، كوارتز مي‌باشد براساس مطالعاتي كه بر روي كائولن زنوز صورت گرفته، ‌مشخص شد كه امكان جدايش كوارتز كه به علت خاصيت سايندگي سبب محدوديت مصرف آن در صنايع كاغذسازي مي‌گردد از طريق فلوكولاسيون انتخابي وجود دارد. وزن مخصوص كائولن زنوز 2.24 گرم بر سانتي متر مكعب است.

اين معدن داراي ذخيره قطعي 33 ميليون تن ،‌ذخيره مطمئن 48 ميليون تن وذخيره احتمالي 90 ميليون تن كائولن بوده و بزرگترين معادن كائولن كشور است. همچنين در مجاورت اين معدن معدن ديگري تحت عنوان بلوتلوق وجود دارد كه داراي ذخيره كائولن بالاي است و هم اكنون از اين معدن نيز جهت تامين كارخانه كائولن شويي استفاده مي گردد. همچنين بر اساس مطالعات اكتشافي در روستاي زنوزق نيز معدن كائولن ديگري كشف شده است. با توجه به خصوصيات زمين شناسي منطقه و نيز امتداد زون كائولنيزه شده احتمال وجود ذخاير ديگري از كائولن در منطقه وجود دارد.

تاريخچه معدن:

روسها براي اولين بار معدن كائولن زنوز را كشف و از آن بصورت پلكاني استخراج نموده اند. شروع استخراج كائولن از معدن به صورت روباز در سال 1337 صورت گرفت. در سال 1364 شركت صنايع خاك چيني ايران در 12 كيلومتري معدن كائولن زنوز با مشاركت شركت سرمايه گذاري تأمين اجتماعي و با هدف توليد كائولن شسته شده و ميكرونيز تاسيس شد.كارخانه صنايع خاك چيني ايران در 12 كيلومتري معدن كائولن زنوز و تأمين كائولن مصرفي صنايع چيني ظروف و بهداشتي کاشی و سرامیک و لعاب كه از منابع خارجي تأمين مي شد. کسب سهم عمده بازار كائولن ایران در سال 1379. شروع صادرات به کشور پاکستان1381 و صادرات به کشورهای امارات،عمان و بنگلادش… در سال 1383

كارخانه كائولن شويي زنوز:

اولين و تنهاترين کارخانه فرآوري کائولن در ايران کارخانه زنوز بوده که ظرفيت توليد ساليانه آن در دو خط تر و خشک 90000 تن و ظرفيت توليد کائولن براي درجه کاشي 76000 تن در سال ميباشد

ميزان توليد هر يك از سه خط توليد آنها در سال بشرح زير است:

خط‌ تر درجه يك : 33000 تن، خط خشك درجه يك، 16000 تن
خط ‌تر درجه دو ‌: 12000 تن، خط خشك درجه دو‌، 29000 تن
ميزان توليد كائولن درجه كاشي: 76000 تن

كارخانه شرکت صنایع خاک چینی ایران با ظرفیت سالانه 100000 تن تولید کننده انواع كائولن شسته شده و فرآوری شده ، فلدسپار،بال کلی، سیلیس ودیگر محصولات مرتبط است واستخراج مواد عمدتا از معدن زنوز با33 میلیون تن ذخیره قطعي میباشد. روش معدن كاري در معدن زنوز به صورت خشك و روباز ميباشد. سنگ هاي كائولن توسط انفجار و يا بلدوزر استخراج و دپو شده و پس از تعيين درجه بندي توسط كاميون به كارخانه حمل مي شود.

منابع:

- ارزاني، كاوه (1366)، معدن كائولن زنوز ، دانشگاه آخن آلمان

- گزارشات اكتشافي كائولن در آذربايجان، سازمان زمين شناسي كشور

 



معدن مس ـ موليبدن سونگون - علي محمدي

کابرد مس:عنصر مس با کاربرد گسترده در صنايع الکتريکي، شيميايي اغلب به صورت ترکيب با ساير عناصر يافت مي شود. 50% کاربرد فلز مس در صنايع الکتريکي و ارتباطات و 25% آن در صنايع ماشين سازي مي باشد. این فلز به عنوان يك ماده اوليه و استراتژيك به صورت خالص با يك عنصر آلياژي و همراه با روي در برنج در صنايع مختلف ساختمان سازي ( 39 درصد)، صنايع الكتريكي و الكترونيكي (28 درصد )، تجهيزات حمل و نقل (11 درصد ) و در محصولات عمومي و مصرفي (به ميزان 11 در صد ) به كار مي رود. امروزه تقريبا در كليه زمينه هاي صنعتي، كشاورزي، ساختماني، داروئي، دفاعي، الكترونيكي، بهداشتي و … مواد معدني و كانيهاي اقتصادي بعنوان مواد اوليه و يا مواد خام نقش بسيار مهمي را ايفا مينمايند و درمجموع يكي از اركان اصلي در اقتصاد هر كشور محسوب مي شوند.

معدن مس ـ موليبدن سونگون

كانسار مس ـ موليبدن پورفيري سونگون، واقع در آذربايجان در سوي شمال غرب كمربند ولكانو- پلوتونيك سهند- بزمان يا كمربند مس پورفيري كشور قرار دارد. فاصله اين كانسار از تبريز 195 كيلومتر از اهر 75 كيلومتر و از ورزقان 25 كيلومتر بوده و در مجاورت روستاي سونگون واقع است.

مختصات اين كانسار 46 درجه و 43 دقيقه طول شرقي و 38 درجه و43 دقيقه عرض شمالي مي باشد. توده معدني كانه دار سونگون به شكل يك بيضي با كشيدگي در جهت غرب به شرق و با مساحتي برابر 2/3 كيلومتر مربع در شمال روستاي سونگون قرار دارد قطر بزرگ اين بيضي 2/2 و قطر كوچك آن 1/1 كيلومتر مي باشد. سطح توده كانسار در شبكه اكتشاف تفصيلي يك كيلومتر مربع (98 هكتار) است كه بيش از 60 درصد سطح اين معدن داراي پوشش جنگلي مي باشد. بلند ترين و پست ترين نقاط در روي كانسار، به ترتيب 2450متر (داش ديبي) و 1700 متر (بستر سونگون چاي) با اختلاف 750 متر است.

نخستين بررسي فني- اقتصادي اين كانسار در سال 1371 تحت عنوان پروژه امكان سنجي مقدماتي كانسار سونگون توسط شركت كانادايي (SNC) در قالب دو جلد گزارش تنظيم شد. دومين بررسي فني اقتصادي كانسار مزبور در سال 1373 توسط شركت مهندسين مشاور ايتوك در قالب 3 جلد گزارش ارائه شد.

براي اكتشافات تفصيلي در اين معدن در كل 55000متر تا دي ماه 1374 حفاري مغزه گيري در قالب 137 گمانه اكتشافي و حدود 2200 متر حفاري تونل شامل 6 دهانه تونل صورت گرفته است. حفر گمانه ها در شبكه 100*100 متر صورت گرفته است. تمركز اصلي زون غني شده در ديواره شرقي معدن بوده كه به سمت غرب از غني و ضخامت آن كاسته مي شود.

در كانسار مس سونگون منطقه بندي قائم ويژه ذخاير پورفيري مس به صورت 3 زون فروشست (Leached) به ضخامت 80 تا حداكثر 150 متر، سوپرژن به ضخامت متغيير 0 تا 200 متر و زون هيپوژن به ضخامت متوسط 100 متر مي باشد.

كانسار سونگون در واقع يك كانسار اسكارنو- پورفير و متشكل از يك كانسار كوچك اسكارني مس، سرب، روي و آهن و كانسار بزرگ مس- موليبدن پورفيري است. كانيهاي اقتصادي اصلي در كانسار پورفيري شامل كانيهاي اوليه كالكوپيريت، موليبدنيت و كانيهاي ثانويه كالكوسيت، كوولين و مس خالص است. عناصر مفيد آن Cu, Mb, Au , Ag عناصر مزاحم Se, As, Bi و روش استخراج در اين معدن به صورت روباز است .

كاني سازي اصلي كانسار شامل كاني هاي مس و موليبدن است. مهمترين كاني هاي اين معدن عبارتند از: پيريت، كالكوپيريت، موليبدنيت، مس خالص، روتيل، ايلمنيت، كوپريت، كالكوسيت، كوولين، ايدائيت، بورنيت، آرسنوپيريت، تنانتيت و تترائدريت است. كاني سازي در اين معدن به دو صورت افشان و رگه اي ديده مي شود.

ذخيره قطعي كانسار سونگون به روش مقاطع قائم محاسبه شده كه در حدود665 ميليون تن ماده معدني براي زون هيپوژن و 108 ميليون تن براي زون سوپرژن بوده است. ذخيره اكسيده مس نيز با استفاده از روش پلي گون معادل 7/6 ميليون تن با متوسط مس اكسيده 737/0 درصد و متوسط سولفوره 152/1 درصد محاسبه شده است.

در كل ذخيره احتمالي حدود 470 ميليون تن و ذخيره ممكن حدود 600 ميليون تن براي كانسار است كه در مجموع كل ذخاير قطعي، احتمالي و ممكن در محدوده كانسار سونگون حدود 7/1 ميليارد تن سنگ مس با عيار 63 گرم بر تن است و بدين صورت معدن مس سونگون داراي ذخيره احتمالي و قطعي بالايي نسبت به معدن سرچشمه كرمان است. با توجه به قرار گرفتن آذربايجان بر روي زون متالوژي آلپ ـ هماليا كانسارهاي ديگري از مس همچون معدن مس مزرعه اهر، معدن مس انجرد اهر، معدن مس سرخه مرند، و نيز انديسها و معادن مس هشت جین، رشیدآباد، اوزون دره، سنجده و بولاغ در خلخال- معدن مس موئیل در سراب - معدن قلی دره در مشگین شهر- معادن آق دره، قره داش و بایچه باغ در تخت سلیمان- معادن آینالو و گوزل بلاغ در صائین قالا - معدن اقبالیه در سلماس - معدن دیلک وردی و زورآباد در چالدران - معدن قزل داش در خوی - معادن آق دره و پاسار در رودیار- معادن خلیفه لو، الوند، حلال آباد و باریک آب در ابهر- معادن قشلاق، کلرود و گلیچه در طارم زنجان اشاره كرد كه احتمال دارد با مطالعات دقيقتر اين زون، كانسارهاي متعدد و با ظرفيت بالاي مس و موليبدن در آذربايجان شناسايي گردد كه در اين صورت آذربايجان پس از شيلي دومين ذخاير مس را در جهان به خود اختصاص خواهد داد.

كارخانه كانه آرايي مس سونگون براي دو فاز 6 و 25 ساله طراحي شده است. فاز اول طرح،كارخانه اي با ظرفيت سالانه هفت ميليون تن خوراك است كه در سال 1384 راه اندازي شد. ميزان توليد سالانه كارخانه يكصد و پنجاه هزار تن كنسانتره مس با عيار 30 درصد است. در فاز دوم ظرفيت سالانه كارخانه تا چهارده ميليون تن خوراك افزايش خواهد يافت. در فرآيند پرعيار سازي طراحي شده براي اين كارخانه، كانسنگ مس استخراج شده پس از خرد كردن اوليه به كمك سنگ شكن، وارد انبار مواد درشت دانه خواهد شد، سپس مواد خرد شده به كمك آسياي خود شكن و گلوله اي، تا ابعاد زير 100 ميكرومتر آسيا شده و در ادامه تحت فرآيند هاي تصفيه و غني سازي قرار خواهد گرفت. مسئو ليت اين طرح را شركت ملي مس ايران به عهده دارد .

ظرفيت استخراج سالانه معدن مس سونگون ۱۴ ميليون تن خواهد بود و هرسال۲۷۰ هزار تن كنسانتره مس با عيار۳۰ درصد در اين پروژه توليد خواهد شد.

مطالعات مربوط به نحوه انتخاب تكنولوژي توليد با مشاركت شركت ايتالياييEngitec در حال انجام است. در صورت نهايي شدن روش و تكنولوژي توليد و ميزان و نحوه مشاركت بخش خصوصي، كنسانتره استحصالي مس سونگون در واحد مربوطه به مس كاتدي تبديل شده و ايجاد صنايع پايين دستي را موجب خواهد شد.

با احداث كارخانه توليد مس كاتدي در نزديكي معدن (بگفته معاون وزير، هراتي نيك در 55 كيلومتري معدن) كنسانتره توليد شده در همين محل به مس كاتدي تبديل مي شود و ديگر به استان كرمان حمل نخواهد شد. طرح توليد مس كاتدي طوري تهيه شده كه محصول آن مورد تاييد بورس فلزات لندن (LME) قرار مي‌گيرد. زيرا درجه خلوص آن بين 995/99 تا 999/99درصد است و در واقع داراي درجه(A.Grade) است.

با توجه به خواست مردم منطقه براي احداث كارخانه توليد مس در نزديكي معدن ( متوقف كردن ماشينهاي كاركنان غير بومي معدن توسط مردم ورزقان در سال1384 در اعتراض به حمل كنسانتره به استان كرمان) و نيز افزايش قيمت مس در بازارهاي جهاني به دليل افزايش واردات مس دو كشور بزرگ چين و هند، و نيز آمادگي شركتهاي خارجي براي احداث كارخانه توليد مس با تكنولوژي روز، احتمال ساخت و احداث كارخانه تقويت گرفته است. حال وجود منابع اب فراوان، وجود نيروي متخصص و بومي بيكار در منطقه، نزديكي به راه آهن و جاده هاي ترانزيت توركيه و اروپا و نيز وجود معادن مس متعدد با عيار بالا در منطقه نيز توجيهي است براي نياز شديد به احداث كارخانه توليد مس در خود آذربايجان.

منابع

- مهر پرتو، محمود (دانشگاه هامبورگ آلمان، رساله دكتري زمين شناسي، 1993 م.) پژوهشهاي زمين شناسي، ژءوشيمي و كانه زايي سيالات درگير در كانسار مس- موليبدن پورفيري سونگون

- ايتوك (مشاوران مهندسي و تكنولوژي در صنايع و معادن) (1374)، گزارش مطالعه امكان پذيري نهايي كانسار مس سونگون

- صفري، اسد ا…، (1374) منشاء كاني سازي و آلتراسيون در كانسار پورفيري مس – موليبدن سونگون، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي

- قادري، مجيد (1370)، بررسي زمين شناسي اقتصادي كانسار مس سونگون ، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي

- خوئي، ناصر-فارسي نيا، عباس (بهار 1372)، سونگون نگيني ديگر بر كمربند مس، فصلنامه علمي- پژوهشي علوم زمين، شماره 7

- پور لطيفي (1367)،( سازمان زمين شناسي كشور)، تهيه گزارش زمين شناسي معدن سونگون

- كريمي (1370)، (شركت ملي صنايع مس ايران)، گزارش بررسي عمليات اكتشافي در كانسار سونگون

- يوسفي، كيميا قلم(1370)، (سازمان زمين شناسي ) گزارش مطالعات ژءوفيزيكي در منطقه سونگون

 



معدن سرب و روي انگوران - علي محمدي

كاربردهاي فلزات سرب و روي

فلز روي پس از مس و آلومينيوم از مهمترين و پرمصرف ترين فلزات غيرآهني است و به خاطر خواص مطلوب آن در صنايع متعدد مورداستفاده قرار مي گيرد. كاربرد روي، بيشتر گالوانيزه و آلياژهاي مختلف است. به طوري كه مي توان گفت 48 درصد روي توليدي درجهان در صنعت گالوانيزاسيون، 18 درصد در توليد برنج، 15 درصد در توليد آلياژهاي ديگر، 8 درصد در توليد موادشيميايي، 7 درصد در توليد محصولات نيم ساخته و 4 درصد در ساير زمينه ها به مصرف مي رسد. اما ازنظر مصرف نهايي، بررسيها نشان مي دهد كه 48 درصد روي توليدي در صنايع ساختماني، 10 درصد در توليد ماشين آلات و تجهيزات فني، 10 درصد در توليد مصنوعات خانگي، 23 درصد در صنايع اتومبيل سازي و حمل ونقل و 9 درصد در صنايع زيربنايي مورداستفاده قرار مي گيرد. همچنين بررسيها نشان داده است كه ساليانه حدود 4 درصد از توليد ناخالص داخلي (PDG) كشورها ازطريق خوردگي در فولاد و آهن آلات ازبين مي رود درحالي كه با گالوانيزاسيون مي توان اين خسارت را تا حدود يك درصد كاهش داد.

برخي از كاربردهاي فلز سرب: استاندارد وزن، ضرب سكه، مجسمه سازي، ديوارهاي ضد آب و آستري سازي، زيور آلات، لنگر سازي و مهرسازي و نيز در قرن بيستم، با ظهور خود رو، مواد شيميايي و صنايع ماشيني، كاربرد سرب بعنوان افزودني نرم كننده سوخت، آلياژ هاي بلبرينگ و لوله كشي، باتري هاي ذخيره كننده و ابزارهاي شيميايي گسترش فراوان يافت. كاربردهاي مدرن اين عنصر شامل اسلحه سازي، توليد شيشه، عايق صدا و محافظ تشعشات در نيروگاه هاي اتمي مي باشد.

معدن سرب و روي انگوران

معدن انگوران با ذخيره بيش از 25 ميليون تن (بيش از 46% ذخاير ايران) بزرگترين معدن سرب و روي خاورميانه در 130کیلومتری جنوب غربی زنجان با مختصات 47.20 طول شرقی و36.40عرض شمال در منطقه ای با ارتفاع متوسط2950 متر از سطح دریا قرار گرفته است. همچنین در فاصله 25 کیلومتری معدن، کارخانه تغلیظ سرب و روی در نزدیکی روستای دندی بنا شده است. برای رسیدن به معدن باید پس ازطی مسافت بین تهران تا زنجان، وارد جاده ارتباطی زنجان- بیجار وپس از طی 5 کیلومترمسافت این جاده به سمت راست منحرف و وارد جاده ارتباطی زنجان- دندی شد. فاصله زنجان تا معدن انگوران110 کیلومتراست.

اولين مطالعات زمين شناسي در مورد معدن انگوران توسط “ل ـ بورنل” در سال 1960 از شركت “بي ـ آر ـ ژي ـ ام” فرانسه صورت گرفت. بدنبال آن “دبيليو ـ اس ـ رايت” بين سالهاي 1961 تا1963 از كشور آمريكا حفاري سيستماتيك را براي معدن پيشنهاد كرد. در سال 1966 شركت “ريوتينتو” جهت بررسي اكتشافي معدن حفاري و نمونه گيري سطحي را انجام داد و… نهايتاً اكتشاف معدن بصورت تفصيلي توسط سازمان زمين شناسي كشور صورت گرفت و استخراج از معدن آغاز گرديد.

در كل کارهای اکتشافی در معدن انگوران در چندین مرحله انجام گرفته است که عبارتند از:

تونل زنی: جمعا 2875 متر تونل در معدن زده شده است که بخش زیادی از این تونل های اکتشافی درضمن کارهای روباز ازبین رفته است. حفاری: تا كنون جمعاً بيش از 9087 متر حفاري توسط شركتهاي مختلف و در بخشهاي مختلف معدن صورت گرفته است. همچنين عمليات باطله برداري از معدن نيز در زمانهاي مختلف صورت گرفته است.

زمین شناسان معدن با تکیه بر روی مقاطع عرضی معدن و با توجه به اختصاصات ظاهری مغزه ها و تفاسیر لوگ های مربوطه،6 بخش متفاوت در ماده معدنی تشخیص داده اند که عبارتند از:

1- بخش سولفیدی 2- بخش مخلوط سولفیدی و کربناته 3-بخش کربناته برشی 4- بخش کربناته سخت 5- بخش کربناته نرم 6- بخش کم عیار

در كل كانسار سرب و روي انگوران كه يك كانسار ماسيو سولفايد (Massive Sulfide) است داراي دو بخش است. بخش سولفيدي كه از كانيهاي اسفالريت، گالن و پيريت تشكيل شده و ديگري بخش كربناته ثانويه كه از آلتراسيون بخش سولفيدي تشكيل شده و اساساً از كانيهاي اسميت زونيت، سروزيت، همي مورفيت به همراه باطله كربناته و كوارتزي تشكيل شده است. از لحاظ جایگاه ساختاری، کانسار انگوران دربخش مرکزی تاقدیس برگشته پلانچ دار قرارگرفته است. معدن انگوران داراي حدود 7/14 ميليون تن ذخيره قطعي با عيار متوسط 28 درصد روي و 6 درصد سرب است. حدود 10 ميليون تن از ذخيره اين معدن با عيار متوسط 25 درصد به صورت اكسيده و روباز است و 7/4 ميليون تن از ذخيره معدن به صورت زيرزميني است و شامل بخش سولفوره (با عيار متوسط 39 درصد) و مخلوط اكسيده و سولفوره (با عيار متوسط 33 درصد) است. معدن ซانگورانป ازنظر عيار بالاي فلز محتوي، از معادن نادر در جهان است. اين معدن درحال حاضر به طور انحصاري توسط شركت توسعه معادن روي ايران(به عنوان پيمانكار استخراج و فروش ماده معدني) بصورت روباز و پلكاني مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

راندمان معدن انگوران حدود 75 درصد است، در حالي كه متوسط جهاني اين رقم حدود 90 درصد است. ميزان استخراج از معدن انگوران در سال‌هاي77، 78 و 79 به ترتيب 255، 537 و 451 هزار تن بوده كه اين رقم در سال‌هاي 80، 81 ، 82 و83 به ترتيب به 381، 514 ، 540 و900هزار تن رسيده است.

در سال 2003 استخراج فلز روي در جهان٦/٩ ميليون تن بوده كه در همين سال ٣٤/١ درصد روي جهان و ١٧/٤ درصد روي آسيا در ايران استخراج شد ه كه بيش از 90 درصد اين مقدار نيز از معدن انگوران استخراج گرديده است.

نخستين كارخانه تغليظ سرب و روي به روش جديد در سال 1340 (ش) و با كمك يك شركت فرانسوي در لكان (استان مركزي) مورد بهره برداري قرار گرفت. اما نخستين تلاشهاي همراه با موفقيت براي توليد شمش روي در اشل صنعتي در كشور، در اوايل دهه 1370 (ش) در زنجان آغاز گرديد. در کارخانة فرآوري، کانسنگ در مرحلة اول خردايش در سنگ شکن فکي خرد مي شود. در دومين مرحلة خردايش، مواد توسط سنگ شکن مخروطي خرد شده و وارد آسيا مي شود. در مرحلة آسيا، مواد عبور کرده از سرند دو طبقة لرزان تر، پس از خردايش در آسياي گلوله اي وارد هيدروسيکلون مي شود. پس از طبقه بندي، سرريز هيدروسيکلون وارد مرحلة فلوتاسيون مي شود. مرحلة فلوتاسيون شامل سلول هاي رافر 1 و 2 و سلول هاي کلينر 1 و2 مي باشد. در اين مرحله كنسانترة كربنات سرب با 55درصد سرب و كنسانترة كربنات روي با 40درصد روي توليد مي شود.

در نزديكي معدن انگوران دو كانسار مهم ديگري وجود دارد كه موجب شده است كه منطقه انگوران (شمال شرق تكاب) بعنوان قطب معدني فلزات استراتژيك سرب و روي مطرح شود. اين انديسها عبارتند از: كانسار سرب و روي الم كندي با كانيهاي ” اسفالريت، گالن، كالكوپيريت، پيريت و كوولين” كه در نزديك روستاي الم كندي در شمال شرق تيكان تپه واقع است. اين كانسار داراي عيار بالايي از سرب و روي بوده كه ذخيره احتمالي بالايي نيز دارد. و ديگري كانسار توفيقي كه يك كانسار پلي متاليك كه از فلزات سرب، روي، مس و كروم تشكيل شده كه در نزديكي روستاي تازه كند و بر روي كوه ايدال داغ واقع است. سنگ ميزبان هر دو كانسار كربناته مي باشد.

با توجه به وجود معادن متعدد سرب و روي در منطقه، عيار بسيار بالاي اين معادن، وجود عناصر فلزي ديگر نظير مس، كرم، جيوه و… در اين معادن، نزديكي به زونهاي فلززايي (طلا، مس، تنگستن، موليبدن، ولفرام و..) تيكان تپه و قاراداغ، مدت زمان طولاني معدن كاري در سال (بيش از 10 ماه از سال)، نيروي كارمتخصص و بومي فراوان در منطقه ونيز نزديكي راه آهن و جاده ترانزيتي و از همه مهمتر افزايش قيمت اين فلزات در بازارهاي جهاني، لذا احداث كارخانه هاي توليد كنسانتره، توليد شمش و نيز صنايع جانبي مرتبط با اين فلزات در منطقه امري ضروري بشمار مي آيد.

منابع

- غضنفري، فرشيد (1370) پتروژنز سنگهاي دگرگونه در شمال شرق تكاب با نگرشي ويژه به كانه سازي روي و سرب در معذن انگوران. پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم، دانشگاه تهران، 530 صفحه

- گزارشات اكتشافي در معدن انگوران، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور

 



داشكسن بهارلوى قروه: معدن طلاي آذربايجان

سؤزوموز- ٠٧ يئلين آى٬ ٢٠٠٥ (تويوق ايلى)

از وئبلاگ بيجار-قروه٬ وئبلاگى ويژه مناطق آذربايجانى و ترك نشين استان كردستان

مطلب زير در باره منابع طلاى داش كسن بهارلو واقع در بخشهاى از ديرباز آذربايجانى و هميشه ترك نشين شهرستان قروه مىباشد و به نيت تقبيح بايكوت اعمال شونده بر هويت و حقوق توده ترك ساكن در استان كردستان و آشنا ساختن خوانندگان با بخشهاى آذربايجانى اين استان نوشته شده استּ

داستان تكرارى: تجزيه ارضى آذربايجان٬ بحران هويت تركى

قوميتگرائى فارسى و استعمارگران غربى براى تسهيل نمودن امر ريشه كن كردن هويت تركى و توده ترك در شمال غرب كشور٬ از يك طرف ايالت و يا مملكت محروسه آذربايجان دوران قاجار و توده واحد و به هم پيوسته ترك در شمال غرب كشور را در ١٢ استان جدا از هم و همه مستقيما وابسته به مركز تجزيه نموده اند و از طرف ديگر گروههاى پراكنده خلق واحد ترك در ايران را بر حسب منطقه جغرافيائى٬ وابستگى طائفه اى٬ مذهبى و يا لهجه اى به صورت اقوام جداگانه نشان داده و تثبيت كرده اندּ مىبايد اعتراف نمود كه اين دو تدبير از موثرترين و موفقترين توطئه ها در تجزيه٬ زدودون هويت تركى و از بين بردن همبستگى ملى خلق ترك در آزربايجان و ايران بوده استּ و بر اين مبناست كه امروزه ما از يك طرف شاهد بوجود آمدن استانها و شهرستانها و بخشهاى ترك نشين در شمال غرب كشور بدون دارا بودن هويت واحد و مشترك ارضى آذربايجانى مىباشيم و از سوى ديگر شاهد گروههاى جداسر ترك زبان در سراسر ايران هستيم كه هر كدام هويت مصنوعى تقديم شده به ايشان از طرف پان ايرانيستها و استعمارگران غربى را با صافدلى تمام و جان و دل پذيرفته اند!!! تلختر آنكه بسيارى از نخبگان ترك نيز فريفته اين توطئه ها شده اند و در راستاى سياست تجزيه مليت ترك در ايران با حرارت تمام از هويتهاى مصنوعىاى مانند “ملت آذربايجان” و “قوم قشقائى” و ּּּּسخن مىرانند!!!!

يكى از استانهايى كه بخشهاى عظيمى از منطقه ترك نشين شمال غرب كشور در آن استان قرار داده شده است٬ استان كردستان استּ مناطق ترك نشين و بخشهاى آذربايجانى در استان كردستان٬ اساسا در دشتهاي گسترده منطقه شرقي و شمال شرقى آن٬ شامل بخش عمده دو شهرستان بيجار و قروه و بخشهاى كوچكى از شمال شهرستانهاى سقز و ديواندره مىباشدּ اين نواحى از ديرباز تركنشين٬ ادامه و بخشى از ناحيه پيوسته ترك نشين شمال غرب كشور و جزئى از آذربايجان ائتنيك و يا آذربايجان جنوبى مىباشند كه در اثر بازى با تقسيمات ادارى توسط مرزهاى استانى از مناطق مجاور تركنشين در استانهاى همسايه آذربايجانى (آذربايجان غربى٬ زنجان و همدان) جدا شده و در داخل استان جديد التاسيس كردستان قرار داده شده اندּ امروزه اقلا يك چهارم تا يك سوم اراضى استان كردستان را نواحى ترك نشين و آذربايجانى مذكور تشكيل مىدهدּ اكثريت مطلق شهرستان بيجار ترك نشين و از ديرباز متعلق به آذربايجان استּ شهرستان قروه نيز با جدا كردن دهها مركز جمعيتى ترك نشين از آذربايجان و الحاق آن به استان كردستان بوجود آمده است. (در استان مجاور كرمانشاه٬ شهرستان ترك نشين و آذربايجانى سنقر دچار همين عاقبت شده است)ּ در دهه هاى اخير اين شهرستانها با هجوم مهاجرتى كردان مواجه شده و اقليت كوچك كردنشينى در غرب آنها بوجود آمده استּ علاوه بر مناطق فعلا ترك نشين آذربايجانى مذكور در استان هاى كرمانشاه و كردستان٬ در اين استانها دو گروه مراكز جمعيتى ترك ديگر نيز وجود دارند:

الف- مراكزى كه به صورت جزاير منفرد زبانى و پراكنده ترك نشين٬ در دريايى از هموطنان كرد و لر و قرار دارند. اينگونه جزاير زبانى تركى علاوه بر سه شهرستان فوق٬ در ديگر شهرستانهاى استانهاى كرمانشاه و كردستان نيز يافت مىشوند.

ب- مناطق سابقا ترك نشين كه به مروز زمان و با مهاجرت كردان تازه وارد و خروج تركان بومى به ديگر مناطق٬ و گسترش ناحيه كردنشين و نيز تغيير زبان اهالى از تركى به كردى به صورت كردنشين در آمده و به طور تقريبى قسمت شرقى خط سقز [١]-ديواندره-سنندج را شامل استּ امروزه اسامى تركى جغرافيائى باقيمانده در اين استان كه نزديك به ٨٠- ٩٠ در صد اسامى جغرافيائى استان كردستان را شامل مىشود تنها يادگار حضور خلق ترك در اين مناطق سابقا تركنشين استּ

فعالين آذربايجانى بىخبر از آذربايجان!!!

بسيارى از گروههاى افراطى ملىگراى كرد٬ شامل روشنفكران٬ سياسيون٬ روحانيون٬ دانشجويان٬ و مقامات دولتى محلى و استانى و كشورى در بسيجى همگانى به ادعاهاى ارضى خود بر مناطق غيركردى ترك نشين استانهاى آذربايجانى و خود استان كردستان از جمله شهرستانهاى بيجار٬ قروه و سنقر و حتى همدان شدت بخشيده و به سرعت در حال گسترش محدوده كردنشين و تثبيت هويت كردى و تغيير تركيب جمعيتى مناطق ترك نشين و آذربايجانى باقى مانده در استان كردستان و كرمانشاهان مىباشندּ و در اين راستا كوشش فراوانى در سرپوش گذاردن بر هويت و توده ترك در اين استان داشته بايكوتى بسيار گسترده در باره عنصر تركى در اين استان اعمال مىنمايندּ در حاليكه بيش از يك سوم خاك استان كردستان را مناطق ترك نشين و آذربايجانى تشكيل مىدهند در هيچكدام از بررسىهاى زبان و فولكلور و مردم شناسى و صنايعى دستى و اقتصادى و فرهنگى و سياسى و ּּּּ به مسائل و خواستهاى توده ترك ساكن در استان كردستان٬ حتى وجود آن اشاره اى نمىشود و در همه نشريات و انتشارات و رسانه هاى دولتى فارسى و كردى يكصدا از اين استان به عنوان استان همگون كرد ياد مىشودּ

البته در بوجود آمدن وضعيت موجود و نهادينه شدن رفتار ناديده گرفتن و انكار حقوق خلق ترك و بخشهاى آذربايجانى استان كردستان و تلاش براى كردى و كردستانى نشان دادن خلق ترك ساكن در اين استان و سرزمينهاى تركى واقع در آن٬ ناآگاهى فعالين ترك و آذربايجانى نيز نقش عمده اى داشته استּبه عنوان نمونه يكى از فعالين آذربايجانى (آلبايراق) در مقاله خود به نام “استقلال آذربايجان: پايان غارت ثروتها”٬ بخشهاى آذربايجانى و ترك نشين استان كردستان را مناطق كردنشين و كردستانى تصور نموده و پس از اشاره به اقتصاد آذربايجان٬ به غارت منابع ديگر ملل ايران پرداخته و در اين ميان از معادن داش كسن بهارلوى قروه٬ اين پاره خاك آذربايجانى به عنوان “غارت ثروت كردستان” ياد كرده است!!!!: “سیاست غارت و چپاول نه تنها در آذربایجان بلکه در ال-احواز، کردستان، بلوچستان و ترکمنستان هم تعقیب میشود٬ ….. . در این جا اشاره به غارت طلای کردستان (داشكسن بهارلوى قروه) هم بی مورد نیست”.

قروه آذربايجان - (Ghourveh, Qorve, Qurveh, Qorveh, Gorveh, Ghorveh)

شهرستان قروه [٢] يكي از شهرستانهاي آذربايجانى استان كردستان است كه از شمال به شهرستان آذربايجانى بيجار و از شرق و جنوب شرقي به استان آذربايجانى همدان، از جنوب و از غرب به شهرستانهاى سنقر و سنندج محدود استּ شهرهاي اين شهرستان عبارت از قروه، دهگلان، سريش آباد، دزج و دلبران مىباشد. قروه شهرى سردسير در شمال غربى همدان و بر سر راه همدان بوده و در ٩٠ كيلومتري شرق مركز استان سنندج در دشتى وسيع قرار دارد . مركز حكومت اين شهر در گذشته روستاي قصلان (قاسلان٬ قاسالان) بوده استּ قرار گرفتن‌ در مسير راه‌ ارتباطي‌ شرق‌ به‌ غرب‌ در طول جادة سنندج به طرف همدان سبب‌ توسعه‌ ‌و ابادي‌ قروه شده است. عوامل‌ موثر در پيدايش‌ اين‌ شهر چشمه‌ هاى جوشان‌ آب معدنى و گرم (قاينارجا٬ ايسسى سو و ايليجالار) در شمال‌ آن، رودهاي‌ متعدد و دشت‌ حاصل‌خيزي‌ است كه امروز هم آنرا به يكى از مراكز توريستى آذربايجان تبديل نموده اندּرودخانه هاي معروف اين شهرستان “آجي چاي”، “ازون” (اوزون) و “طهماسب قلي” (تاهماسب قولو) كه آب آنها وارد رود بزرگ قزل اوزن (قيزيل اؤزه ن) مي شود هستندּ

فرهنگ مردم بومى شهرستان همانند نواحى مجاور شرقى آن در استان همدان تركى است و ارتباط با همدان موجب پايدارى فرهنگ تركى آن مىشودּدر واقع اين بخش از آذربايجان و ادامه آن در استانهاى همدان و مركزى٬ از پايه هاى اصلى زبان٬ فرهنگ و موسيقى تركى در شمال غرب ايران بشمار مىرودּ(براى خواندن گفتگوئى با عاشق رضا فطرى از روستاى تراقيه (تورا قايا) قروه به گفت و گو با عاشق حق رضا فطري - وبلاگ همدان-آذربايجان مراجعه كنيد)ּاز طرف ديگر تابع تشكيلات اداري استان كردستان شدن و مهاجرت روزافزون كردان به آن باعث شده است كه در ده هه هاى اخير٬ در قسمتهائى از غرب شهرستان همزيستى فرهنگى تركى و كردى بوجود آيدּ شهرستان قروه (و البته شهرستان بيجار) از چند جهت براى آذربايجان اهميتى استراتژيك دارد:

منابع زيرزمينى (طلا٬ معادن بىشمار ديگر): شهرستان قروه با داشتن معادن فراوان فلزى و سنگهاى تزئيينى و ساختمانى اطرافش٬ از مهمترين قطبهاى معدنى آذربايجان و ايران استּ قروه در اين استان نيز مهمترين قطب معدنى بشمار مىآيد و تامين كننده سنگهاي ساختماني منطقه و كشور مي باشدּ

كشاورزى: شهرستان قروه - كه امروزه در تركيب استان كردستان قرار داده شده - يكى از مهمترين قطبهاى كشاورزى آذربايجان استּ قروه در اين استان نيز منطقه اى مستعد و قطب كشاورزى بشمار مىرودּ درآمد مردم از كشاورزى و تاحدودي دامداري تامين مي شود و اين خود موجب تمركز جمعيت در روستاهاي قروه شده است.

توريستى: قروه به دليل شرايط خاص زمين ساختي و چشمه هاي آب گرم و معدني خود٬ مورد توجه مسافرين و گردشگران است. از مراكز ديدنى اين بخش از آزربايجان مىتوان به پل فرهادآباد، مقبره‌ شيداي‌ نازار، بقعه‌ باباگرگر (باباقورقور - دده قورخود)، حمام‌ قصلان (قاسالان)‌، آثار صخره‌اي‌ فرهادتاش (فرهاد داشى)‌، چشمه‌ وينسار و باباگرگر (باباقورقور - دده قورخود) اشاره نمودּ همه اين مناطق آذربايجانى و ترك نشين مىباشندּ

بقعه باباگرگر (باباقورقور- دده قورخود): در ٢٣ كيلومترى شمال شرقى شهر ( بلوك اسفندآباد سابق) ٬ در دشتى فراخ روستاى بابا گرگر كهنه (قديمى) قرار دارد كه بر اثر زلزله ويران شده استּدر اين روستا چشمه هميشه جوشان شفابخشى بنام تنگز وجود دارد (تنگز= چشمه٬ دريا كلمه اى به تركى باستان است٬ معادل آن در تركى نو٬ دنيز مىباشد) ּدر فاصله دو كيلومترى اين محل و در مسير روستاهاى قصلان و دلبران٬ زيارتگاه بابا گرگر (دده قورخود) ديده مىشود كه منسوب به امامزاده سيد جلال الدين (به گفته اهالى از نوادگان امام باقر) و در ادبيات عاشيقى تركى منتسب به دده قورخود مىباشدּ

فرش بافى: شهرستان قروه مانند شهرستان بيجار و شهرستان سنقر يكى از مراكز عمده و مهم قاليبافى آذربايجانى و فرش ترك مىباشندּ همانگونه كه فرش تركى در كل ايران به نام فرش فارسى-پرشين به جهانيان تقديم مىشود٬ متاسفانه فرش و ديگر صنايع دستى تركهاى استان كردستان و مناطق آذربايجانى قرار داده شده در آن نيز در تمام منابع داخلى و خارجى از سوى مليتگرايان فارس و كرد و يا مقامهاى استانى و كشورى٬ به صورت فرش كردستانى و يا كردى تقديم مىگردندּ

گنجينه نامهاى تركى جغرافيائى: شهرستان قروه مانند شهرستان ديگر آذربايجانى بيجار و عموما همه كردستان گنيجنه نامهاى باستانى و اصيل جغرافيائى تركى در ايران استּ برخى از اين نامها مربوط به طوائف و گروههاى باستانى تركى ساكن در اين مناطق اندּ(مانند: آختاتار٬ (آغ تاتار)٬ جان باغى (چان باغى)٬ قورى چاى (قورو چاى)٬ گوجه كند (گؤيجه كند)٬ گزل قايه (قيزيل قايا)٬ گيلكلو٬ چمقلو (چوماقلى)٬ قشلاق (قيشلاق)٬ قرآغل (قارا آغيل)٬ اوج بلاغ (اوچ بولاق)٬ باىتمر (باى دمير)٬ يمق (ياماق)٬ قزلجه كند (قيزيلجاكند)٬ مالوجه (مالىجا)٬ على وردى (كريم آباد)٬ يكه چاى٬ يالقوز آغاج٬ بابا گرگر٬ باغلوجه (باغليجا)٬ بهارلو٬ داش كسن٬ قوجاق٬ قصلان (قاسلان)٬ باشماق٬ شاه قلى٬ چاغر بلاغ (چاغيربولاق)٬ قره بلاغ (قارابولاق)٬ شاه بلاغى٬ نياز بلاغ٬ قاملو (قاملى)٬ قره بلاغ (قارابولاق) خان٬ آق داغ٬ سارى گونئى٬ּּּ)

آذربايجان: گنجينه طلاى ايران
قروه: گنجينه طلاى آذربايجان

حجم ذخيره شناسايي شده طلا در ايران ٢٥٠ تن اعلام شده استּ عمده معادن طلاى ايران در آذربايجان قرار داردּ در حال حاضر، معادني همچون داشكسن و آق‌دره [٣] شناسايي شده‌اند. در بخش معادن طلا در ايران تاكنون توجه به بخشهاى شمالى آذربايجان (آق دره تيكان تپه) بوده ولي امروز اين توجه به بخشهاى جنوبى آذربايجان نيز معطوف شده است و شاخص آن معدن طلاي داشكسن بهارلو [٤] قروه ٬ بزرگترين معدن طلاي آذربايجان و ايران است كه به زودي به بهره برداري مي رسد. دومين معدن طلاى مهم ايران٬ آق دره (آغ دره) نيز در آذربايجان٬ در تخت سليمان- شهرستان تيكان تپه (تكاب) استان آذربايجان غربى قرار دارد و بزرگترين كارخانه استحصال طلاي ايران در اين شهرستان در حال راه اندازي استּ

بخشهاى آذربايجانى استان كردستان با توجه به موقعيت زمين‌شناسي خود جزء مناطق مستعد معدني كشورندּمهم‌ترين معادن اين بخشها طلاستּدر سايه وجود اين معادن در بخشهاى آذربايجانى اين استان٬ استان كردستان به نام استان طلا و معدن طلاي ايران نامگذاري شده است. (البته در بخشهاى كردنشين استان كردستان نيز معادن طلائى كشف شده اند٬ مانند معدم فعال كرويان و طرح اكتشافى برگه الوت در غرب شهرستان سقز)ּ بيشتر از دو سوم ذخاير طلاي شناسايي شده كشور در پنج سال اخير مربوط به بخشهاى ترك نشين و آذربايجانى قرار داده شده در استان كردستان استּ ذخايري كه تاكنون در اين استان شناسائي شده است نسبت به كل ذخاير شناسائي شده در كشور رتبه اول را داراست. مقامات استان كردستان و كشورى اعلام نموده اند كه بهره بردارى بهينه از معادن طلاى داشكسن قروه در اولويت برنامه ها قرار داردּ گفته مىشود كشف معادن طلا و استحصال طلا در اين بخش از آذربايجان٬ ٬ آينده اى طلائى براى استان كردستان رقم زده٬ در وضعيت اقتصادى استان كردستان تحول اساسى ايجاد و زمينه ساز توسعه و ارونق اقتصادى منطقه خواهد گرديدּ استان كردستان در سايه معادن بهارلو-داشكسن قروه آذربايجان در آينده نه چندان دور يكي از قطبهاي توليد كننده طلا در كشور خواهد شد.

كانسار آنتيموان٬ آرسنيك٬ طلاي داشكسن در ٤٢ كيلومتري شمال خاوري شهرستان قروه دهستان بهارلو٬ شهر قروه٬ شهرستان قروه استان كردستان واقع گرديده است. توده‌هاي آذرين منطقه محدوه بهارلو قروه بويژه در ارتباط با كاسار آنتيموان داش‌كسن بهارلو٬ گنبدهاي آق داغ و ساري گونئى از موارد مطرح و مورد توجه در كشور مي‌باشد. كاني شناسي رگه ها شامل كوارتز، استيبنيت، پيريت، رآلگار، ارپيمان، پيروتيت كالكوپيريت ، بورنيت، گالن ، بولانژريت، آروستيبيت ، طلا، استيبكونيت، كرمزيت و هيدروكسيدهاي آهن مي باشد. شركت انگليسي ريوتينتو (RIOTINTO) بر اساس قرارداد با وزارت صنايع و معادن كار اكتشاف طلا در معدن داشكسن قروه در بخش شرقي استان را در محدوده اى به وسعت ١٤ كيلومتر مربع از سال ٩٩ ميلادي آغاز كرده استּ شركت ريو تينتو تاكنون 4 ميليون دلار در در بخش معادن طلای بخشهاى آذربايجانى استان کردستان هزينه كرده و آماده گسترش سرمايه گذاري است. در حال حاضر ١٥ حلقه چاه با عمق متوسط ٤٠٠ متر در محل مورد مطالعه براى نمونه بردارى گمانه زنى شده استּداميين ويلكينسون مسئول پروژه معدن طلاي داشكسن نتايج به دست آمده از هفت چاه آماده شده را بسيار اميدوار كننده ناميده استּ بنا به اظهار وى٬ درصد طلاي به دست آمده در مطالعات انجام شده 8/1 تا 2 گرم در يك تن سنگ است ولي اميد مىرود كه اين ميزان در مطالعات بعدي به 2/2 درصد برسد كه دراين صورت سرمايه گذاري اقتصادي خواهد بود. مرحله مطالعاتي فني اقتصادي معدن طلاي داشكسن قروه از دو سال آينده آغاز ميشود و در سال ٢٠٠٦ نتيجه قطعي مطالعات اين معدن مشخص خواهد شد [٥].

ديگر منابع زيرزمينى در مناطق ترك نشين و آذربايجانى استان كردستان:

سنگ آهك: مهمترين معادن سنگ آهك در بخشهاى آذربايجانى استان كردستان و نواحى مجاور آن عبارتند از : معادن سنگ آهك گوموشلو (Qumsh Lue) در هفت كيلومترى زنجان٬ معدن الوندقولو (Alvand Quli) بين بيجار (Bijar) و تيكان تپه (تكابTakab) و معدن دربند در شهرستان ديواندرهּ

مرمر: اكثر معادن مرمر آذربايجان در قروه (Qurveh)٬ بيجار و دهگلان قرار دارندּ قروه مهمترين معدن مرمر است و در اينجا بيش از ٢٦ معدن تزئينى و روكارى با رنگهاى گوناگون وجود دارد كه منبع مهم سنگهاى ساختمانى در كل ايران بشمار مىروندּ شش معدن فعال مرمر در شمال شرقى قروه و سيريش آباد (serishabad Serish abad ,)٬ شمال دهگلان و در جنوب و جنوب غربى بيجار به نامهاى قاسلان (قصلان٬ قصلن٬ قسلن Qaslan)٬ قيزيل قايا (قزل قيه-گزل قايه Qazal Qaia)٬ اخى كمال (Akhi Kamal)٬ قيشلاقلى (قشلاق لو٬ قشلاقلو Qeshlaq lu) و بئلداستى (بلدستى Beldasti) مىباشند ּ سنگهاى تزئينى در اين استان بيش از ١١٠ ميليون بوده و نرخ استخراج بيش از ٣٧٠٬٠٠٠ تن استּ

چينى و كريستال: در كوههاى ابراهيم عطار EBRAHIM Attar ٬ در جنوب-جنوب غربى قروه٬ معادن چينى و كريستال در توت خشك Tout Khosk ٬ ويهى Vihey ٬ پير باباعلى Pir Baba Ali ٬ خليل آباد Khalil abadوجود دارندּ

نمك: معدن محمدآباد (Mohammad abad) در ٤٥ كيلومترى جاده بيجار-زنجان قرار دارد ּ اكثر معادن نمك در استان كردستان در سنندج٬ بانه٬ ديواندره٬ مريوان و قروه قرار دارندּ

پوكه زغال سنگ: معدن قيزيلجاكند (قزلجه كند Qazal Jeh Kand)٬ در ٣٤ كيلومترى قروه٬ سارى اوجاق (سراى اجاق Sarayojaq) در ٣٨ كيلومترى قروهּ

سنگ آهن (هماتيت-ماگنتيت): يك معدن باحدود حدود ٤٢ ميليون تن و خلوص ٦٢٪ دارد در ١٠٧ كيلومترى بيجار قرار داردּ معدن ديگر با ذخيره ١٢ ميليون تن و خلوص ٥٤٪ در جنوب شرق قروه قرار داردּ

گرانيت: معدن مرواريد در ٥٥ كيلومترى جاده سنندج-كامياران قرار دارد و شامل معدن كنگره (Kongereh) در جنوب غربى قروه و برده بوك (Bardeh Buk) و ولى آباد (Vali abad) استּ

دولوميت: معدن ابراهيم عطار (Ibrahim-Attar) در ٢١ كيلومترى جنوب غربى قروه و سياه در (Siah Dor)ּ

آنتيمونى: معدن داشكسن (داش كسن) در شهرستان قروه٬ معدن آنتيمونى با توليد ٧٥٠ تن در سال ذخيره ١٠٬٠٠٠ تن استּ

سنگ گچ: معدن شورسو (shour sou) در ٤٢ كيلومترى بيجار-زنجان و خوش مقام (Khosh Maquam) در ٨ كيلومترى جاده بيجار- تيكان تپه (بيجار-تكاب Bijar-Takab)ּ

اخيرا با حضور رييس جمهور سيد محمد خاتمى٬ کارخانه ذوب آهن کردستان افتتاح شده است. کارخانه ذوب آهن کردستان در زمينى به مساحت ۱۰۰ هکتار در۳۷ کيلومترى شرق شهر قروه - در بخش آذربايجانى و ترك نشين استان كردستان- ساخته شده است . براى ساخت کارخانه ذوب آهن کردستان که عمليات اجرايى از آبان ماه سال ۷۴ آغاز شده ،۱۲۷ ميليارد ريال سرمايه گذارى ريالى و سه ميليون و۸۵۰ هزار دلار سرمايه گذارى ارزى انجام شده است . براى اجراى طرح کارخانه ذوب آهن کردستان علاوه بر اعتبارات فوق ،۲۳ ميليارد ريال نيز از اعتبارات توازن منطقه اى استان کردستان براى تامين برق ۶۳ کيلو ولت ، شبکه گازرسانى و راه دسترسى هزينه شده است . کارخانه ذوب آهن کردستان با ظرفيت توليد سالانه ۷۰ هزار تن چدن متالوژى براى۳۰۰ نفر فرصت اشتغال دايم ايجاد کرده است .

غارت طلای داشكسن بهارلوى قروه: غارت طلای آذربايجان

آذربايجان یکی از پر ذخایرترین مناطق ایران و قروه نيز معدن طلاى آذربايجان است و به نظر مىرسد به سبب همين ثروت استراتژيك باشد كه از سوى قوميتگرايان و گروههاى افراطى كرد به سرنوشت منطقه ترك نشين ديگر يعنى كركوك دچار شده استּ كركوك در عراق منطقه ى اساسا ترك نشين است كه به سبب دارا بودن ذخائر استراتژيك نفت و گاز –على رغم آنكه به لحاظ تاريخى عمدتا ترك نشين بوده و در خارج منطقه كردستان قرار دارد- از سوى گروههاى كردى جزئى از كردستان بزرگ و حتى قلب كردستان اعلام شده استּ كردها حتى براى تصاحب اين شهر غيركردى واقع شده در خارج كردستان ائتنيك٬ فرمول فدراليسم ادارى و جغرافيائى و نه ملى-ائتنيك-زبانى را پيش كشيده اندּ زيرا در صورت اجراى ترسيم مرزهاى دولت فدرال بر حسب معيارهاى زبانى و قومى و ملى و تاريخى٬ كركوك در خارج كردستان قرار خواهد گرفتּ قروه تمام ترك نشين٬ اين پاره آذربايجان كه در اثر سياستهاى بدخواهانه مدتى است كه در تقسيمات كشورى به استان كردستان داخل شده ٬ نيز قربانى همين افزونخواهى ها و ثروت طلاى خويش شده استּ

مقامات دولتى و قوميتگرايان كرد مدام تبليغ مىنمايند كه کردستان سرشار از معادن طلاست. چندی پیش وزیر صنایع و معادن نيز در مصاحبه ای در سنندج اعلام کرد که رشد صنعتی در کردستان در حالت شتاب است. اما این شتابی که آقای وزیر و ثروتى كه قوميتگرايان كرد از آن نام می برند مربوط به معادن طلاى بخشهاى ترك نشين و آذربايجانى استان كردستان است. حدود سه سال است یک شرکت انگلیسی و یک شرکت ایرانی در حال انجام فعالیتهای اکتشافی بر روی معدن طلای داشکسن در استان کردستان هستند٬ بعد از بهره برداری از این پروژه ها – با توجه به رفتار مقامات استانى كردستان كه حتى به اشاره به توده ترك در استان كردستان نيز بايكوت گذارده اند- چه چیزی نصیب مردم آذربايجان خواهد شد؟ اگر کار بهره برداری از معادن طلا شروع گردد تصفیه مواد خام این معادن چه به عهده صنایع داخلی استان كردستان صورت گیرد و چه به خارج استان صادر گردد٬ طلای آذربايجان به یغما خواهد رفت. مراجع رسمى هرگز خواسته های برحق مردم ترك مبنى به پايان دادن تقسيم اراضى آذربايجان در استانهاى دوازده گانه شمال غرب كشور را به رسمیت نشناخته اندּ متاسفانه با تجزيه شهرستان قروه و قرار دادن اين ناحيه ترك و ترك نشين در استان كردستان از ثروت طلاى آذربايجان چيزى به مردم بومىنمىرسدּ در اين وضعيت٬ استخراج مواد خام از بخشهاى آذربايجانى و ترك نشين استان کردستان و پروژه های صنعتی در حال شتاب این معادن ٬ چيزى جز چپاول آشکار مردم ستمدیده ترك و آذربايجان نيست.

سكوت احزاب و فعالان و شخصيتهاى سياسى و فرهنگى انساندوست٬ صلح طلب و دمكرات كرد در مقابل روند غيردمكراتيك و سعى تنشزاى افرطيون قوميتگراى كرد در آسيميلاسيون و كردسازى مناطق ترك نشين و آذربايجانى استان كردستان و ادعاهاى ناسنجيده ارضى بر اين مناطق و ديگر مراكز جمعيتى تركنشين در استانهاى آذربايجان غربى و همدان٬ اعم از اينكه تحت تاثير سياست ارعاب قرار گرفته باشند و يا به خاطر مراعات بعضى ملاحظات باشد٬ بيش از هر زمان ناموجه و زيانبار استּ وقت آن رسيده است كه بنام دوستى و همزيستى مليتهاى ايران٬ همه احزاب سياسى و همه فعالان سياسى و فرهنگى و شخصيتها و روشنفكران مسئول و روشن بين كرد٬ يكصدا اين اعمال ضدانسانى را محكوم كرده و بدين ترتيب فشار اجتماعى نيرومندى عليه قوميتگرائى بدوى دشمنان هر دو مليت كرد و ترك و براى جلوگيرى از تكرار فجايع در آينده ايجاد نمايندּ

————————————————————

[١]- سقز كلمه اى تركى به معنى رزين و آدامس از ريشه باستانى “ساقير” تركى استּ براى ريشه شناسى آن در زبانهاى تركى و آلتائى به اين آدرس مراجعه كنيدּ

[٢]-قروه : در آذربايجان علاوه بر قروه بهارلو در استان فعلى كردستان٬ چند قروه ديگر نيز وجود دارندּ از جمله:

الف- در شهرستان رزن٬ استان آذربايجانى همدان (قروه درجزين)ּ

ب- روستاي قروه در دوازده كيلومتري شهرستان ابهر در كنار جاده ترانزيت زنجان به تهران (قروه ابهر) كه به لحاظ مسجد جامع تاريخى خود اهميت داردּ (براى خواندن مطلبى در باره آن به اينجا مراجعه كنيد)ּ

ج- قروه در جنوب شهر سنقر در شهرستان آذربايجانى سنقر در استان فعلى كرمانشاهان (قروه سنقر) ּ

[٣]- آق‌دره: اين معدن طلا در تخت سليمان- شهرستان تيكان تپه (تكاب) استان آذربايجان غربى قرار داردּ در مرحله تكميلي عمليات اكتشاف در معدن طلاي آغ دره٬ ميزان ذخاير سنگ طلا شش ميليون (؟) تن برآورد شده است. كارهاي ساختماني كارخانه اى از ١٥ فروردين ماه سال قبل در منطقه” آغ دره” آغاز و دستگاههاي مورد نياز نيز خريداري شده است. پيش بيني مي شود با نصب دستگاهها و راه اندازی كارخانه سالانه ٢٢٠٠ كيلوگرم طلا از اين معدن استحصال شود. با راه اندازي اين كارخانه اشتغال ٦٢٠ نفر در رشته هاي مرتبط با معدن در اين شهرستان فراهم خواهد شد.

[٤]- داشكسن : در آذربايجان علاوه بر داشكسن بهارلوى قروه٬ چندين داش كسن ديگر نيز وجود داردּ از جمله در توفارقان (آذرشهر)٬ در سلطانيه (معبد سنگى اژدهاى داشكسن -ارگ سلطنتى سلطانيه)٬ و در اردبيل (هفت چشمه حجين)ּ

همچنين در جنوب ايران در استان اصفهان مراكز جمعيتى ترك نشين بنام داشكسن وجود داردּ يكى از اينها روستايى ترك نشين است كه در آن چند خانوار گرجى و ارمنى نيز ساكنندּ

در آذربايجان شمالى نيز منطقه اى بنام داشكسن در نزديكى گنجه و مرز ارمنستان وجود دارد كه يكى از معادن بسيار مهم فولاد٬ كوبالت در اين جمهورى بشمار مىرودּ

[٥]- گزارش اكتشاف طلاى داشكسن-بهارلو

• ارديبهشت 1378: بازديد ريوتينتو از داشكسن براي بررسي كاني‌زايي آنتيموان ـ آرسنيك • مرداد 1378: نمونه‌برداري سيستماتيك ناحيه‌اي توسط ريوتينتو، كاني‌زايي در منطقه داشكسن را نشان داد . • دي 1378: ريوتينتو و شركت خدمات اكتشافي توافقنامه JV امضاء كردند، تا بطور مشترك اكتشاف طلا را در داشكسن انجام دهند و اكتشافات معدني را در اين ناحيه توسعه دهند . • 79ـ 1378: برداشت، نقشه‌برداري و نمونه‌برداري سنگها و خاكها در داشكسن براي تعيين كاني‌سازي طلا • آبان 1379: امضاء قرار داد پايه با وزارت معادن و فلزات و شروع برنامه حفاري • 1380 ـ 1379: ادامه حفاري در داشكسن (14 مورد حفاري (4670 متر) با استفاده از دستگاههاي حفاري شركت خدمات اكتشافي و تاييد كاني‌سازي طلا• 1380 ـ 1379: آزمايش مقدماتي متالورژي و دستيابي به بازيافتهاي متغير طلا • 1380 ـ 1379: درخواست LAPFI (قانون جذب و حمايت از سرمايه‌گذاري خارجي).

عمليات انجام شده در داشكسن-بهارلو

نقشه‌برداري در مقياس 3 * 2 كيلومتر توسط شركتهاي نقشه‌برداري ايراني٬ نقشه‌برداري زمين‌شناسي و نمونه‌برداري خاك و سنگ در منطقه ناهنجار ٬ بررسي‌هاي مغناطيس‌زميني و PIMA در محدوده پروژه٬ ايجاد14 سايت حفاري با استفاده از بلدوزر و ساخت حدود 6 كيلومتر راه خاكي براي دسترسي به سايتهاي حفاري٬ تكميل حفاري 12 چاه در سريگاني و 2 چاه در آق‌داغ ٬ آزمايشات متالورژي براي تعيين بازيافت طلا٬ توسعه كمپ شركت خدمات اكتشافي در داشكسن ٬ استخدام افراد جديد براي انجام پروژه از دهكده‌هاي داشكسن ، بهارلو و ناي‌بند ٬ ارائه گزارش به سازمان صنايع و معادن كردستان و وزارت صنايع و معادنּ

نتايج بدست‌آمده تا اين تاريخ

زون اكسيده با عيار 6/1گرم در تن طلا و بازيافت 80% مي‌باشد. حفاري نشان مي‌دهد كه زون ترانزيشنال با عيار حدود 7/1 گرم در تن طلا مي‌باشد. بازيافت طلا فقط 50% است. زون سولفيده بالقوه وسيع است. عيار طلا حدود 2 گرم در تن و بازيافت 20% است. اين منبع در صورتي مي‌تواند اقتصادي باشد كه مسائل متالورژي آن حل گردد. از ديگر مشكلات وجود مقدار زياد آرسنيك، آنتيموان، تاليم و جيوه همراه طلا است.



انتقال ثروت ملي آذربايجان: نيمي از خاك معدن انگوران به اصفهان منتقل مي‌شود

در حالي كه 70 درصد روي كشور در زنجان و توسط 35 واحد استاني توليد مي‌شود بيش از نيمي از خاك معدن انگوران به اصفهان منتقل مي‌شود. اين مطالب در حالي در جلسه انجمن ملي سرب و روي مطرح شد كه دو تن از نمايندگان شركت فرآوري مواد معدني نيز در جمع حاضر حضور داشته و پاسخگوي سؤالات واحدهاي توليدي سرب و روي استان بودند.

در اين نشست بيشتر وقت جلسه صرف نحوه تأمين خاك واحدهاي توليدي شد. از قرار معلوم پس از ريزش معدن انگوران واحدهاي توليدي با كمبود خاك پرعيار مواجه شده‌اند چراكه باطله‌ها امكان برداشت خاك پرعيار را از شركت فرآوري مواد معدني گرفته است و اين شركت مجبور است جهت تأمين خاك مصرفي واحدهاي توليدي خاكهاي كم‌عيار را به توليد‌كنندگان واحدهاي توليدي شمش روي بفروشد و از آنجايي كه بالا بردن عيار خاك هزينه‌بر بوده لذا قيمت تمام شده شمش روي روند صعودي به خود گرفته و اين مسئله با توجه به اينكه كشور چين در حال حاضر به عنوان يكي از توليد‌كنندگان فعال شمش روي محسوب مي‌شود بازارهاي ايران در كشورهاي مختلف را مورد تهديد قرار داده‌ است.

از سوي ديگر به گفته مرادلو، رئيس انجمن سرب و روي ايران هيئت وزيران چندي پيش تصويب كرد صادرات مواد اوليه توليد شمش روي و سرب مشمول جوايز صادراتي شود همچنين جهت صادرات شمش روي 30 درصد عوارض گمركي تصويب شد كه همه اين مسائل به ضرر توليدكنندگان داخلي تمام مي‌شد.

هر چند با مقاومت انجمن تا حدي جلوي اين مصوبه‌ها گرفته شد. از سوي ديگر جميلي، عضو هيئت مديره شركت توسعه معادن روي ايران كاهش عيار را موجب پايين آمدن راندمان كار عنوان نمود و اظهار داشت: در حال حاضر شركت توسعه معادن 60 درصد زير ظرفيت توليد كار مي‌كند. وي در ادامه افزود: اگر قرار است يكپارچه كار كنيم بايد مواد اوليه صنعت به صورت يكپارچه براي همه واحدهاي توليدي تأمين گردد چراكه در غير اين صورت قطعاً در سال 86 اين صنعت با شكست فاحشي مواجه خواهد شد.

رحيميان، معاون اكتشافي شركت تهيه و توليد نيز در اين نشست يكي از برنامه‌هاي اين شركت را انتقال دفتر اين شركت به زنجان عنوان كرد و گفت: سعي خواهيم كرد از ابتداي سال 86 صدور حواله جهت تهيه خاك از زنجان صورت گيرد و فروش خاك به واحدهاي توليدي برحسب توان و ظرفيت كارخانه باشد.

كدخدايي، مديرعامل زرين‌معدن آسيا نيز از توقف چهار ماهه يكي از خطوط توليد اين شركت خبر داد و گفت: قرار است 5/7 تن خاك جا‌به‌جا شود تازه آن موقع است كه شركت فرآوري مواد معدني به خاك پرعيار دست خواهد يافت و اين مسئله مدت زمان طولاني مي‌طلبد.

جميلي نيز در ادامه اين جلسه از بحراني بودن وضعيت توليد‌كنندگان روي استان خبر داد و گفت: در حال حاضر ”LME“ قيمت در بازار فلزات لندن در حال سقوط مي‌باشد كه اين مسئله با توجه به اينكه واحدهاي توليدي جهت تهيه شمش حداقل 45 روز قبل به خاك معدن نيازمند بود و در اين پروسه زماني قيمتها نوسان زيادي پيدا كرده لذا توليد‌كننده داخلي تاب و تحمل اين نوسان شديد را نداشتند و متضرر مي‌شوند چرا كه گاهاً قيمت جهاني تا 1200 تومان هم افت مي‌كند.

وي در ادامه تأكيد كرد: هر چند بايد از باطله‌ها استفاده نمود اما نبايد اين مواد به قيمت بالا به واحدهاي توليدي داده شود تا قدرت رقابت از توليد‌كنندگان داخلي گرفته شود.

اين مقام مسئول در ادامه توان توليد ايران جهت تهيه شمش روي را 300 هزار تن عنوان كرد و خاطرنشان نمود با ادامه وضعيت موجود توليد‌كنندگان توان توليدشان به نصف ظرفيت موجود تحليل مي‌يابد.

هر چند در اين جلسه بيشتر سعي روي‌كاران حول متقاعد كردن نمايندگان شركت فرآوري مواد معدني بود و سعي شد قيمت خاك، نحوه توزيع و مسائل ديگر با در نظر گرفتن منافع اين قشر در نظر گرفته شود اما كارشناسان اين شركت درخصوص پيشنهادهاي ارائه شده از سوي مديران واحدهاي توليدي نظر قطعي خود را به بعد از بررسي موارد مطروحه موكول كردند.مردم نو



پتانسيل‌هاي توريستي منطقه اردبيل فوق‌العاده است - اميد شکري

در اين مقاله سعي شده است كه رئوس جاذبه هاي گردشگري منطقه اردبيل معرفي و مشكلات موجود در امر جذب گردشگر بررسي شود.

مقدمه :

توسعه صنعت توريسم به عنوان بخشي از ابعاد توسعه اجتماعي و فرهنگي هر كشور در كنار توجه به درآمدزايي، اشتغال زايي و مقوله اقتصاد فرهنگ بسيار حائز اهميت مي باشد اكثر دولتها در تلاش هستند تا بخش مهمي از درآمد سرانه ملي خويش را از اين صنعت تامين كنند چرا كه درآمد زايي اين صنعت نسبت به هزينه هاي ناچيز آن بسيار بالاست.

امروزه يكي از قوي ترين نگاه ها در سطح بين الملل براي توسعه توريسم بعد اقتصاد توريسم مي باشد براساس مطالعات WTO ” سازمان جهاني توريسم”پيش بيني مي شودكه تعداد جهانگردان تا سال 2010 به يك ميليارد نفر برسد كه در اين بين درآمدي بالغ بر1550 ميليارد دلار عايد كشورهاي جهان خواهد شد واز سوي ديگرروند اشتغالزايي دراين بخش 11/2 برابر سريع تر از ساير بخش ها عنوان شده است چرا كه اين صنعت بيش از صد ميليون شغل در سراسر جهان ايجاد مي كند.

شوراي جهاني توريسم و سفر (WTTC) نيز سالانه در گزارشهاي متوالي خويش از رشد اقتصادي توريسم در كشورهاي جهان خبر ميدهد براساس آمار WTO ركود گردشگران جهان با رشد 10 درصدي به 760 ميليون نفر رسيده است و پيش بيني مي شود در سال 2006 اين صنعت رشدي در حدود 5 الي 8 درصد داشته باشد ميزان سرمايه گذاري در صنعت توريسم در سال 2000 معادل 701 ميليارد دلار يا 9/4 درصد از كل سرمايه گذاري بوده و پيش بيني مي شود كه تا سال 2010 اين رقم به 1404 ميليارد دلار يا 10/6 درصد از كل سرمايه گذاري برسد.

تاثيرات شگرف توريسم در كاهش نرخ بيكاري ،افزايش سطح درآمد، تامين منابع انرژي و رونق بازار صنايع دستي كه طبق آمار موجود 10 ميليون نفر از آن ارتزاق مي كنند تنها بخشي از مزاياي ويژه پرداختن به اين صنعت است به ازاي ورود هر گردشگر 2تا 6 شغل بصورت مستقيم ايجاد مي شود در محاسبات اقتصاد دانان توسعه اين روند با احتسابات مشاغل در بخش هاي توليدي و خدماتي براي هر گردشگر به ايجاد شغل براي 9 تا 15 نفر مي رسد.

هزينه لازم جهت ايجاد هر فرصت شغلي در بخش خدمات و صنعت بين 12 تا 25 هزار دلار است حال آنكه براي صنعتي چنين درآمد زا اين حجم سرمايه گذاري بسيار اندك است.

طي سالهاي اخير صنعت توريسم 1/5 درصد درآمد ملي جهان را بخود اختصاص داده است در حالي كه سهم هريك از صنايع نظامي، نفت و فولاد به 5 درصد هم نمي رسد.

توزيع جغرافيايي اين درآمد به شدت نامتعادل است بطوريكه 80 درصد درآمد و اشتغال ناشي از اين صنعت به آمريكا و اروپا اختصاص دارداز 20 درصد باقي مانده 2/5 درصد سهم خاورميانه مي باشد و از 2/5 درصد سهم خاورميانه كمتر از يك درصد سهم ايران مي باشد اين صنعت در ايران بويژه در منطقه آذربايجان مراحل اوليه رشد خود را طي مي كند و صنعتي نوپا به شمار مي آيد منطقه آذربايجان بويژه اردبيل با وجود دارا بودن قدمت تاريخي و داشتن ارتباطات فرهنگي و بازرگاني با ملل غرب وشرق فاقد جايگاه مناسب بين مناطق توريست پذير به شمار مي رود توسعه اين صنعت خواه ناخواه متاثر از توسعه يافتگي كشور است و همواره با مشكلات و موانعي روبرو بوده است .

كمبودها وموانع سبب كاهش توانمنديها در به حداكثر رساندن سهم بازار جهانگردي سطوح داخلي و بين المللي در بلند مدت گرديده وسئوالات بسياري را در خصوص توسعه و تداوم بخش جهانگردي در آن مناطق مطرح مي نمايد.

براي ورود هر توريست در كشورها مولفه هاي چون امنيت ، ارائه خدمات بهينه، ميراث غني تمدني، اكوتوريسم ، ژئوتوريسم ، اگروتوريسم ، دريا و درياچه ها ، تنوع فرهنگي ،تنوع آب وهوا،ويزاي سهل وآسان… مورد نياز است که با فقدان هر يک از اين موارد ورود جهانگرد با مشكل و اختلال مواجه خواهد شد.

اكنون رويگرداني كشورها به سمت استفاده و توسعه صنعت توريسم به گونه اي است كه دولت ها تمام توان خود را صرف ايجاد زيرساختها و سرمايه گذاري در جهت تامين امكانات كرده و اجازه مي دهند تا سرمايه گذاران ديگر بخشها در جريان مبادلات گردشگري و ايجاد خدمات و محصولات جديد توريستي وارد شوند به همين دليل است كه سطح بهره وري سرمايه گذاري در اين كشورها به شدت افزايش مي يابد.
اسپانيا با داشتن كمترين جاذبه هاي گردشگري و تاريخي سالانه در حدود 30 تا 40 ميليارد دلاردرآمد كسب مي كند 49 درصد منابع انرژي مصر و 37 درصد منابع تركيه از محل صنعت توريسم تامين مي شود.

نگاهي اجمالي به پتانسيل هاي گردشگري منطقه اردبيل:

معرفي و پرداختن به جنبه هاي مختلف توريسم منطقه اردبيل با توجه به بيشينه تاريخي و وجود تمدنهاي مختلف در ادوار مختلف تاريخ و تنوع فرهنگي و اكوتوريسم مدنظر نمي باشد، و در اين مقاله سعي برآن است كه رئوس جاذبه هاي گردشگري معرفي شده و مشكلات موجود در امر جذب گردشگر بررسي شود.

جاذبه هاي گردشگري منطقه اردبيل را مي توان به جاذبه هاي فرهنگي اكوتوريسم و توريسم صنعتي تقسيم كرد.

جاذبه هاي فرهنگي :

كليه پديده هاي ساخت بشر، مورد توجه گردشگران بوده، فرهنگ و تمدن انسان در تشكيل و تكامل آن دخالت داشته است. جاذبه هاي فرهنگي نيز به چندين زيرشاخه تقسيم مي شوند .

الف: آثار باستاني و تاريخي:

شرايط مناسب جغرافيايي باعث شده تا آثار فراواني از تمام دوره هاي تاريخي را در منطقه مشاهده كرد اين آثار تاريخ مستند آذربايجان مي باشد در تمام شهرها و روستاهاي منطقه اردبيل به صور مختلفي چون كاخها ،پلها، قلعه ها و باغهاي تاريخي وجود دارد.

ب: اماكن متبركه ومقدس :

با توجه به اينكه اردبيل و كوه ساوالان محل تولد زرتشت و خاستگاه شيعه در ايران مي باشد مي توان موار متعددي از آتشگاه ،مسجد و… را در منطقه مشاهده كرد آثاري مثل جمعه مسجد اردبيل و…

ج: جاذبه هاي زيارتي: زيارتگها و امامزاده ها

د: معماري سكونت گاههاي انساني، شهرها و روستاها

هـ: مراسم سنتي اجتماعي و مذهبي

و: موزه ها در منطقه اردبيل موزه هاي متعددي در حال فعاليت هستند واقداماتي نيز براي تاسيس برخي از موزه هاي تخصصي انجام گرفته است مي توان به موزه هاي مردم شناسي و چيني خانه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي، موزه حيات وحش و … اشاره كرد.

ز: شيوه هاي زندگي :
1- كوچ نشيني
2- روستانشيني
3- شهر نشيني

بخش صنعت:

در اين زمينه منطقه اردبيل حرفهاي زيادي براي گفتن دارد صنايع دستي اين منطقه عبارتند از فرش (فرش قوباي اردبيل شهرت جهاني دارد)ورني بافي ،مسند، گليم ، جاجيم، جورابهاي پشمي ،خورجين دوزي و … كشاورزي

اگروتوريسم (Agrotourism)

اين شاخه پرورش ميوه هاي متنوع را نيز در كنار محصولات كشاورزي و دامداري شامل مي شود توسعه توريسم روستايي ضمن اينكه در ديد كلان درآمد ملي را افزايش مي دهد در توسعه فرهنگي و اقتصادي مناطق توريستي نيز نقش غيرقابل انكاري دارد تا آنجا كه متخصصين امر توسعه اين نوع توريسم را يكي از عمده ترين روشهاي محروميت زدايي مي دانند .

شهرت برخي از فرآورده هاي كشاروزي و دامداري از جمله عسل ساوالان اردبيل و… لزوم توجه به اين بخش را مي طلبد.

اكوتوريسم (Ecotourism):

كليه پديده هاي طبيعي كه در پهنه جغرافيايي يك سرزمين قرار گرفته اند و انسان در شكل گيري آنها دخالت نداشته است مورد توجه گردشگران قرار مي گيرد زير شاخه هاي اكوتوريسم به همراه تقسيمات فرعي آن بدين شرح است:

1- دامنه نوردي: شامل ديدار از حيات وحش، ديدار از چشم اندازها و آثار طبيعي آموزش و پژوهش در طبيعت تفرج و تغيير حال وهوا در اين بخش از اكوتوريسم منطقه اردبيل داراي پتانسيل هاي فراوان وبالقوه اي است.
2- شكار وصيد: شكار چهارپايان، ماهيگيري و صيد پرندگان
3- مردم شناسي ، توريسم كوچ، آداب و رسوم و روستاگردي
4- ورزشهاي ساحلي و آبي شامل شنا، قايقراني، اسكي روي آب و غواصي
5- بيابانگردي: تورهاي كاروان رو،اسكي روي ماسه
6- طبيعت گردي شامل چشمه هاي آب گرم ، لجن درماني، يخ نوردي و غارگردي

با توجه به شرايط جغرافيايي به جز توريسم بيابانگردي كه سايت اين گونه توريسم در منطقه آذربايجان موجود نمي باشد جذب توريست در بقيه موارد امكان پذير مي باشد .يكي از سايتهاي توريستي كه از پتانسيل بسيار بالايي در امر اكوتوريسم در سطح منطقه آذربايجان برخوردار بوده ولي براي كليه علاقمندان طبعيت و توريسم ناشناخته مانده وحتي در طرح جامع گردشگري استان اردبيل بدان توجه خاصي مبذول نشده روستاي آليله مي باشد.

روستاي آليله در 10 كيلومتري شرق شهرستان گرمي به سمت مرز ايران و جمهوري آذربايجان واقع شده است اين روستا با قابليت هاي متنوع توسعه در زمينه گردشگري به عنوان يك سايت توريستي با قابليت هاي منحصر به فرد توصيه مي گردد.

وجود گورستان بزرگ وتاريخي كه احتمالاً مربوط به مسافران جاده ابريشم “اپيك يولو” است ونيز شرايط آب وهوايي مساعد و متفاوت با سايتهاي ديگر استان وجود غار و يخچال طبيعي ، نظام طبيعي حاكم و جنگلهاي موجود دراين سايت ،ارتفاعات شمال روستاي آليله كه از نظر توپوگرافيكي براي فعاليتهاي اسكي روي چمن بسيار مناسب مي باشد از جمله نقاط قوت توريستي اين منطقه به شمار مي روند.

آثار جاده ابريشم در خط الراس ارتفاعات مشرف براين ناحيه آثار و بقاياي سنگرهاي باقي مانده از جنگ قشون ايران وروسيه و خط مرزي در شرق سايت ونيز منظره چشم نواز جنگلي جمهوري آذربايجان مجموعاً ارزش توريستي و تفرجگاهي روستاي آليله را تقويت مي كند.

اين در حاليست كه اقدامي در جهت شناساندن اين سايت مستعد گردشگري براي جذب توريست انجام نشده وحتي اين روستا براي اهالي استان اردبيل نيز بسيار ناشناخته باقي مانده است.

معرفي برخي از پتانسيلهاي توريستي اردبيل

منطقه اكوتوريستي گردنه حيران:

در بخش غربي گردنه حيران ،آنجا كه قبل از ورود به تونل مرز سياسي استانهاي اردبيل و گيلان شروع مي شود دره نسبتاً وسيعي دارد كه مي توان آنرا دروازه وروي يا كريدور توريستي در مدخل استان اردبيل به شمار مي آورد اين كريدور توريستي كه از ابتداي تونل شروع وتا 7 كيلومتر به سمت نمين و اردبيل ادامه مي يابد در دو طرف دره داراي دامنه هاي سرسبز و كم شيبي است كه در گذشته با پوششي از درختان جنگلي يكي از زيباترين مناطق طبيعي استان به شمار مي رفت. از بين رفتن قسمت عمده اين جنگلها و تبديل اراضي آن به كشتزارهايي باعث افت كيفي منظر طبيعي آن شده است.

رعايت موارد زير براي استفاده بهينه از پتانسيل هاي گردنه حيران ضروري است:
1- تثبيت كاربردي دامنه هاي دو طرف دره و ارتفاعات اطراف تونل بعنوان حريم گردشگري و جلوگيري از ساخت و سازهاي نامانوس در آن
2- تراس بندي ،فضا سازي و آماده سازي
3- برق رساني
4- احداث پاركينك
5- احداث دكه هاي پذيرايي
6- درختكاري، فضاسازي و …

طي سالهاي اخير استانداري گيلان با نصب تابلويي اين منطقه را جزو استان گيلان محسوب نموده و نسبت به اين منطقه ادعاي ارضي كرده است.

منطقه توريستي فندقلو:

جنگل فندقلو در 30 كيلومتري شهر اردبيل و در 10 كيلومتري جنوب شهر نمين قرار گرفته است .اين منطقه بخاطر داشتن جاذبه هاي منحصر بفرد جنگلي – مرتعي و گردنه زيباي حيران با جذابيتهاي طبيعي متنوع ، قابليتي بسيار ممتاز براي توسعه در صنعت اكوتوريسم را دارد.

عرصه جنگلي فندقلو بخشي از جنگلهاي شرق استان اردبيل به شمار مي رود.اين جنگل در سطحي به طول 25 كيلومتر پراكنده است مساحت منطقه فندقلو 2/4062 هكتار مي باشد كه 4/1108 آن تحت پوشش عرصه جنگلي و بقيه مرتفع مي باشد بلندترين نقطه ارتفاعي مربوط به كوه سنگر (محل تاسيسات و دكل هاي مخابراتي) به ارتفاع 2120 متر از سطح درياست.

در جنگل فندقلو 19 گونه جنگلي متعلق به 8 تيره ، ‌و 17 جنس شناسايي شده است .در بين انواع شناسائي شده گونه هاي نادري نظير فندق ،مرز، راش، بلوط (بلند مازو) و بيدمشك وجود دارد در منطقه فندقلو حيواناتي نظير روباه،گرگ ، خرس قهوه اي،سمور و پرندگاني چون قرقاول، كبك و عقاب طلائي يافت مي شود.

فندقلو منطقه منحصر بفردي براي توريسم ييلاقي و تفريحي است . پيست اسكي روي چمن آن احداث شده و با تکميل آن ميتوان مسابقات جهاني و بين اللملي اسکي را در آن برگزار کرد

اين منطقه از نظر قابليت هاي توسعه داراي امكانات زير است:
1- قابليت بهره برداري از ورزش اسكي روي چمن در فصول غير زمستان
2- قابليت استفاده براي ورزش اسكي در فصل زمستان
3- قابليت اكوتوريستي براي اقامتهاي ييلاقي
4- قابليت اكوتوريستي براي تورهاي گروهي دانشجويي و دانش آموزي
5- قابليت پيك نيكي آن در درون درختزارهاي فندق
6- قابليت فرهنگي ظرفيت اكوتوريستي آن تحت عنوان جشنواره فندق چيني

براي بهره برداري بهتر و بيشتر از پتانسيل هاي توريستي منطقه فندقلو مي توان موارد زير را در نظر داشت:

1- احداث تله كابين براي رساندن مسافران از محل جاده قديم گردنه حيران به بالاي كوه ، تامسافران بتوانند از اين منظره دره زيباي حيران را مشاهده كنند.
2- احداث كمپينك هاي موقت در منطقه
3- شناساندن اين منطقه براي بهره برداري بهينه

از سال 83 طرح احداث تله كابين منطقه فندقلو شروع شد تا اينكه در اسفند 84 اين طرح به بخش خصوصي واگذار گرديد بخش خصوصي با جديت درصدد انجام پروژه بود و حتي با كشور اتريش براي خريد تله كابين و ساير تاسيسات به توافق رسيد اما با كارشكني برخي نهادها اجراي اين پروژه متوقف شده است

از مرداد امسال پروژه مجددا فعال شده است . علاوه بر پتانسيل هاي فوق با توجه به وزش باد در طول سال در منطقه جنگل فندقلو در سال 82 سازمان انرژي هاي نو ايران (سانا)طي طرحي اقدام به بررسي و اندازه گيري مقدار باد جهت احداث نيروگاه بادي در منطقه فندقلو نمود. نتايج حاصل از طرح نشان از مساعد بودن شرايط فيزيکي منطقه جهت احداث نيروگاه بادي بود و حتي طرح احداث اين نيروگاه توسط سازمان انرژي هاي نو ايران تهيه و آماده شد ولي تاکنون به دلايل نامعلوم به مرحله اجرا درنيامده است .

درياچه شورابيل:

درياچه شورابيل به مساحت 120 هكتار و در دو كيلومتري جنوب اردبيل واقع شده است . سابق براين بخاطر شوري و لجن طبي خود مشهور بود.
مهمترين ويژگي كاربردي درياچه شورابيل اختصاص به ظرفيت فراغتي آن براي اهالي اردبيل است ساخت و سازهاي شتابزده در حاشيه درياچه تاحدود زيادي عملكرد فراغتي آنرا كاهش داده است.

اين درياچه مستعد پيست قايقراني روئينگ است چرا كه اولين شرط براي احداث اين پيست، درياچه اي است كه حداقل 2 كيلومتر مسير مستقيم داشته باشد و اين شرايط درياچه شورابيل وجود دارد.

رعايت موارد زير براي بهره گيري بهتر و بيشتر از امكانات اين درياچه ضروري به نظر مي رسد:
1- خارج كردن ترافيك ماشين ها از تراسهاي حاشيه اي درياچه و انتقال آن به خط الراس تپه هاي اطراف
2- متوقف كردن پروژه هاي نيمه تمام مجتمع هاي توريستي چرا كه اين طرحها براساس يك ارزيابي بدون پشتوانه مطالعاتي شروع بكار كرده و سپس نيمه تمام رها شده اند.
3-نوسازي تاسيسات فرسوده تفريحي
4- بهسازي و بازسازي ورودي محوطه درياچه
5- اختصاص فضاي پيك نيكي در حاشيه درياچه
6- احداث اسكله هاي متعدد قايقراني
7- حفظ و تقويت گياهان آبزي حاشيه درياچه به عنوان حريم هاي طبيعي زيستگاه پرندگان و احداث تعدادي جزاير مصنوعي در نقاط مناسب به عنوان زيستگاه زادآوري ، لانه سازي و جوجه آوري پرندگان .
8- نور پردازي مهندسي
9- احداث پارگينكهاي كافي و …

درياچه نئور :

درياچه نئور در 48 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل و در ارتفاع 2700 متري از سطح دريا قرارگرفته است . وسعت درياچه بيش از 220 هكتار و مشتمل بر دو درياچه كوچك (40 هكتار) و بزرگ (180 هكتار ) است كه در فصل پرآبي (بهار) به هم مي پيوندند ودرياچه واحدي را تشكيل مي دهند بيشترين عمق درياچه 5/5 متر و ميانگين ژرفاي آن سه متر است. ماهي قزل آلاي اين درياچه شهرت جهاني دارد . درياچه نئور داراي جاذبه هاي بسيار مساعد توريستي است.

مهمترين قابليت هاي اكوتوريستي درياچه نئور عبارتنداز :
1- قابليت صيدگاهي ماهي قزل آلا در اواخر فصل تابستان و اوايل پاييز.
2- قابليت قايقراني ورزشي با استفاده از قايقهاي غيرموتوري (بادباني ،پارويي و پدالي)
3- قابليت پاتنياژ و قايقراني بادباني در فصل زمستان كه سطح درياچه يخ مي بندد.
4- قابليت احداث پيست اسب سواري در امتداد ساحل درياچه بصورت تور كه در اين زمينه درياچه داراي شرايط مساعد توپوگرافيك جزء در قسمتي از سواحل غربي است .
5- قابليت احداث پيست دوچرخه سواري در اطراف درياچه
6- قابليت احداث رستوران شناور در نزديكي سواحل شمالي درياچه با غذاي اختصاصي ماهي قزل آلاي تازه كه از درياچه صيد مي شود.
7- قابليت هم پيوندي با توريسم طبيعت گردي كه از مسير ييلاقهاي سوباتان و شكره دشت تالش وارد حوزه اين درياچه مي شود و تقريباً اكثر آنان را مسافران خارجي تشكيل مي دهند.
8- قابليت مسيرهاي پياده روي و كوه پيمايي از مبدا درياچه به ارتفاعات و كوههاي اطراف بويژه صخره هاي نويي داش وقره گل .
9- قابليت تورهاي علمي براي آموزش دانشجويان و دانش آموزان ، بدليل منشاء پيدايش درياچه ويژگيهاي ليمنوژيكي آب ، پوشش گياهي .
10- قابليت اكوتوريستي براي اقامتهاي ييلاقي

درياچه نئور با وجود دارا بودن پتانسيلهاي بسيار متنوع براي اكثر ساكنان استان ناشناخته مانده است و بجز آسفالت جاده خاكي آن اقدامي ديگري براي معرفي و استفاده بهينه از اين پتانسيل ها براي جذب توريست بعمل نيامده است.

براي بهره برداري بهينه از اين پتانسيل ساخت و ساز موارد زير ضروري است:
1- تفرجگاه و تفريحگاه براي ساكنين اردبيل
2- تاسيسات پذيرايي و خدمات تفريخي براي مسافران آبدرماني سرعين و ديگر آبهاي معدني نزديك.
3- ارودگاه اقامتي ساده و ارزان قيمت و سازگار با طبيعت
4- تاسيسات و امكانات اقامتي و صيادي
5- اقامتگاه ييلاقي با اجزاي وابسته به آن براي افراديكه علاقمند به اقامت ييلاقي در اين منطقه خوش آب و هوا هستند.

مجموعه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي :

مجموعه بسيار ارزشمند و زيباي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي يكي از ده اثر مهم و باستاني كشور به شمار مي رود بناي ابتدايي بقعه به قبل از اسلام برمي گردد در حال حاضر مجموعه شامل 8 بخش اصلي مسجد جنت سرا، قنديل خانه ،حرم خانه، چيني خانه ،چله خانه، شربت خانه، گبند الله الله و شهيدگاه مي باشد.

علاوه بر مقبره شيخ صفي و مرقد شاه اسماعيل اول، آرامگاه ديگر شاهزادگان، سرداران قزلباش از جمله شهداي جنگ چالداران و شيروان در اين بقعه ومحل شهيدگاه قرار دارد.

طي قرون گذشته بسياري ازآثار ارزشمند اين بقعه به شيوه هاي گوناگون از محل بقعه خارج شده اند كه از جمله اين آثار مي توان به قالي زيباي اردبيل اشاره كرد . اين فرش هم اكنون در موزه آلبرت هال لندن نگهداري مي شود . بقيه آثار بقعه هم اكنون در موزه هاي مشهور جهان چون آرمتياژ مسكو،لندن و … نگهداري مي شود.

طي ماه گذشته يكسري CD از نسخه هاي نفيس و گران قيمت خطي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي كه بيش از انقلاب به تاراج رفته و در موزه هاي شوروي سابق نگهداري مي شده است در اختيار كتابخانه مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است.

در سال 72 طرح آزادسازي حريم بقعه در كنار نوسازي و اجراي طرح جامع بقعه شروع گرديد وتاكنون ( مرداد 85) اجراي پروژه با توجه به عدم همكاري مجري پروژه (وزارت مسكن و شهرسازي ) پيشرفت محسوسي نداشته و چهره تاريخي شهر را دگرگون ساخته است.

در سال 83 طرح احداث موزه تخصصي صفويه در محل بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي با هدف جمع آوري آثار تاريخي اين بقعه از موزه هاي داخل و خارج کشور و شناساندن سلسله صفويه به عموم مردم و بويژه توريستها تصويب شد ولي با توجه به عدم تحصيص بودجه اين طرح تاکنون به مرحله اجرا در نيامده است.

با توجه به اينكه مجموعه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي مراحل ثبت در فهرست ميراث جهاني يونسكو را سپري مي كند عدم تكميل به موقع بقعه باعث تاخير در ثبت آن در فهرست ميراث جهاني يونسكو وهم چنين ناشناخته ماندن آن براي توريستها خواهد شد.

از ديگر آثار ديدني اردبيل مي توان به مجموعه پلهاي تاريخي ،بازار اردبيل ، پيكره انسان نماي قورخو ده ده ، موزه مردم شناسي ،‌موزه حيات وحش ، جمعه مسجد ،روستاي توريستي بيله دره، منطقه زيباي دربند و باغات گيلاس بخش هير اشاره كرد.

سرعين، نگين گردشگري آذربايجان

شهر توريستي سرعين بدليل وجود آبهاي گرم متعدد كه اكثريت آنها داراي خواص درماني است هم چنين برخورداري از شرايط ممتاز آب و هوايي ييلاقي باعث شده تا در فصل تابستان مورد توجه گردشگران قرار گيرد بطوريكه متوسط مراجعات توريستها در روزهاي تابستان 30 هزار نفر و حتي در روزهاي تعطيل و شرايط مساعد آب و هوايي حتي به 100 هزار نفر هم برسد.

پذيرايي مناسب و آبرومندانه از اين تعداد مسافر داخلي و خارجي و غلبه برمشكلات ساختاري و نارسايي هاي زيربنايي شهر از اهميت خاصي برخوردار است.

افزايش امكانات موجود در جهت سرويس دهي مناسب به گردشگران متناسب با افزايش جذب گردشگر به منطقه و افزايش تعداد روزهاي اقامت توريستها بايد مد نظر قرار گيرد.

امروزه مسئله جذب توريست در شهر توريستي سرعين با دو چالش عمده مواجه بوده که هر لحظه ادامه حيات آنرا تهديد مي كند:
1- ترك زود هنگام توريستها بدليل كمبود امكانات اقامتي و تفريحي
2- نارضايتي توريستها وامكان كاهش تعداد آن با بروز مشكلات بهداشتي و احياناً فرهنگي و اجتماعي

در راستاي افزايش تعداد روزهاي مراجعات مسافران به شهر از حدود 100 روز به كل طول سال امكانات مناسب بايد فراهم گردد از جمله اين امكانات ورزشي و تفريحي كه طي سالهاي اخير به بهره برداري رسيده است تله اسكي آلوارس مي باشد ابتدا قرار بود تله كابين نيز در اين منطقه احداث شود ولي از زمان آغاز عمليات پروژه (سال 79) تا سال 85 تله كابين احداث نگريده است.

علاوه براين با در نظر گرفتن جاذبه هاي تاريخي منطقه مانند روستاي تاريخي كنزق در 2 كيلومتري شهر و افزايش امكانات زيربنايي د رآن بالاخص جاده ارتباطي آن، تقويت اردوگاههاي تفريحي درنزديكي شهر، با كمك گرفتن از جاذبه هاي توريستي موجود در اردبيل و شهرستانهاي اطراف مي توان به اهداف مورد نظر دست يافت.

برگزاري همايشها، سمپوزيوم ها، سمينار هاي استاني وكشوري در سرعين علاوه بر رونق اقتصادي و غناي فرهنگي نقش موثري در شناساندن قابليت ها وجاذبه هاي آن به ساير مناطق خواهد داشت همانند ساير كشورهاي خارجي با شركت در سمينارها ونمايشگاه هاي بين المللي و با ايجاد سايت هاي تبليغاتي اينترنتي مي توان به معرفي قابليت ها و استعدادهاي منطقه پرداخت اجراي اين برنامه بدون مشاركت بخش خصوصي امكان پذير نخواهد بود.

از سوي كارگروه گردشگري استان برنامه هاي زير براي افزايش ورود توريست به منطقه سرعين اتخاذ شده است.

تهيه طرح جامع توريستي سرعين، طرح ساماندهي شهر و هم چنين مطالعه طرح احداث و اجراي پارك 12هكتاري و كمپينگ روستاي توريستي ويند كلخوران و مسير سلامت 7/1 كيلومتري افزايش مراكز تفريحي و ورزشي، احداث ترمينال مسافربري احيا و مرمت آثار باستاني از جمله تپه آناهيتا ، روستاي كنزق و غارهاي باستاني ،احداث وتكميل مسير ارتباطي سرعين، ويله دره، احداث بلوار و واحدهاي اقامتي در روستاي توريستي ويله دره ، تكميل اردوگاههاي تكميل محور ميمند به آلوارس احداث آموزشكده آبدرماني وگياهان دارويي،و … اجراي به موقع اين طرحها جز بااختصاص بودجه مناسب و به موقع از سوي دولت ممکن نخواهد بود. طرح احداث دهكده توريستي سرعين كه از اسفند سال 83 آغاز گرديده و قرار براين بود كه در اين دهكده يك باب هتل پنج ستاره، آبدرماني مجهز ، شهربازي ،‌استخر روباز و … بامشاركت كشورهاي تركيه ، سوئيس و … احداث شود كه متاسفانه پس از گذشت 18 ماه فقط محوطه آن ديوار كشي شده وتاكنون پروژه هيچ پيشرفتي نداشته است.

مجموعه‌ي كم‌نظيري از خانه‌هاي سنگي در دهكده‌ي صخره‌يي كلخوران اردبيل

در فاصله‌ي بيش از چهار كيلومتري سرعين، روستاي ويند كلخوران با آثار باستاني مانند دهكده‌اي صخره‌يي و شگفت‌انگيز، جاذبه‌ها و مناظر طبيعي در امتداد دره‌ي زيباي ورنياب، گورستان‌هايي متشكل از سنگ قبرهايي ديدني مربوط به دوره‌هاي گذشته قرار دارند كه در مجموع، اين مكان را به‌صورت موزه‌اي تاريخي، هنري و طبيعي درآورده است.

دره‌ي زيباي ورنياب دره‌اي طولاني است كه از دامنه‌ي تپه‌هاي روستاي ورنياب تا قسمت انتهاي مزرعه‌هاي روستاي ويند كلخوران ادامه دارد. در امتداد جاده‌ي روستاي ويند كلخوران و در دامنه‌هاي تپه‌ها، گورستان‌هايي با سنگ قبرهاي تراش‌خورده به‌دست انسان‌هاي خلاق و ساكنان پيشين اين ديار وجود دارند كه عمده‌ي اين سنگ قبرها به‌شكل حيوان‌هايي مانند قوچ، پلنگ و شكل‌ها و علامت‌هاي ديگري مانند سنگ قبرهاي صندوقي‌شكل، مكعب‌مستطيل و نقش‌هاي هندسي با حجاري‌هايي روي آن‌ها و علايمي ديدني‌اند كه هر يك از آن‌ها در نوع خود اثري درخور تحسين هستند.

بسياري از اين سنگ قبرها با توجه به علايم و اشكال آن‌ها مشخص و متمايز از ديگر سنگ قبرها هستند كه به احتمال زياد با توجه به شباهت اشكال و نقوش آن‌ها به سنگ قبرهاي منطقه‌هاي همجوار كه كارشناسان درباره‌ي آن‌ها تحقيق كرده‌اند، به دوران سلجوقي، تيموري و صفوي تعلق دارند.

علاوه بر جاذبه‌هايي كه به آن‌ها اشاره شد، در زير تپه‌ها و صخره‌هاي اطراف اين روستا، دهكده‌اي سنگي با مجموعه‌اي از خانه‌هاي سنگي منفرد به‌صورت يك پديده‌ي معماري، تاريخي و باستاني استثنايي وجود دارد كه شكل كنده شدن خانه‌ها در زير تپه‌هاي سنگي و رسوبي و نوع كنده شدن آن‌ها كه به خلق چنين آثاري منجر شده، در نوع خود كم‌نظير است.

دهكده‌ي صخره‌يي ويند حدود پنج كيلومتري جنوب غربي سرعين و در نزديكي جاده‌ي اردبيل قرار گرفته است. مناطقي كه خانه‌هاي سنگي در آن قرار گرفته‌اند، قوردي قيه، تپه‌ي چله‌خانه، قره قيه و مسجد يري ناميده مي‌شوند.

سفال‌هاي پراكنده در سطح و داخل خانه‌هاي سنگي به دوره‌هاي مختلف تعلق دارند؛ سفال‌هاي مربوط به دوره‌ي اشكاني، سفال‌ها و قوس‌هاي جناغي در كنده‌هاي صخره‌يي شبيه به آثار ساسانيان و همچنين آثار و علايمي مربوط به دوران‌هاي اسلامي مانند سلجوقي، تيموري و صفوي كه از استمرار استفاده از اين خانه‌هاي سنگي در طول تاريخ حكايت مي‌كنند.

در تپه‌ي چله‌خانه، بيشتر خانه‌هاي سنگي در زير زمين قرار دارند. البته سقف تعدادي از آن‌ها بر اثر عوامل مختلف فروريخته و يا به‌سبب پر شدن فضاهاي داخلي، امكان بازديد از آن‌ها فراهم نيست.

تعداد قابل توجهي از خانه‌ها با ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد سالم باقي مانده‌اند كه به دو مورد از آن‌ها مي‌توان اشاره كرد؛ يكي از آن‌ها در فاصله‌ي يك‌صد متري از جاده‌ي شني منتهي به ويند كلخوران قرار دارد كه در ورودي آن سكويي از سنگ به ارتفاع 60 سانتي‌متر از كف است كه دو ستون استوانه‌يي به قطر 50 تا 60 سانتي‌متر در دو طرف سكو قرار گرفته‌اند. همچنين جاچراغي‌ها و تاقچه‌هاي كوچكي در داخل اين واحد وجود دارند.

در دو قسمت شمالي و جنوبي در ارتفاع 60 سانتي‌متري حلقه‌هايي از سنگ كنده شده‌اند كه مانند اين حلقه‌هاي سنگي در قسمت پايين ديوار نزديك كف وجود دارند، اما به‌دليل پر شدن كف مشخص نيستند. هرچند اطلاعات دقيقي درباره‌ي كاربري آن‌ها در اختيار نيست، ولي از شكل ظاهري و رديف كنده شدن آن‌ها چنين به نظر مي‌رسد كه اين حلقه‌هاي سنگي براي بستن دست و پاي افراد و احتمالا اسرا و زندانيان به‌صورت پشت به ديوار بوده است.

بسياري از اين خانه و كنده‌هاي صخره‌يي اين منطقه، پلاني مربع، مستطيل و بيضي‌شكل و غير هندسي دارند كه همه نوع زيستگاه مانند اتاق‌هاي منفرد و حجيم در ابعاد مختلف با راهروهاي مرتبط با هم و سقف‌هاي هلالي‌شكل و قوس‌هاي جناغي مسطح با تاقچه‌ها، جاچراغي و جاي رختخواب وجود دارند كه در دل كوه‌ها و صخره‌هاي منطقه پراكنده‌اند و به لحاظ تعداد زياد، تنوع آن‌ها و قابل توجه بودن از لحاظ تاريخي و باستاني به‌صورت يكي از كانون‌هاي علمي،‌ تفريحي و گردشگري ممتاز مي‌توانند درآيند.

توده كوهستاني ساوالان:

توده كوهستاني ساوالان بزرگترين مجموعه اكوتوريستي استان اردبيل است و بايد آنرا در كليت خود يك جاذبه اكوتوريستي به شمار آورد مهمترين زمينه هاي اكوتوريستي و قابليت هاي ساوالان را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:
1- قابليت هاي اكوتوريستي چشمه هاي آب معدني گرم وسرد
2- قابليت توريستي ييلاقي دامنه هاي اطراف
3- قابليت زيستگاهي دره موييل و شيروان دره سي
4- قابليت صخره نوردي د ركنار دره هاي فوق
5- قابليت اسكي و ورزشهاي زمستاني در پيست آلوارس و ديگر پيستهايي كه مي توانند در آينده مورد بهره برداري قرار گيرند.
6- قابليت انجام ورزشهاي مهارتي زمستاني يا اسكي وحشي برروي دامنه هاي طبيعي خارج از محدوده پيست احداث شده.
7- قابليت اكوتوريستي براساس رويش انواع گلها و گياهان معطر طبيعي (پونه) بولاغ اوتي ، شقايق و …
8- قابليت پياده روي مسافران آبدرماني سرعين و ساير چشمه هاي آب معدني
9- قابليت كوهنوردي ورزشي ، حرفه اي و صعود به قله
10- قابليت پرواز با كايت بر فراز دشتهاي اطراف
11- قابليت طبيعت درماني از طريق احداث روستاهاي مسكوني براي سالمندان
12- قابليت پژوهش و آموزش براي دانشجويان رشته هاي زمين شناسي ،يخچال شناسي، درياچه آتشفشاني، آب شناسي، ژئومورلوژي ، زلزله شناسي.
13- قابليت تفرجگاهي در فصول بهار و تابستان.
14- قابليت استفاده براي تورهاي اسب سواري

تقريباً نقطه اي از دامنه هاي ساوالان نيست كه به نوعي داراي ظرفيت اكوتوريستي نباشد به همين دليل اين توده كوهستاني كه منشاء اصلي پيدايش بسياري از جاذبه هاي طبيعي استان ازآن سرچشمه مي گيرد بايد قبل از هرچيز بعنوان يك منطقه توريستي ثبت و تحت مقررات ويژه اي اداره شود.

آلوارس ساوالان:

روستاي آلوارس در ارتفاعات جبهه جنوبي ساوالان با استعدادهاي متنوع توريستي است مسير اصلي آلوارس – دسترسي از طريق جاده سرعين – آلوارس است البته يك راه فرعي ديگر نيز از شهرستان نير به آلوارس وجود دارد كه حدود 4 كيلومتر آن خاكي و سنگي است.

مسير اين روستا با قابليت هايي چون منظر جوامع روستايي و الگوي معشيت آنها(شاهسونها) ،آب وهواي ييلاقي ، قابليت كوهنوردي ، پياده رويي، شكار، وجود آبگيرهاي زيبا (قزل گوللر) و… مساعد سرمايه گذاري جهت ايجاد زير ساختهاي صنعت توريسم است.

مهمترين تاسيسات و تجهيزاتي كه در آلوارس در نظرگرفته شده است . پيست اسكي روي برف است اين پيست در صورت تكميل بزرگترين پيست اسكي كشور مطابق با استانداردهاي جهاني خواهد بود که تاکنون فقط فاز اول آن به طول 1400 متر احداث شده است.

منطقه اكوتوريستي برجلو- قينرجه

اين منطقه در 47 كيلومتري اردبيل ، 4 كيلومتري شهر نير قرارگرفته وداراي دو چشمه آب معدني بوشلي (برجلو) و قينرجه است .محدوده آن داراي امكانات طبيعي فراواني براي فعاليت هاي اكوتوريستي است.

اين دو چشمه به دليل قرار گرفتن دركنار جاده اصلي اردبيل ، سراب،‌تبريز دماي خوب آب و كافي ، موقعيت قرارگيري مناسب براي احداث و توسعه تاسيسات اقامتي پذيرايي،دارا بودن فضاي كافي براي احداث تاسيسات جنبي و آشنايي نسبي مردم با آن، بايد مورد توجه قرار گيرد.
از سال 84 طرح احداث دهکده توريستي سبلان و شهرک تخصصي آب در اين منطقه شروع شده است که مانند ساير پروژه هاي عمراني استان پيشرفت محسوسي نداشته است.

ساماندهي اطراف منطقه بولاغلار:
- مشخص كردن حريم پيك نيك رودخانه از اراضي زراعي اطراف آن و جلوگيري از كشت در حريم رودخانه
- ساماندهي و بهسازي فضاهاي جنگلي موجود در حاشيه رودخانه بعنوان فضاهاي پيك نيك.
- تكميل راه دسترسي به كناره هاي رودخانه
- مشخص نمودن حوزه صيدماهي قزل آلا
- احداث مركز خدمات رساني
- بهسازي ورودي از 2 طرف پل نير و نورپردازي حريم پيك نيك رودخانه

مسائل و مشكلات توسعه بخش توريسم اردبيل را مي توان در دو بخش نظري و اجرايي طبقه بندي كرد.

ذكر اين نكته ضروري است كه سرزمين آذربايجان به ويژه منطقه اردبيل با توجه به پيشينه تاريخي درخشان وجود آب و هواي متنوع جاذبه هاي ديدني قابليت توسعه بخش اعظمي از انواع توريسم را دارا مي باشد و اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه هر نوع توريسمي در مسير توسعه خود در اين منطقه داراي ملاحظات و محدوديتهايي است كه اين محدوديتها شامل موارد طبيعي، فرهنگي، اخلاقي، اقتصادي و حتي سياسي است مي توان مهم ترين علت عدم توسعه صنعت توريسم و حتي توسعه همه جانبه را در منطقه اردبيل وجود بينش سانتراليستي در مسئولين مربوطه و عدم اختصاص بودجه مناسب و به موقع و وجود تبعيض نسبت به اين منطقه دانست

مشکلات بخش نظري

الف : در بخش نظري با وجود‌آگاهي كامل نسبت به اهميت توسعه صنعت گردشگري و مقايسه وضعيت نه چندان مطلوب اين منطقه با توجه به استعدادها و پتانسيل هاي فراوان نسبت به استانهاي مركزي كه با وجود جاذبه هاي طبيعي اندك صنعت توريسم با استفاده از اعتبارات ملي توسعه داده اند. به دليل سياستهاي اعمال شده از طريق مركز وهم چنين وجود زمينه خاكستري در اذهان برخي از مقامات كشوري و حوزوي ناشي از نگراني تاثيرات سوء فرهنگي باعث شده تلاشهاي بسيار اندك در امر توسعه توريسم اين منطقه پاسخ لازم را ندهد.

اين در حاليست كه بخش عمده گردشگران علاقه سفر به منطقه اردبيل با انگيزه طبيعت گردي، گردشگري روستايي، ورزشي و كمتر تفريحي دست به اين اقدام مي زنند علاوه براين چون صنعت گردشگري براي منطقه درآمد زاست در اين عرصه نيز محاسبه هزينه و فايده ملاك اصلي تصميم گيري است بويژه كه در شرايط كنوني بحران بيكاري منطقه اردبيل را تهديد مي كند و توسعه صنعت گردشگري با كمترين سرمايه گذاري بالاترين اشتغالزايي را بدنبال خواهد داشت.

مشكلات بخش اجرائي

1- ترابري:

با اعلام سال 2006 بعنوان (سفر وحمل ونقل از تخيل ژول ورن تا واقعيت قرن بيست و يكم) از سوي فرانچسكو فرانجياني رئيس سازمان جهاني توريسم (WTO) اهميت ترابري و حمل و نقل در صنعت توريسم بيش از پيش مشخص تر مي شود.

يكي از مولفه هاي اصلي و عمده در جذب توريست توجه به مسئله ترابري است كه از اين لحاظ منطقه اردبيل در تنگناي بسيار شديد قرار داد اختصاص بودجه بسيار اندك براي احداث خط آهن ميانه – اردبيل – مغان، نامناسب بودن اکثر جاده هاي استان ، عدم تجهيز فرودگاه اردبيل به دستگاه هاي ناوبري پيشرفته باعث بروز مشکلات عديده اي در اين بخش شده است استان اردبيل از ناوگان حمل ونقل جاده اي و هوايي خوبي برخوردار نيست :

الف: جاده هاي زميني در فصول سرما خطرناك و حادثه خيز مي باشند.
ب: نبود امكانات ريلي يعني قطار كه از امنيت بسيار خوبي در فصل زمستان برخورد است.
ج: تعداد زيادي از پروازها نسبت به شهرهاي ديگر نبود امكانات فرودگاهي و نامساعد بودن شرايط جوي كنسل مي گردد.

2- بازاريابي و معرفي جاذبه هاي گردشگري منطقه با استفاده از تكنولوژيهاي جديد در داخل و خارج از كشور.
در اين مورد نيز ارگانهاي مربوط به گردشگري درمنطقه داراي نقايص متعددي هستند. نمايشگاه
Arab Tourism Marketing)ATM ، بازاريابي گردشگري عرب ) كه ارديبهشت امسال و سال قبل در دبي برگزار شد از اردبيل هيچ نماينده اي در اين نمايشگاه حضور نداشت .

هدف از برگزاري اين نمايشگاه :
جذب سرمايه گذاري براي ساخت صد هتل سه ستاره در اقصي نقاط كشور.
1- تشريح زيرساخت هاي توسعه صنعت گردشگري بود. در اين نمايشگاه سرمايه گذاران صنعت هتل سازي، مديران آژانس هاي هواپيمايي كشور امارات و ساير كشورهاي عرب حوزه خليج فارس و هم چنين خبرنگاران رسانه ها حضور داشتند.
2- تامين خدمات مورد نياز گردشگران شامل فراهم آوردن تسهيلات ورود وخروج، امكانات اقامتي خدمات بين راهي تورگردانان و راهنما امنيت و …
ارتقاي كيفيت دفاتر خدمات مسافرتي تورگرداني و راهنمايان مستقر در مراكز مكانهاي ديدني موزه ها عمدتاً به ميزان كيفيت وكميت بازديدكنندگان بستگي دارد اگر صنعت گردشگري توسعه يابد و فعاليت در بخشهاي مذكور سودآور شود قطعاً امر ورود و خروج گردشگران ارتقاء خواهد يافت .

هتل هاي منطقه پاسخ گوي توريستهاي ويژه وتاثيرگذاري نمي باشند و در برنامه هاي آتي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ساخت هتل 5 ستاره اي براي اين منطقه در نظر گرفته نشده است. جاذبه هاي توريستي موجود در منطقه اردبيل و سرعين مي توان در يك روز مورد بازديد قرار داد تجربه نشان داده است مسولين بايد براي اقامت بيشتر از يك روز فكر اساسي كنند يعني امكانات و جاذبه هاي لازم را فراهم نمايند صرف داشتن آبهاي گرم منطقه سرعين يا آب وهواي مساعد اردبيل نمي توان كليه اقشار مردم را به اين منطقه كشانيد در حال حاضر و با توجه به شرايط موجود مي توان با توجه و تمركز بيشتر برروي اكوتوريسم با ايجاد امكاناتي كه سرمايه زيادي نيز نمي خواهد، مي توان با برنامه ريزي كوتاه مدت ، ميان مدت و بلندمدت به اهداف مورد نظر دست يافت.

3- توجه به امر بازاريابي
4- پذيرايي مردمي توريست و عدم تطابق فرهنگي گردشگران خارجي با ارزشهاي حاكم برمنطقه

براي حل مسئله فرهنگي پذيرش توريست مي توان با آموزش صحيح در اين مورد از طريق شبكه هاي استاني و سراسري و هم چنين مطبوعات فرهنگ سازي كرد.

5- آموزش مديران در بخش توريسم :عمده ترين مشكل مديريت بخش توريسم عدم وجود مديران تحصيل كرده در امر توريسم مي باشد و جاي سئوال است كه در هيچ يك از دانشگاههاي منطقه رشته هاي مديريت جهانگردي و هم چنين مديريت هتلداري تاسيس نشده است.

در استان اردبيل و با توجه به وجود آبهاي معدني شهرهاي نير،سرعين ، مشگين شهر، خلخال و گيوي لزوم احداث دانشكده آب درماني بيش از پيش احساس مي شود.

چندين پيشنهاد براي بهبود وضع توريسم منطقه :
1- مشاركت بخش خصوصي و استفاده از سرمايه گذاري در اين بخش و استفاده از تجربيات كشورهاي پيشرو در حوزه توريسم ، كشور تركيه با توجه به همسايگي ايران و اشتراكات فرهنگي ديني و قومي مي تواند بهترين منبع براي كسب تجربه باشد.
2- تسريع در امر احداث و بهسازي جاده اردبيل – مغان ،جاده اردبيل – تبريز، جاده اردبيل - خلخال، راه آهن ميانه – اردبيل – مغان و …
3- تاسيس رشته هاي مرتبط با امر توريسم و آب درماني در دانشگاه هاي منطقه
4- خريد ماشين هاي تورگرداني با ظرفيت هاي 7 و 20 نفره.
5- فرهنگ سازي
6- بازاريابي : حضور مستمر در نمايشگاه هاي داخل و خارج از كشور، ايجاد سايت اينترنتي تهيه بروشور به زبانهاي رايج اروپايي و آمريكايي و تبليغ سايتهاي توريستي منطقه از طريق كانالهاي ماهوارهاي
7- تهيه و اجراي طرح جامع گردشگري در كنار تدوين برنامه هاي كوتاه مدت- ميان مدت و دراز مدت براي بهره برداري هرچه سريع تر از پتانسيل هاي موجود
8- تلاش در جهت ثبت آثار واجد شرايط در ميراث جهاني يونسكو به عنوان نمونه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي ،ثبت كوه ساوالان به عنوان كوه مقدس.
9- تكميل طرحهاي نيمه تمام گردشگري
10- تكميل موزه هاي موجود
11- همكاري و هماهنگي مابين نهادهاي مرتبط با امر توريسم

طرحهاي ايجاد و توسعه مراكز وقطبهاي جديد توريستي در منطقه اردبيل:
- كاهش وابستگي فصلي جريانهاي گردشگري به فصل تابستان
- افزايش تنوع در عرضه جاذبه ها وامكانات توريستي
- فراهم آوردن امكان جابجايي گردشگران در داخل استان
- طرح ساماندهي و بهسازي حوزه ورودي حيران بعنوان دروازه اصلي استان وايجاد تاسيسات رفاهي و پذيرايي درخور اين ورودي به منظور اثرگذاري مثبت و مطلوب در مسافران ايجاد ذهنيت مثبت در آنها.
- طرح توسعه و احداث تاسيسات اقامتي و پذيرايي و رفاهي چند منظوره در منطقه فندقلو بطوريكه بتوان از ظرفيت گردشگري تابستاني و زمستاني آن استفاده كرد.
- طرح هاي موردي در مجموعه توريستي ساوالان و اجراي طرح منطقه توريستي ساوالان با كليه تاسيسات وتجهيزات تعريف شده و پيشنهادي در آن.
- طرح اجرايي توريسم اقتصادي در بازار قديمي اردبيل وبازسازي كاروانسراي پيشنهادي براي ارائه خدمات پذيرايي و خريد درآن
- طرح ساماندهي و نوسازي تاسيسات و تجهيزات حاشيه درياچه شورابيل.
- طرح توسعه و تجهيز حوزه درياچه نئور بعنوان دومين قطب اكوتوريستي در نيمه جنوبي استان و پيوند دادن اين مركز با توريسم ييلاقي ناشي از طريق احداث راه دسترسي به دامنه هاي شرقي كوههاي تالش.
- طرح توسعه و تجهيز مركز آبدرماني سردابه، قينرجه وبوشلي.
- طرح احداث استخر سرپوشيده ، و روباز در حوزه سرعين.
- طرحهاي توسعه پيشنهادي اسكي آلوارس و اطراف ساوالان.
- طرح توسعه توريسم ييلاقي در دامنه هاي ساوالان.
- طرح احداث اردوگاه توريستي در بولاغلار نير.
- طرحهاي موردي در امتداد رودخانه بالغلو بصورت احداث اردوگاه و گمپينگ گردشگري

منابع و مراجع:
1-
Tourism Planninig An Intergrated and Sustainable Development Aapproach
Edward Inskeep h
2- اقتصاد گردشگري ام كريشنامورتي و استاونگا اچ مينك
Krishna Morthy .M. Stavenga Mink H ،ترجمه : دكتر محمد رضا فرزين
3- راهنمايي محمدتقي – طرح جامع گردشگري استان اردبيل ،دانشگاه تهران ، موسسه جغرافيا.
4- ماهنامه ديلماج- شماره ويژه توريسم وباستان شناسي شماره 15 آذر 84.
5- [1]
www.wto.org
6- نشريه دانشجويي سايان – سال سوم شماره 11 آذر83.
7- ماهنامه بازاريابي – ويژه نامه توريسم – شماره 42- ارديبهشت 84.
8- مديريت و برنامه ريزي – نشريه خبري – علمي و آموزشي و تخصصي خرداد و تير 84 ،سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل.
9-
www.chn.ir



آذربايجانشرقي به تنهائي صاحب ۵۲ نوع ماده معدني از ‌۶۵ نوع ماده معدني موجود در ايران ميباشد

قابل توجه افرادي که از فقر نفتي آذربايجان ميترسند: آذربايجانشرقي به تنهائي صاحب ۵۲ نوع ماده معدني از ‌۶۵ نوع ماده معدني موجود در ايران ميباشد

رئيس سازمان صنايع و معادن استان آذربايجان شرقي گفت: تاكنون ‌۵۲ نوع ماده معدني از ‌۶۵ نوع ماده معدني موجود در كشور، در اين استان (تنها در آذربايجانشرقي) شناسايي شده‌است.

دكتر “محمد علي بانان” در گفت‌وگو با ايسنا افزود: در حال حاضر از اين ‌۵۲ نوع ماده معدني شناسايي شده در استان، ‌۳۶ نوع آن بهره‌بردراي مي‌شود.

وي مواد اوليه مصالح ساختماني مانند سنگ آهنك،‌گچ، پوكه معدني، سنگ ساختماني و تزئيني، ‌كاني‌هاي فلزي شامل مس، آهن، منگنز و طلا و كاني‌هاي غير فلزي شامل كائولن، زرنيخ، سيليس، پرليت، زئوليت، ورميكوليت، نفلين سينيت و دياتوميت را از جمله اين مواد معدني اعلام كرد.

بانان اظهار كرد: ‌آذربايجان‌شرقي ‌۲۶۳ معدن فعال شامل ‌٣٦ معدن داراي مجوز برداشت و ‌٢٢٧ معدن داراي پروانه بهره‌برداري دارد.

رئيس سازمان صنايع‌ و معادن آذربايجان شرقي گفت: اين استان با داشتن بالغ بر ۵/۶ ميليارد تن ذخيره مكشوفه در رديف سوم كشور و از لحاظ توليدات مواد معدني نيز با استخراج ساليانه بيش از ‌٧ ميليون تن، پنجمين استان كشور به شمار مي‌آيد.

 




انتقال منابع اقتصادي آذربايجان به تهران و جلوگيري از انباشت سرمايه در آذربايجان / اميرحسين پيربداغي

اهميت اقتصاد در حيات ملتها و رقابتญهاي اقتصادي در ميان ملتها براي پيشرفت اقتصادي و تسلط بر منابع انرژي، منابع طبيعي، بازارهاي جهاني، ماليه بينญالمللي، و رقابتญهاي تکنولوژيک ملتها (Techno-nationalism) امروز بر کسي پوشيده نيست تا نيازي به تذکر آن باشد. افزايش فزاينده احتياجات انساني و تلاش ملتها براي برخوردار شدن از بيشترين امکانات زندگي امروزي، تأمين امنيت ملي از طريق افزايش بودجه ارتشญها و تجهيزات پيشرفته نظامي،‌ توسعه فرهنگي و رقابت در عرصه رسانهญ‌هاي الكترونيكي، تکنولوژي اطلاعات، توليدات علمي، ادبي و … همگي با توان اقتصادي ملتها ارتباط تنگاتنگي دارند، حتي تحقيقات علمي اعم از بنيادي و يا كاربردي بعنوان مبنايي براي توسعه فرهنگي، سياسي، اقتصادي و … نيازمند منابع عظيم مالي و اقتصادي است. بطور كلي هر نوع چشم اندازي از توسعه بدون وجود منابع اقتصادي در دسترس غير قابل تصور است.

به همين جهت كشورهايي كه در آن تركيب چند مليتي وجود دارد و به صورتي غير دموكراتيك اداره مي‌شوند و يك ملت، ملل ديگر را تحت سلطه خود قرار داده است، ملت حاكم جهت دوام سلطه خود ضمن انكار هويت ملي ملل تحت سلطه، از نظر اقتصادي نيز امكان توسعه اقتصادي و اتكا‍‍‍‍‍‍ به تواناييهاي داخلي براي استقلال ملل تحت سلطه را غير ممكن مي‌سازد. زيرا توسعه اقتصادي و برخورداري از سطحي از تواناييهاي اقتصادي و رفاه ملل تحت سلطه، باعث احساس شخصيت در آنها و حركتشان به سوي استقلال از ملت حاكم مي گردد. ملت حاكم براي جلوگيري از توسعه اقتصادي ملل تحت سلطه خود ترتيبات دراز مدتي را اتخاذ مي‌كند كه بر اساس آن هميشه ملت حاكم از نظر سطح توسعه اقتصادي در سطحي بالاتر از ملل تحت سلطه اش قرار مي‌گيرد و ملل تحت سلطه در سطوح پايين‌تر توسعه نسبت به ملت حاكم قرار مي‌گيرند. اكثريت صنايع پيشرفته و زيرساختهاي ارتباطي، علمي، تكنولوژيكي و صنعتي در مناطق سكونت ملت حاكم احداث مي‌شود و در مناطق سكونت ملل تحت سلطه تا حد ممكن از احداث اين نوع صنايع جلوگيري مي‌شود و در صورت اقتضاي منافع ملت حاكم، صنايع با تكنولوژي عقب مانده، صانيع توليد مواد خام معدني،‌ محصولات كشاورزي و … براي رفع نيازهاي ملت حاكم ايجاد مي‌شود،‌ به نحوي كه ملل تحت سلطه مجبورند كالاها و محصولات توليدي خود را به قيمت‌هاي مورد نظر ملت حاكم به آن بفروشند و در صورت استقلال توان اداره امور اقتصادي خود را نداشته باشند و فروش محصولات خام،‌ معدني، كشاورزي و … خودشان را به ديگر نقاط جهان به سختي امكان‌پذير خواهند ديد.

جاده‌هاي اصلي ارتباطي نيز در مسير‌هاي سكونت ملت حاكم احداث مي‌شود و جاده‌هاي فرعي كه سمت و سو و جهت ارتباط آن به سوي مناطق سكونت ملت حاكم است احداث مي‌شود به نحوي كه در درون مناطق سكونت ملل تحت سلطه اين راه ها اعم از جاده‌اي و ريلي داراي اهميت اقتصادي كمتري است و اساسأ براي تسهيل سلطه سياسي، فرهنگي و اقتصادي و انتقال منابع اقتصادي به سوي ملت حاكم احداث مي‌شود. به طور كلي پروژه‌هاي اقتصادي در جهت تضعيف و وابسته كردن ملل تحت سلطه به ملت حاكم طراحي و اجرا مي‌شود و هر چه زمان مي‌گذرد ملت حاكم حداقل از نظر اقتصادي ثروتمندتر و توسعه يافته‌تر مي‌شود و ملل تحت سلطه به طور نسبي و در مقايسه با ملت حاكم فقيرتر، توسعه نيافته تر و گرفتار ركود مي ‌شوند و اين پروژه به خروج بيشتر سرمايه و نيروي كار متخصص و غيرمتخصص از مناطق سكونت ملل تحت سلطه و حركت به سوي مناطق سكونت ملت حاكم منجر مي‌شود و اندك سرمايهญญهاي بخش خصوصي ملل تحت سلطه را كه مي‌تواند باعث انباشت سرمايه و پايه ريزي براي ايجاد زيرساختهاي توسعه اقتصادي شود را به سوي مناطق مورد نظر ملت حاكم منتقل مي ‌كند.

اين مقدمه كوتاه ارائه شد تا به نمونه ‌هايي از نحوه عملكرد دولت فاشيستي فارس در جهت استثمار منابع اقتصادي آذربايجان و انتقال آن به مناطق كويري فارس زبان اشاره شود. بعد از انقلاب مشروطه كه مباني نظري اش چند دهه پيش از پيروزي آن عمدتأ توسط روشنفكران كج انديش آذربايجاني در راستاي گذار كشور موسوم به ايران از سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه و مبتني بر انديشه تجدد و ترقي و بنيان گذاري دولت-ملت شبه مدرن فارس و نابودي هويت‌هاي ملي غيرفارس در جغرافياي جعلي موسوم به ايران و با جانفشانيهاي تركهاي آذربايجاني به پيروزي رسيد. بناي دولت توتاليتر فاشيست فارس گذاشته شد و مصيبتهاي جديد براي آذربايجان آغاز شد. در اين دولت تركهاي آذربايجاني بايستي تحقير و منابع اقتصادي شان به نفع فارسها استثمار شود. با به قدرت رسيدن رضاخان در كودتاي انگليسي سوم اسفند 1299 پروژه فارس سازي ملل غير فارس به ويژه با همكاري روشنفكرنمايان احمق و خودفروخته ترك اعم از چپ و راست مانند كسروي، تقي اراني، ‌تقي‌زاده، ‌كاظم‌زاده ايران شهر و … وارد فاز اجرايي دقيق تر و منسجم تري شد. آذربايجان و تبريز كه تا زمان روي كار آمدن رضاخان ثروتمندترين و توسعه يافته ترين ايالت كشور جعلي موسوم به ايران محسوب مي شد، در راستاي تضعيف اقتصاد آن و انتقال دادن منابع اقتصادي آن به تهران و بقيه شهرهاي كويري فارس زبان مورد هجوم سياستهاي تخريبي دولت فاشيست فارس قرار گرفت. ماليات‌هاي جمع آوري شده از آذربايجان به تهران منتقل شد و جلوي هر نوع سرمايه گذاري خصوصي و دولتي در آذربايجان سد گرديد. گمركات آذربايجان تعطيل گرديد و مسير تجارت آذربايجان-اروپا به سوي تهران، اصفهان و بنادر جنوب منتقل گرديد. پروژه تضعيف و وابسته كردن اقتصاد آذربايجان و انتقال منابع اقتتصادي آن به مناطق كويري فارس زبان از حدود صد سال پيش تاكنون با برنامه‌ريزي دقيق در حال اجرا است و در اين پروژه به طور منظم با گذشت هر سال سهم آذربايجان از اقتصاد كشور موسوم به ايران به نفع مناطق كويري فارس زبان كم مي شود و در همين راستا به دليل ممانعت‌هاي اداري-سياسي از سرمايه گذاري در آذربايجان توسط دولت فاشيست فارس و گسترش بيكاري، جمعيت تركهاي آذربايجان به سوي شهرهاي كويري فارس زبان سرازير مي‌شود تا با سرعت بيشتري در ميان جمعيت فارس مستحيل گردند. شهرها و روستاهاي حاصل خيز آذربايجان حتي موغان مهاجر فرست مي شوند و شهرهاي كاملأ كويري مانند قم، سمنان، يزد و … مهاجر پذير مي شوند. عدم توسعه اقتصادي شهرها و روستاهاي آذربايجان و گسترش فقر در آذربايجان و متقابلأ توسعه و ثروتمند شدن شهرهاي كويري فارس زبان تأثير رواني قاطعي در جهت تحقير هر فرد ترك آذربايجاني به جا مي گذارد و او ناخودآگاه فارس را شايسته و ملت خودش را حقير مي شمارد.

در نيمه اول سال جاري 1385 احمدي نژاد رئيس‌جمهوري دولت فاشيست فارس كه با شعار بسيار فريبنده و پوپوليستي عدالت به پست رياست جمهوري گمارده شده است و با توجه به رشد آگاهي ملي در ميان ملل تحت سلطه فاشيسم فارس، با اعلام شعار فريبنده برقراري به اصطلاح عدالت در ميان مناطق مختلف كشور (كه خود دولت فاشيست فارس مسبب عقب ماندگي مناطق آن مي باشد) به سفرهاي پرسروصدا اما توخالي استاني دست زد. لازم به ذكر است در دولت‌هاي فاشيستي رفسنجاني و خاتمي نيز فيلمهاي مشمئز كننده اي شبيه شعارهاي فريبكارانه و ظاهرأ عدالت طلبانه احمدي‌نژاد سر داده مي شد كه گويا دولت فاشيست فارس مي خواهد به مناطقي كه برخوردار نيستند (و خود عامل عقب ماندگي اقتصادي، ‌فرهنگي و … آنهاست) رسيدگي كند و شاخصهاي توسعه آنها را به سطح شاخصهاي مناطق برخوردار برساند. در اين راستا هاشمي رفسنجاني در اقدامي فريبكارانه ซدفتر مناطق محروم رياست جمهوريป را ايجاد كرده بود و سفرهاي تبليغاتي همراه با كلنگ زني ها و افتتاح هاي نمايشي و غيرواقعي پروژه هايي كه يا در زمان قبل از انقلاب 1357به بهره‌برداري رسيده بودند و يا وجود خارجي نداشتند انجام مي‌داد. سيد محمد خاتمي نيز براي فريب ملل ترك، عرب، كرد، بلوچ،‌ تركمن و … كه دولت فاشيست فارس آنها را در صد سال اخير به عقب ماندگي فرهنگي، سياسي، اقتصادي دچار كرده است ซبودجه توازن منطقه‌ايป را مطرح كرده بود كه گويا مي خواست با بودجه توازن منطقه اي شاخصهاي توسعه مناطق محروم را به سطح شاخصهاي مناطق توسعه يافته (فارس زبان) برساند. دولتي كه در انقلاب 1357 با شعار آزادي و عدالت و فريب ملل مختلف ساكن در كشور موسوم به ايران به قدرت رسيد بعد از 28 سال فاصله شاخصهاي توسعه بين مناطق فارس زبان و مناطق غير فارس زبان را نه تنها نسبت به زمان دولت فاشيست پهلوي كاهش نداده است بلكه فاصله‌ها را افزايش داده است و به گسترش بيشتر فقر، بيكاري، فحشا، فساد اداري، تحقير ملل غير فارس و … كمك كرده است.

دولت فاشيست احمدي نژاد كه در سالهاي 1384 و 1385با قيامهاي ملي و مدني در عربستان (خوزستان)، كردستان،‌ بلوچستان، ‌آذربايجان در اعتراض به سلطه فاشيسم فارس روبرو شده است، در اقدامي فريبكارانه و مضحك سعي دارد با بهره برداري از چند پروژه كه عمر بعضي از آنها مانند ميانگذر درياچه اوروميه به حدود 30 سال نزديك مي شود يا بزرگراه تبريز-زنجان، و قول تأسيس چند سالن ورزشي و … ملل غير فارس را فريب داده و براي تداوم سلطه فاشيسم فارس مشروعيتي كذايي ايجاد كند در حاليكه همچنان از ايجاد صنايع سنگين و صنايع داراي تكنولوژي پيشرفته و ارزش افزوده بالاتر حتي توسط بخش خصوصي در آذربايجان جلوگيري مي كند. پروژه هايي كه در استاندارد بين المللي بين 6 ماه تا حداكثر 36 ماه به بهره برداري مي رسند، دولت فاشيست فارس براي به تأخير انداختن توسعه اقتصادي آذربايجان و وابسته نگه داشتن اقتصاد آن به اقتصاد مناطق فارس زبان، اين پروژه ها را بيش از 10 سال و بعضأ همانند ميانگذر درياچه اوروميه بيش از 27 سال زمان بهره برداري از پروژه هاي اقتصادي را به تأخير مي اندازد و طول مي دهد.

با توجه به محدوديت منابع آب و خاك در استانهاي فارس زبان، دولت فاشيست فارس اقدامات محدودي را براي سد سازي در آذربايجان و ساير مناطق غير فارس زبان شروع كرده است كه هدف آن تأمين مواد غذايي و مواد خام كشاورزي مانند پنبه براي جمعيت و صنايع مستقر در مناطق فارس زبان است و هدف از آن ابدأ توسعه اقتصادي آذربايجان و … نيست. البته همين پروژه هاي سد سازي نيز با تأخير طولاني در احداث روبرو مي شوند و اگر هم به مرحله آبگيري برسند، پروژه هاي پاياب سد و كانال كشي براي استفاده از آب آن سدها در زمين هاي كشاورزي تحت پوشش سدها احداث نمي شود و عملأ حتي براي افزايش زمين هاي زير كشت و افزايش توليدات كشاورزي و دامي به كارنمي آيد.

در خصوص معادن به ويژه اينكه آذربايجان از نظر تنوع مواد معدني جزو مناطق ثروتمند جهان محسوب مي شود و حتي معادن نفت نيز در دشت موغان به مقدار قابل توجه و داراي صرفه اقتصادي وجود دارد. اما مسئله اين است كه در صورت استخراج اين معادن همانند معادن بهره برداري شده در آذربايجان توسط دولت تاکنون، حتي ريالي از اين درآمدهاي معادن، در آذربايجان سرمايه گذاري مجدد نمي شود و همگي صرف عمران و آبادي شهرها و روستاهاي كويري فارس زبان مي شود.

نمونه هايي از اقدامات دولت فاشيست فارس در بهره برداري از معادن آذربايجان يا به عبارت دقيق تر تاراج ثروت هاي معدني آذربايجان كه در رسانه هاي گروهي و مطبوعات دولتي و شبه دولتي فاشيست فارس انعكاس يافته است مورد اشاره قرار مي گيرد.

- ซشركت تهيه و توليد مواد معدني ايران در نظر دارد حدود 3700 تن انواع محصول كارخانه فرآوري نفلين سينيت كليبر به شرح ذيل را از طريق برگزاري مزايده عمومي به فروش برساندป (آگهي مزايده عمومي شماره 24-4/85 ت، روزنامه دنياي اقتصاد، 24/4/85، ص 12).

-ซسازمان صنايع و معادن استان آذربايجان غربي در نظر دارد در اجراي تبصره يك ماده 10 قانون معادن، معادن مذكور در رديف هاي يك الي 22 را جهت بهره برداري و در اجراي ماده 15 آيين نامه اجرايي قانون معادن، تكميل عمليات اكتشافي و در نهايت بهره برداري از محدوده هاي اكتشافي مذكور در رديف 23 الي 37 را از طريق مزايده عمومي واگذار نمايدป (آگهي مزايده عمومي معادن و محدوده هاي اكتشافي، روزنامه كيهان، 8/6/85، ص 9).

در هفته دولت يعني نيمه اول شهريور ماه 1385 طبق اعلام رسانه هاي دولتي فاز اول بهره برداري از معادن مس سونگون افتتاح شد كه با برداشت 7 ميليون تن از خاك معدن مذكور 150 هزار تن مس از آن معدن استخراج خواهد شد. با توجه به اين كه قيمت هر تن مس در بازار جهاني بين 7000 تا9000 هزار دلار است، ارزش توليدي مرحله اول مس سونگون حداقل سالانه يك ميليارد و50 ميليون دلار خواهد بود، فاز دوم نيز براي 6 سال آينده جهت توليد 300 هزار تن مس برنامه ريزي شده است كه ارزش توليدات سالانه آن به بيش از 3 ميليارد دلار خواهد رسيد. البته اين فقط خالص ارزش مس توليد اين معدن خواهد بود و اگر صنايع وابسته به آن در منطقه محروم ورزقان ايجاد شود ارزش افزوده آن به ميلياردها دلار خواهد رسيد كه دولت فاشيست فارس به عنوان دولتي اشغالگر واستعمارگر اين صنايع را در كرمان، اصفهان، تهران و… ايجاد خواهد كرد و حتي براي ترك آذربايجاني به عنوان كارگر نيز حاضر به ايجاد اشتغال نخواهد بود. همانند نفت براي اعراب عربستان (خوزستان) كه از زير پايشان استخراج شده و به فروش مي رود و درآمدهاي ناشي از آن صرف عمران و آبادي شهرهاي اصفهان، تهران، يزد، كرمان، سمنان، و ساير شهرهاي كويري فارس زبان مي شود، درآمدهاي بدست آمده از معدن مس سونگون و ساير معادن آذربايجان نيز براي عمران و آبادي مناطق فارس زبان صرف خواهد شد و ملتي(آذربايجان) كه مستعمره است و حق حاكميت خود را در صد سال پيش با اشتباهي استراتژيك در انقلاب مشروطه به فارس ها واگذار كرده است امكان بهره مندي از منابع و ثروتهاي طبيعي خود را براي توسعه و رفاه خويش نخواهد داشت.

معادن طلاي زره شوران تكاب و خاروانا نيز در حال بهره برداري است. معدن سرب و روي انگوران زنجان با تكنولوژي قديمي درحال بهره برداري است، معدن كائولن يا خاك چيني مرند هر روز توسط قطار به تهران و اصفهان جهت استفاده در كارخانجات توليد سراميك و كاشي حمل مي شود وحتي يك ريال از اين معادن نصيب آذربايجان نمي شود.

معادن سنگ هاي تزييني گران قيمت آذر شهر، اروميه، ماکو و ساير مصالح ساختماني مانند گچ، آهک و سيمان، املاح و مواد شيميايي درياچه اروميه، آلومينياي سراب، اردبيل و کليبر، سنگ آهن بيجار و صدها معدن كوچك و بزرگ فعال در آذربايجان كه استخراج مي شوند همگي توسط دولت استخراج و درآمدهاي آنها به مناطق فارس زبان منتقل مي شود و اگر معادن كوچك توسط بخش خصوصي در آذربايجان استخراج مي شود، دولت از طريق سيستم ماليات گيري، ارزش افزوده آنها را به تهران منتقل مي كند. در سالهاي اخير دولت فاشيست فارس كه با افت برداشت نفت در چاههاي قديمي و كاهش توليد نفت مواجه شده است علاوه بر جلب همكاري شركت هاي نفت خارجي علي رغم فشارهاي آمريكا براي استخراج نفت در حوزه هاي نفتي خوزستان و خليج عرب كه هزينه كمتري براي توليد هر بشكه نفت نياز است، جهت افزايش توليد حوزه هاي نفتي واقع در خشكي در مناطق ديگر كشور موسوم به ايران را به مناقصه گذاشته است. اولين بار در سال 1383 دولت ايران 16 حوزه نفتي را به مناقصه گذاشت كه چند حوزه نفتي از جمله حوزه نفتي موغان 1، موغان 2 و بيجار در مناطق ترك نشين آذربايجان قرار دارد. نشريه دانشجويي اقتصاد آذربايجان در مقاله اي با عنوان ซظرفيت ها و منابع اقتصادي آذربايجان و موانع توسعه آنป به نقل از مقامات شركت ملي نفت ايران همان موقع به قصد رژيم براي تاراج منابع نفت آذربايجان اشاره كرده بود، هرچند ظاهرا به دليل فشارهاي آمريكا رژيم نتوانست به روش باي بك سرمايه گذار خارجي براي اكثر اين حوزه ها پيدا كند (مقاله مذكور در نشريه دانشجويي اقتصاد آذربايجان، در مرداد ماه گذشته درج شده است). مجددا درشهريور ماه جاري (1385)، نوذري مديرعامل شركت ملي نفت ايران در مصاحبه اي با خبرنگاران با توجه به اينكه تا پايان برنامه چهارم توسعه يعني 5/3 سال ديگر طبق برنامه توليد نفت بايستي به 5 ميليون بشکه در روز برسد با توجه به روند فعلي سرمايه گذاري در حوزه هاي نفتي تحقق توليد 5 ميليون بشكه نفت در روز را غير ممكن خواند و به همين جهت خواستار افزايش سرمايه گذاري در بخش نفت شد. در همين راستا نوذري اعلام كرد: ايران 24 بلوك اكتشافي را به مناقصه مي گذارد. (مدير عامل شركت ملي نفت ايران: ايران 24 بلوك اكتشافي را به مناقضه مي گذارد، روزنامه دنياي اقتصاد، 7/6/1385، ص 27).

مجددا فرماندار بيله سوار موضوع استخراج نفت موغان از سوي دولت ايران را مطرح کرده است که در رسانه هاي گروهي ايران مطرح شده است: ซعبدالناصر فياضي، فرماندار بيله سوار، به ايرنا گفت: در سفر رئيس جمهوري و هيئت دولت به استان اردبيل با عملياتي شدن طرح اکتشاف و استخراج نفت در منطقه موغان موافقت شده است. وي گفت: بر اين اساس قرار است کنسرسيومي متشکل از يک شرکت ايراني و دو شرکت خارجي از کشورهاي روسيه و کرواسي عمليات اکتشاف نفت در اين منطقه را آغاز کنند. وي افزود: عملياتي شدن اين طرح و استخراج نفت موجب تحول در روند اقتصادي اين منطقه مرزي خواهد شدป (عمليات اکتشاف نفت در بيله سوار موغان امسال آغاز مي شود. روزنامه ابرار اقتصادي، 22/6/85، ص 4)

نيكزاد استاندار خود فروخته اردبيل نيز اخيرا از برنامه ريزي برا ي استخراج نفت موغان و نقش آن به اصطلاح در توسعه اقتصادي؟! استان سخن رانده بود كه در سايتهاي اينترنتي آذربايجان جنوبي نيز در اوايل شهريور ماه 1385 منعكس شده بود، البته ايشان توضيح نداده بود چگونه كشت و صنعت موغان و دشت موغان به عنوان يكي از غني ترين و حاصلخيزترين مناطق جهان در اختيار مشتي دزد و دله فارس و تهراني قرار گرفته و غارت مي شود و در عوض جوانان موغاني و ساير مناطق آذربايجان براي يافتن لقمه اي نان و گريز از بيكاري مجبور به مهاجرت به شهرهاي كويري فارس زبان مي شوند.

با توجه به همسايگي آذربايجان جنوبي با چند كشور اروپايي و آسيايي (از طريق مرزهاي خشكي با آذربايجان شمالي، ارمنستان، تركيه، عراق و از طريق سواحل ترك نشين درياي خزر با تركمنستان، قزاقستان و روسيه) و موقعيت استراتژيك و ترانزيتي آن (كريدورهاي شمال-جنوب و غرب-شرق) باعث ايجاد گمركات متعدد در آستارا، بيله سوار، جلفا، بازرگان، سرو، حاج عمران، سهلان و… و عبور ميليون ها تن كالاي ترانزيتي و مسافر و ترانزيت گاز و الكتريسيته به تركيه، ارمنستان، آذربايجان شمالي، عراق و …. و هواپيماهاي عبوري در مسير شرق و غرب از سرزمين آذربايجان جنوبي مي گردد. درآمدهاي عظيم ناشي از ترانزيت كالا، مسافر، گاز، الكتريسيته و هواپيماها و درآمدهاي گمركات آذربايجان به جيب دولت فاشيست فارس مي رود درحالي كه اگر ملت ترك آذربايجان جنوبي حاكميت بر سرنوشت خودش را بدست آورد همه اين منابع در خدمت توسعه و رفاه ملت ترك آذربايجان جنوبي قرار خواهد گرفت.

موقعيت ژئواکونوميک آذربايجان جنوبي با مطرح شدن پروژه خط لوله گاز ซنوباکوป بار ديگر مورد تاييد و تاکيد قرار گرفته است. وزيري ماهانه وزير نفت ايران در اواخر مردادماه سال 1385 از ترکيه ديدن کرد تا مناسبات انرژي دو کشور را مورد بحث و گفتگو قرار دهد. ترکيه اولين کشوري بود که بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1381 توانست صادرات گاز خود را به آن آغاز کند که البته اين خط لوله از آذربايجان جنوبي به ترکيه مي رود و ظرفيت نهايي آن که براي دهه سوم قرن بيست و يکم در نظر گرفته شده است سالانه 20ميليلرد متر مکعب مي باشد. البته قبل از انقلاب اسلامي رژيم پهلوي دوم در سالهاي اواخر دهه1960 ميلادي در مقابل احداث کارخانه ذوب آهن در اصفهان از سوي روسها خط لوله گاز از آغاجاري در جنوب به سوي آستارا در آذربايجان جنوبي احداث کرد و از طريق آن گاز ايران را به روسيه صادر مي کرد ولي روسها چون بيش از يک سوم ذخاير گاز دنيا را در اختيار دارند و يکي از بزرگترين صادرکنندگان گاز جهان مي باشند از خريد گاز ايران با قيمت پايين استقبال کردند و اين مسأله سبب شد صادرات گاز ايران به روسيه و از آن طريق به اروپا پس از مدت کوتاهي متوقف گردد. اکنون از طريق اين خط لوله ايران گاز را از آذربايجان شمالي دريافت ميญکند و به نخجوان ترانزيت ميญکند و 15درصد طبق قرارداد دو کشور حق ترانزيت برمي دارد و قرار است در زمستان 1385، ايران از طريق همين خط لوله به گرجستان نيز گاز صادر کند که بعد از عبور از آذربايجان جنوبي از طريق آذربايجان شمالي به گرجستان ارسال خواهد شد.

خط لوله ديگري نيز از طريق آذربايجان جنوبي در حال احداث به ارمنستان است و طبق اعلام دو کشور ارمنستان و ايران اوايل سال 2007 اين مسير به بهره برداري خواهد رسيد و ظرفيت آن سه ميليارد متر مکعب در سال در نظر گرفته شده است.

اما پروژه مهمتري اکنون مورد بحث اتحاديه اروپا، ترکيه و ايران قرار ميญگيرد. اين پروژه که ซنوباکوป ناميده ميญشود قرار است گاز آسياي ميانه، حوزه خزر، آذربايجان شمالي و ايران را از طريق ترکيه به کشورهاي عضو اتحاديه اروپا ارسال کند. اتحاديه اروپا به دنبال اختلاف با روسيه و اوکراين که کاهش جريان گاز وحتي قطع آن را در بعضي از کشورهاي عضو به همراه داشت تصميم به تنوع بخشيدن به منابع انرژي خود گرفت. بنابر اين درصدد برآمد گاز کشورهاي حوزه درياي خزر از جمله ايران را از طريق خط لوله اي موسوم به نوباکو که از ترکيه ميญگذرد، به اروپا برساند. اين خط لوله بين المللي از منطقه درياي خزر و خاورميانه آغاز مي شود و با عبور از ترکيه، بلغارستان، روماني، مجارستان و اتريش گاز انتقالي را به فرانسه، آلمان و ديگر کشورهاي عضو اتحاديه اروپا مي رساند.

به اين ترتيب و از آنجا که وجود چنين خط لوله اي انحصار انتقال و فروش گاز به اروپا را از انحصار روسيه خارج مي کند بعيد به نظر مي رسد که اين کشور براي يکه تاز ماندن در اين عرصه و براي به سرانجام نرسيدن اين خط لوله از اقداماتي نظير اعطاي تخفيفات قابل توجه به ترکيه دريغ نکند. مصطفي شريف النبي، عضو هيات علمي موسسه مطالعات بين المللي انرژي درباره خط لوله ซنوباکوป و سرنوشت آن به خبرگزاري مهر گفت: ซاتحاديه اروپا به دنبال اختلاف با روسيه و اوکراين تصميم به ايجاد چنين خط لوله اي گرفت که ترکيه هم در مسير اين انتقال قرار داردป. شريف النبي تصريح کرد: ซترکيه بهترين پل براي گذر خط لوله نوباکو است و راههاي ديگر آلترناتيو مناسبي به شمار نمي روندป. وي درباره توافقات ايران با اتريش براي صادرات گاز گفت: ซشرکت QMW اتريشي رهبر پروژه ซنوباکوป بوده و اتحاديه اروپا نيز در اين پروژه حمايت هاي خود را از اين شرکت بسيار افزايش داده استป (ซنوباکوป، فرصت چانه زني ترکيه براي خريد گاز ايران، روزنامه جهان صنعت، 24/5/85، ص 15).

هويت و منافع ملي مستقل آذربايجان جنوبي به عنوان بنيان بهره مندي از منابع اقتصادي آذربايجان جنوبي

نيازهاي جغرافيايي و ترانزيتي، تکنولوژيکي، تجاري و اقتصادي ترکهاي آذربايجان جنوبي به ملتهاي همسايه و ساير ملل براي مناسبات دو و چند جانبه همانند همه ملتهاي جهان طبيعي است. عليرغم ممانعت فاشيسم فارس از توسعه اقتصادي آذربايجان جنوبي در صد سال اخير، وجود منابع زيرزميني غني مانند نفت در موغان، مس سونگون در ورزقان، نفلين سينيت در سراب و کليبر، طلا در تکاب و خاروانا، سرب و روي در زنجان، کائولن در مرند، سنگ آهن در بيجار و ذخاير شيميايي بي پايان درياچه اوروميه و هزاران معدن کوچک و بزرگ ديگر و منابع کافي آب و خاک و محصولات متنوع کشاورزي، شکلญگيري اقتصاد هر چند کوچک بخش خصوصي و کارآفرينان صنعتي و تجاري، موقعيت ترانزيتي و استراتژيک در مسير کريدورهاي شرق و غرب، جمعيت قابل توجه و يکدست و همگون و مزاياي ديگر اقتصادي آذربايجان جنوبي در صورت تأمين حاکميت ملي و تشکيل دولت ملي ترکهاي آذربايجان جنوبي امکان توسعه اقتصادي، فرهنگي و سياسي آذربايجان جنوبي و هماهنگي آن با نرمهاي اقتصادي، تکنولوژيکي و سياسي دنياي پيشرفته را به آذربايجان جنوبي مي دهد، لکن ابتدا بايد بنيان نظري آن و خودباوري مبتني برآن را در ميان ملت ترک آذربايجان جنوبي پي ريزي کرد و نبايستي با تزريق ضعف و زبوني و بزرگنمايي مشکلات اقتصادي و سياسي و امنيتي آينده به تضعيف روحيه ملت اقدام نمود. آذربايجان در صورت تسلط و حاکميت بر سرزمين ملي خود نه تنها وضعيت اقتصادي آن از وضعيت فعلي بدتر نخواهد شد بلکه بهتر نيز خواهد شد. هر چند شايد در چند سال اول مشکلاتي بروز کند که طبيعي است اما فراموش نکنيم که به قدري ظرفيتهاي خالي در اقتصاد آذربايجان وجود دارد که در صورت وجود مديريت و بازاريابي به روز و پيشرفته و جلب سرمايه ها و تکنولوژيญهاي خارجي، آذربايجان جنوبي به رفاه و ثروتي بيشتر از وضعيت فعلي که منابع و معادن آن به نفع تهران و ساير شهرهاي فارس زبان استثمار مي شود، دست خواهد يافت. اما پيش شرط همه اينها ضرورت انسجام و وحدت ملي در داخل و اولويت منافع ملي ترکهاي آذربايجان جنوبي در سياست خارجي است. ما سياست خارجي و تحولات منطقه اي و بين المللي را فقط از منظر منافع ملي آذربايجان جنوبي نگاه خواهيم کرد نه از منظر تهران، باکو، آنکارا و نه هر جاي ديگري. در آن صورت بحران قره باغ و منازعات آذربايجان شمالي و ارمنستان، رويارويي کردها و ترکيه، و رويارويي غرب و دولت فاشيست فارس و …. هر کدام فرصتي براي تأمين منافع ملي ترکهاي آذربايجان جنوبي است. طرح اين مباحث و موضوعات نه به معني دشمني با ترکيه و آذربايجان شمالي است و نه به معني دوستي با ارمنستان، کردها، عربها و …، بلکه هدف طرح اين موضوع بديهي و عيني است که در سياست خارجي ملل همسايه حتي ترک، کسي در حمايت از ما چک سفيد نداده است و ما هم نبايستي به کسي چک سفيد بدهيم بلکه با احتياط و با سنجش منافع ملي مان دوستان و دوشمنانمان را شناسايي کنيم. با ياد آوري مجدد اين نکته که سياست خارجي عرصه اي بسيار سيال و متغير است و نبايستي همه چيز را در آن ثابت فرض کرد، دشمنيญها و دوستيญها بر اساس منافع از اين قاعده مستثني نيست.

در شرايطي كه سرمايه گذاري خارجي در جهان به دنبال بهترين شرايط براي سرمايه گذاري است چرا آذربايجاني نتواند با به دست آوردن حق تعيين سرنوشت خويش و با جلب سرمايه گذاري خارجي و تكنولوژي پيشرفته روز و در ارتباط با روندهاي جاري اقتصادي و تكنولوژيكي در جهان امروز سرزمين ثروتمند خود را اداره كند. ممكن است عدهญاي از فعالين حركت ملي آذربايجان در اين فكر باشند كه با روند جهاني شدن و نفوذپذير شدن حاكميتهاي ملي ديگر چرا بايستي به فكر تشكيل دولت ملي مستقل باشيم بلكه بايستي در درون اين جغرافياي جعلي موسوم به ايران به دنبال تامين حقوق خود باشيم، همانگونه كه روند وحدت اروپا در حال تعميق و گسترش است. اين طيف از فعالين حركت ملي با پيش کشيدن مشكلات سياسي و اقتصادي پيش روي استقلال آذربايجان جنوبي، روند جاري در اتحاديه اروپا و پاره اي از نقاط جهان را براي اثبات استدلال خود و قانع شدن به سيستم فدرال پيش مي كشند. اما استدلالهاي اين طيف فاقد منطق دروني و بيروني(تجربي) است.

اولا حتي در خود اروپا هم مللي كه حاكميت ملي خود را هنوز به دست نياورده اند براي احراز حاكميت ملي شان مبارزه مي كنند كه نمونه بارز آن جدا شدن مونته نگرو با 620,000 جمعيت از صربستان 5/8 ميليون نفري در خرداد ماه 1385 و تلاش باسكها و كاتالان ها براي به دست آوردن حق تعيين سرنوشت بيشتر از دولت مركزي اسپانياست.

ثانيا شرايط تاريخي، فرهنگي، ‌سياسي و اقتصادي هر منطقه از جهان با مناطق ديگر متفاوت است و ما نمي توانيم براي همه جهان در يك آن نسخه واحد بپيچيم. در اروپا رشد ناسيوناليسم و حاكميت ملي به بلوغ رسيده است. و ملتهاي اروپايي با اراده خود و در فضايي دموكراتيك به سوي وحدتي دموكراتيك حركت مي كنند. در حاليكه وحدتي كه در كشور جعلي موسوم به ايران وجود دارد وحدتي فاشيستي و با سركوب از بالا و ناديده گرفته شدن اراده ملي و حاكميت ملي ملت‌هاي غير فارس حاصل شده است. ابتدا بايستي ملت ترك آذربايجان جنوبي حاكميت ملي خودش را بدست آورد و سپس بر اساس منافع خود و در فضايي دموكراتيك به سوي اتحادها و ائتلافهايي كه دربردارنده منافع ملي آن است حركت كند. حاكميت فاشيسم فارس بر آذربايجان جنوبي در صد سال اخير و تحريف تاريخ، فرهنگ و هويت ملي تركهاي آذربايجان جنوبي عده‌اي از روشنفكران و نويسندگان ترك را از خود بيگانه كرده و آنان به دشمنان آشكار هويت ملي تركهاي آذربايجان و دريوزگان فارس‌ها تبديل شده اند و حتي هويتي دوگانه پيدا كرده اند و به زغم خود مي خواهند هم هواي منافع ملي فارس‌ها را داشته باشند و هم هواي منافع ملي تركهاي آذربايجان جنوبي را داشته باشند در حاليكه فاشيسم فارس و توده مردم فارس بعنوان هيزم فاشيسم فارس هيچ حقي براي ملل غير فارس در جغرافياي جعلي موسوم به ايران قائل نيست و با پند و اندرز نمي توان حق ملت ترك را از حلقوم فاشيسم فارس بيرون كشيد، بلكه با بسيج قدرت ملي تركهاي آذربايجان جنوبي مي‌توان حق تعيين سرنوشت و حاكميت ملي را بدست آورد و لازمه آن شناساندن دشمني فارسها با تركهاي آذربايجان است كه عده‌اي روشنفكر نماي ترك در صدوپنجاه سال اخير با خطايي استراتژيك آنان را به عنوان دوستان ملت ترك جا زده اند. مضحك‌تر از اين‌ها كساني هستند كه بدون آشنايي با الفباي نظام دولت-ملت، سيستم، حاكميت ملي، اجتماعي بودن حوزه سياست و غير فردي بودن آن در مقاله اي به اصطلاح روشنفكرانه و انسان دوستانه تحت عنوان ซشوونيسم، استفاده هاي نادرست از يك مفهومป به ياد حمايت از فارس‌هاي بسيار محترم؟! افتاده بود و از اينكه عده اي نمي دانند كه ซتمام يك ملت نمي تواند شوونيست باشدป ناله سر داده بود. جناب آقاي هدايت سلطان زاده! كه قبلا هم افاضات زيادي در فضايل و مزاياي فدراليسم تجملي تان با همراهي خيالي برادران فارس؟! از شما صادر شده است سياست حوزه جمعي و اجتماعي است و اشخاص و شخصيتها هم به اعتبار گرايش سياسي و ملي شان مورد بحث قرار مي‌گيرند و نظام بين الملل مبتني بر دولت-ملت ‌هاست نه اشخاص، ‌بنابراين اشاره شما كه ซكم نبودند و نيستند تركهاي آذربايجاني كه در حكومت فارس‌ها داراي مناصب عالي هستندป ناشي از آن است كه جنابعالي معني نظام و سيستم را هنوز نفهميده ايد. ما در نظام دولت-ملت در صحنه بين المللي زندگي مي كنيم و دشمني‌ها و دوستي‌ها در آن بر اساس منافع ملي جريان مي يابد و بر طبق اصل خود ياري (Self-help) هر ملتي به تنهايي و يا از طريق اتحادها و ائتلاف‌ها به دنبال منافع ملي خود است. كسي هم به دنبال تعقيب خير اخلاقي در نظام بين الملل نيست بلكه به دنبال خير سياسي است كه متفاوت از خير اخلاقي است و بر مبناي منافع ملي تعريف و عمل مي شود. شما هنوز مفاهيم اوليه سياسي و بين المللي را بايستي مطالعه کنيد تا از توهمات اخلاقي رها شويد و بدانيد که هيچ فارس دموکرات و ليبرالي وجود ندارد تا به فکر اتحاد با او باشيد.

جناب آقاي هدايت سلطان‌زاده! نبايستي ما در پي به راه انداختن كلاس اخلاق در نظام بين الملل باشيم و به توصيه شما بدنبال طرحي براي جدا كردن فارس‌هاي شوونيست از غير شوونيست باشيم تا به فارس‌هاي غير شوونيست توهين نشود زيرا اساسا همه فارس ها‌ در زير سايه يك نظام فاشيستي و شوونيستي هيزم اين نظام هستند و شما نگران توهين به فارس‌هاي محترم ؟! غير شوونيست نباشيد.

ترك آذربايجاني جنوبي فقط بايستي به فكر منافع ملي خودش باشد در حاليكه از همه سو سرزمين و ملت ما در معرض خطر قرار دارد و همه حتي همسايگان ترك ما به فكر سوء استفاده از ضعفهاي ما هستند ما نيازمند انسجام در هويت ملي و منافع ملي هستيم و هويت جز با غيرِ آن كه اكنون فارس‌ها عمده ترين نيروي دشمن ما هستند تمايز و برجستگي نمي يايد. همانگونه كه همه ملت‌ها در سياست و نظام بين الملل به دنبال منافع ملي خود هستند، ما هم بايستي تمام تحولات منطقه و جهان را از منظر منافع ملي ترك آذربايجان جنوبي نگاه كنيم و سود و زيان خود را بسنجيم و بر اساس آن عمل كنيم. تحولات كردهاي شمال عراق، كردهاي تركيه، كردهاي ساكن جنوب آذربايجان جنوبي، تحولات بحران قره‌باغ و روابط آذربايجان شمالي و ارمنستان، مناسبات دولت فاشيست فارس با غرب بر سر مسئله توليد سلاح هسته‌اي، بحران خاورميانه و بطور كلي تحولات سياسي، فرهنگي، اقتصادي و … در منطقه و جهان بايستي از منظر منافع ملي تركهاي آذربايجان جنوبي مورد توجه قرار گيرد و به ملت ترك آگاهي كافي بر اساس آن داده شود.

همانگونه كه نظام سلطه فاشيسم فارس براي سلطه خود بر ملل غير فارس گفتمان خاص خود را در 150سال اخير ايجاد كرده است، براي مقاومت در مقابل سلطه ورهايي از آن نيز نياز به ايجاد گفتمان خاص در تمامي حوزه هاي سياسي، ‌فرهنگي، اقتصاد،‌ تاريخي و … بر مبناي منافع ملي تركهاي آذربايجان جنوبي داريم. در اين متن کوتاه به صورت اجمالي به ظرفيت‌ها و منابع اقتصادي آذربايجان جنوبي و انتقال اين منابع به مناطق فارس زبان اشاره شد. آگاهي دادن به ملت ترك و ايجاد خود باوري در آنان و يادآوري عظمت‌هاي تاريخي آنان و تواناييها و ثروت‌هاي طبيعي آن و ستم‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي رفته بر آنان توسط فاشيسم فارس ضرورت اوليه براي ايجاد انسجام ملي و بسيج قدرت ملي در مقابل دشمن بدوي و فاقد هر نوع مدنيت و انسانيت يعني فاشيسم فارس است.

کافي است وضعيت عربستان(خوزستان) را مورد توجه قرار دهيم. ملت عرب خوزستان عليرغم آنکه بر روي منابع عظيم نفت زندگي مي کند و درآمدهاي نفتي آن در صورت استقلال ملي مي تواند اعراب آنجا را به ملتي ثروتمند و مرفه تبديل کند، ولي فقدان آگاهي ملي و تکيه بر اوهامي مانند اشتراک در مذهب شيعه با فارسهاي محترم؟! آنان را زير سلطه فارسها نگه داشته است و آنان نه تنها از اين ثروت نفتي بهره اي نمي برند بلکه فارسها از پول نفت اعراب شهرهاي فارسي زبان را آباد کرده اند و اعراب را در گرسنگي و فقر و فلاکت و سرکوب نگه داشته اند.

اگر همانند عربستان(خوزستان) حتي سراسر آذربايجان جنوبي معدن طلا و نفت و گاز باشد، بدون پي ريزي انديشه استقلال ملي که مبتني بر گفتمان هويت ملي و منافع ملي ترکهاي آذربايجان جنوبي مي باشد، ديناري از اين ثروتها نصيب ملت ترک آن نخواهد شد و همانند وضعيت فعلي نفت و گاز خوزستان و معادن ارزشمند آذربايجان جنوبي همگي به نفع تهران، اصفهان، يزد، مشهد، کرمان، سمنان و … استثمار خواهد شد. بنابراين راه رهايي ملت ترک تزريق خودباوري و بيرون راندن فاشيسم فارس از آذربايجان جنوبي است و هرگونه فکر خام مبتني بر ماندن در چهارچوب مفهوم توتاليتر و فاشيستي ايران، همانند جنبشهاي صدوپنجاه سال اخير که مبتني بر فارس گرايي و ايرانگرايي بوده است سمي مهلک و خسراني تاريخي براي ملت ترک خواهد بود و تاريخ و فرزندان آينده ترکهاي آذربايجان جنوبي ما را نخواهند بخشيد. اين فرصت تاريخي مناسب داخلي و بين المللي براي رسيدن به زندگي شرافتمند زير پرچم آذربايجان جنوبي مستقل را از دست ندهيم و در اوهام در ميان دشمنان فارسمان به دنبال دوست نگرديم.

 




ظرفيت‌ها و منابع اقتصادي آذربايجان و موانع توسعه آن - یاشار اومیدلی

اخيراً در رسانه‌هاي گروهي ايران به نقل ازمديركل اكتشاف شركت ملي نفت ايران اعلام شده است كه ميزان ذخاير نفت در دشت مغان حدود 5/2 تا 3 ميليارد بشكه نفت در جا پيش‌بيني شده است. در مناقصه‌اي كه براي اكتشاف و توليد ميادين نفت مغان برگزار شده است تا سه هفته ديگر از ميان شركت‌هاي فرانسوي يا روسي يك شركت برنده خواهد شد و مشاركت با ايران را آغاز خواهد كرد.

همچنين رئيس سازمان صنايع و معادن استان آذربايجان‌شرقي اعلام كرده است “مجتمع مس سونگون با توليد 150 هزار تن كنسانتره در سال 84 را‌ه‌اندازي مي‌شود و… وي در پايان گفت: اين استان با داشتن بالغ بر 5/6 ميليارد تن ذخاير در مقام سوم از لحاظ ذخاير معدني كشور ايستاده است و از نظر توليدات معدني نيز با داشتن تعداد 220 معدن فعال و استخراج ساليانه بيش از 8 ميليون تن انواع مواد معدني پنجمين استان غني مواد معدني كشور به شمار مي‌رود.ป

البته معادن عمده ديگري نيز در آذربايجان وجود دارند كه يا در حال بهره‌برداري هستند يا در آستانه بهره‌برداري یامطالعات مقدماتي قرار دارند كه از جمله مهم‌ترين ومعروف‌ترين آنها مي‌توان به معادن سرب و روي زنجان، برم زنجان، خاك‌چيني وكائولن مرند، سنگ تراور تن آذرشهر (منحصر بفرد در دنيا)، سنگ مرمر اروميه، معادن طلاي خاروانا و تكاب، نفيلين سينیت كليبر، معدن دياتوميت ممقان، ذخاير بي‌پايا ن شيميايي درياچه اروميه و صدها معدن كوچك و بزرگ ديگر كه هنوز بسياري از آنها حتي اكتشاف نشده‌اند، اشاره كرده كه هر كدام از آنها در صورت بهره‌برداري و ايجاد صنايع مربوط در خود آذربايجان مي‌توانند براي هزاران نفر ازملت بيكار آذربايجان ايجاد اشتغال نمايند، البته بشرطي كه درآمد آنها در آذربايجان مجدداً سرمايه‌گذاري شود.

موقعيت ترانزيتي آذربايجان در مسير دو كريدور بين‌المللي شمال- جنوب و شرق – غرب كه شمال و شرق اروپا را به ايران و حوزه خليج عرب مرتبط مي‌سازد و از طريق كريدور شرق- غرب مسير توركيه و اروپاي غربي را به قفقاز، آسياي مركزي و چين متصل مي‌كند ودر صورت احداث جاده‌ها و آزاد راه و گمركات مطابق با استانداردهاي بين‌المللي مي‌تواند سالانه ده‌ها ميليون تن بار و ميليون ها مسافر را ترانزيت نموده و ميلياردها دلار درآمد ارزي و اشتغال گسترده ايجاد نمايد.

متاسفانه بر اثر سياست‌هاي حكومت مركزي جاده‌هاي آذربايجان وضعيت نامناسبي دارند و گمركات آستارا، بيله‌سوار، جلفا، بازرگان،سرو، سهند و.. با حداقل ظرفيت كار مي‌كنند و صاردات و واردات هر كدام از آنها از چند ده ميليون دلار تجاوز نمي‌كند در حالي كه از بنادر جنوب، اصفهان و تهران سالانه ده‌ها ميليارد دلار وارد و صادر مي‌شود در حالي كه گمركات آذربايجان از نظر نزديكي جغرافيايي به بازارهاي هدف صادراتي و وارداتي ايران در روسيه و اروپا نسبت به گمركات ديگر كشور مزيت‌هاي گسترده‌اي دارند.

ظرفيت‌هاي كشاورزي و آب آذربايجان براي توليد محصولات كشاورزي مورد نياز جمعيت آذربايجان داراي مازاد است و علي‌رغم آنكه هنوز در آذربايجان مدرنيزاسيون كشاورزي انجام نگرفته است و اغلب از شيوه‌هاي سنتي براي كشت، داشت و برداشت استفاده مي‌شود با اين حال آذربايجان هم اكنون نيز صادره كننده محصولات كشاورزي به ساير استان‌هاي ايران و خارج از كشور است. به لحاظ منابع آب فقط كافي است اشاره كنيم كه ايران بخصوص مركز و جنوب آن (مناطق فارس‌نشين) منطقه خشكي است، ولي خوشبختانه آب در آذربايجان به مقدار نياز براي مصارف شرب، صنعتي، كشاورزي و… وجود دارد و تنها درياچه دائمي داخلي ايران يعني درياچه اروميه در آذربايجان قرار داد و بقيه درياچه‌هاي داخلي ايران فصلي مي‌باشند و دائمي نيستند. آذربايجان داراي رودخانه‌هاي دايمي متعدد مانند آراز (ارس)، قیزیل‌اوزن، قره‌ سو، زولا چاي، شهرچاي، چیغاتي (سیمينه رود)، تاتائو(زرينه‌رود)، صوفي چاي و… مي‌باشند كه آب مورد نياز كشاورزي، شرب و صنعت آن را تامين مي‌كنند. بارش مناسب باران و سفره‌هاي آب زيرزمين غني از جمله ديگر منابع آب آذربايجان مي‌باشند.

ميزان زمين زيركشت (نه قابل كشت) آذربايجان بيش از چهار ميليون هكتار مي‌باشد. درحالي كه كل زمين‌هاي زيركشت ايران 15 ميليون هكتار مي‌باشد كه اكثراً البته مزارع ديم مي‌باشند.

جهت مقايسه فقط به آمار زمين‌‌هاي زيركشت ژاپن با 126 ميليون جمعيت اشاره مي‌كنيم كه فقط براي اين همه جمعيت 5 ميليون هكتار زمين زيركشت دارند ولي از آن مقدار زمين به صورت مدرن و مكانيزه استفاده مي‌كنند. اگر چهار ميليون هكتار زمين زيركشت در آذربايجان بااستفاده ازروشهای مدرن بهره‌برداري شود بخش كشاورزي و دامپروري مي‌تواند براي آذربايجان علاوه بر تامين مواد غذايي و ساير محصولات كشاورزي و ايجاد اشتغال و از طريق صادرات به بازارهاي جهاني ارزآوري نيز داشته باشد.

ظرفيت‌هاي توريستي آذربايجان نيز درآمد قابل توجهي را براي آذربايجان مي‌تواند ايجاد كند. آذربايجان از مراكز باستاني سكونت بشر بوده است و آثار تاريخي گوناگوني را در خود جاي داده است كه به تازگي بخشي از آنها در حال كشف مي‌باشد. با اين حال حتي آثار تاريخي شناخته شده دوره اسلام¡