از قرآن و حديث

عقيده ات را بياموز

تأليف:

محمد بن جميل زينو

 

ترجمه و تخريج احاديث:

مولانا شيهد عبدالرب سيدزاده رحمه الله

 

 

 

  

 فهرست مطالب

آغاز سخن

پيش گفتار از گردآورنده

حق خداوند بر بندگان

اقسام و فوائد توحيد

شرائط قبوليت اعمال

شرك اكبر

اقسام شرك اكبر

سؤلات و وساوس شيطان را چگونه رد نمائيم

شرك اصغر

توسل و طلب شفاعت

جهاد، ولاء‌ و حكم آنها

عمل بر قرآن وسنت

سنت و بدعت

چه زماني نصرت الهي شامل

حال مسلمين جهان خواهد شد

دعاي مستجاب

نامه هاي از شيهد رح

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

   آغازسخن

حمدلامحدود مر معبود برحق را كه خلقت بشر را از خاك آغاز نموده وبه نعمت عقل و ايمان برعرشيان برتري بخشيد .

ودرود اسلام بر تاجدار رسل ودردانه موجودات نبی خاتم كه در ابلاغ رسالت وادای امانت سعی بليغ بخرج داد.

ورضوان الهی برياران با وفا وشاگردان مكتب قرآن و سرمستان بادة توحيد كه حق رفاقت را ادا نمودند.

امابعد:

دراين مقطع زمانی كه احزاب ومذاهب برای تشويش اذهان نونهالان واميدهای جامعه گوی  سبقت را از يكديگر برده اند وتقريباً يك نوع كشمكش روحی و روانی دامنگيرجوانان شده است .

وازطرفی ديگردر نهاد اكثريت جوانان روح حق طلبی ودست رسی به قرآن وسنت جوانه زده است وهريكی از مبلغان احزاب  وگروهها مدعی تمسك به اين دو اصل اساسی هست لازم بود پرده ازپاره ای ازمسائل ابدايی وعقيدتی كه درهاله ای ازبگومگوهای ضد و نقيض مسلمان نماهای تبشيري فرورفته اند برداشته شوند .

تاتشنگان ايمان معنويت درگم گشته خودرادرپرتوی قرآن وسنت دريابند پس دراين رساله كوتاه ومختصر كه پيش نظرداريددريائی از معارف وعقايداسلامی كوزه بندگرديده است كه مسائل مهم و اساسی اسلامی به عبارتی سهل به صورت پرسش و پاسخ مطرح گرديده است كه با تاسف شديد مورد بی توجهی و بی مهری و يا محل اختلاف نظر برخی از مسلمانان قرار گرفته است. برادرشهيدم عبدالرب سيدزاده رحمه الله هنگامی كه ضعف عقيدتی عده ای ازمجاهدين افغان زمين را مشاهده نمود بی درنگ قدمی مؤثر برداشته رسالة مورد نظر را كه برای مبتديان و نو واردان درمعركة حق عليه باطل مفيد دانست به ترجمة آن كمرهمت بربست تادرآن سنگلا خهاو صحراهای پرماجرایافغان زمين عقيدهء توحيد را با علم وعمل در قلوب مسلمين جهان مستحكم نمايد و ضمن سلاح معنوی كمال استفايده را نموده كاخهای متزلزل و دلهای مرعوب مستكبران جهان و مشكان زمان رابه ديارعدم بفرستد آری! برادر شهيد كه جزا علاء پرچم اسلام و رهايی بخشيدن ملت مظلوم افغان از زير يوغ سرد مداران كفر هدفی ديگر نداشت حوزه هاي عملي كراچي پاكستان را الوداع گفته كفن سر سدبسته با در نظر داشت نمام مشكلات و مصائب مادي به گروه مجاهدين نستوة افغان پيوست و طي اجازت نامه اي كتبي[1] از والد محترمش جذبه و ايماني و حميت اسلامي و غيرت ديني خود را نبست به خواهران و كودكان بي سرپرست و بهخاك و خون آغشتهُ افغان زمين ابراز داشت و بفكر نجات كشتي انسانيت از چنگامل گردابهاي خروشان استكبار جهاني افتاد تا شايد بتواند روحي تازه در كالبد كاروان بشريت بدمد و چون شمعي فروزان از وجود خود در گذشت، تابه معتقدين به دين مبين اسلام درس حيات شرافتمندانه عنايت فرمايد.

ترجمة اين رساله ( خذ عقيدتك) بعد از شهادت آن نوجوان كه بيست و دومين بهار زندگي خود را به پايه تكميل نرسانيد در برخي از نوشتجات ونوارهايش يافت شد كه هم اكنون به همت چندي از دلسوزان و راهروان آن شهيد نازنين در قالب كتابچه اي در دسترس خوانندگان محترم قرار مي گيرد.

به اميد آنكه كمال استفاده را از اين رساله كوتاه برده باشيد تا موجبات شادي روح مؤلف و مترجم را فراهم كرده باشيد. و صلي الله تعالي علي محمد و آله و صحبه أجمعين.

10/4/1416هـ

12/6/1374ش.

                             &n      nbsp;&nbssp;  &nsp;           nbnbsp;p; فهرست

بسم الله الرحمن الرحيم

پيشگفتار از گرد آورنده

هر ثناء‌ و ستائشي فقط براي خداست او را سپاس مي گوئيم و از او استعانت مي طلبيم و از او طلب آموزش مي كنيم واز شر نفس ها و اعمال خويش بهاو پناه مي جوئيم، كسي را كه خدا هدايت كند پس هيچ گمراه كننده هاي مراو را نيست و كسي راكه او گمراه كند هيچ هدايت دهنده اي مر او را نخواهد بود وگواهي مي دهيم كه كارسازي جز خداي بگانه ولاشريك نيست و گواهي مي دهيم كه محمدr بنده و فرستادة اوست.

بعد از حمد و ثناء اينكه در اين جزوه پرسشهاي مهمي در مورد عقيده اسلامي مطرح شده است كه بنده جوابشان را از ديدگاه قرآن وحديث مي دهم تا خواننده به صحت جواب مطمئن شود زيرا عقيدة توحيد[2] اساس پيروزي انسان در دنيا وآخرت است، واز خداوند و خواهم كه اين راسله رابراي مسلمين نافع قرار دهد و آن را صرفا براي رضاي خويش بپذيرد.

محمد بن جميل زينو

 

  فهرست

حق خداوند بر بندگان

س1: چرا خداوند ما را آفريد؟

ج1: ما را آفريد تا او را بپرستيم و هيچ چيزي را ( در هنگام عبادت و پرستش ) با او شريك نورزيم و دليل آن قول خداوند است ، : وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون)[3] و من چن و انس را نيافريديم مگر براي اينكه عبادت مرا كنند.

و پيامبرr مي فرمايد: ( حق الله علي العباد أن يعبدوه ولانشركوا به شيئا)[4]. حق خداوند بربندگان اين است كه او را بپرستند و هيچ چيزي را با او شريك نگيرند.

س2: عبادت چيست؟

ج2: عبادت[5] اسم جامعي است از گفتارهاي و كردارهايي كه خداوند دوست مي دارد مانند دعا، نماز، قرباني و غيره خداوند مي فرمايد: ( قل إن صلاتي و نسكي ومحياي و مماتي لله رب العالمين.)بگو بدرستي كه نماز و عبادت و زندگي و مگر من از آن پروزدگار جهانيان است، و پيامبر r فرمود كه خداوند مي فرمايد: ( وما تقرب إلي عبدي بشيء أحب إلي مما افترضته عليه.)[6] بنده من به هيچ وسيله اي نمي تواند به من تقرب و نزديكي جويد كه ( آن وسيله) در نزد من محبوبتر از عباداتي باشد كه بر او فرض كرده ام.

س3: چگونه خدا را عبادت كنيم؟

ج3:‌همان گونه كه خدا و پيامبرش به ما دستور داده اند خداوند مي فرمايد : ( يايها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول ولا تبطلوا أعمالكم).[7]

اي مؤمنان از خدا و رسول او اطاعت كنيد واعمال خود را باطل ننمائيد، و پيامبرr ميفرمايد: ( من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد.)[8]

هركس علمي انجام دهد كه دين ما آنرا تائيد نكند مردود است.

س4: آيا خداوند را بابيم و اميد عبادت كنيم؟

ج4: آري، بايد خدا را بابيم و اميد عبدات كنيم خداوند در حالي كه مؤمنين را تعريف مي كند مي فرمايد: يدعون ربهم خوفاً و طمعاً)[9] پروردگارشان را بابيم و اميد مي خوانند. و پيامبرr مي فرمايد: (أسال الله الجنة وأعوذ به من النار)[10] از خداوند مي خواه و از آتش دوزخ به او پناه مي برم .

س5: احسان در عبادت چيست؟

ج5: احسان مراقبت خداوند د رعبادت( انسان) است، خداوند مي فرمايد: ( الذي يراك حين تقوم، و تقلبك في الساجدين).[11] آنكه مي بيند ترا و قتي كه بر مي خيزي( براي تهجد) و گشن ترا ( حركات ترا) در مابن سجده كنندگان. و پيامبرr مي فرمايد: ( الاحسان أن تعبد الله كانك تراه، فان لم تكن فانه يراك).[12] احسان اينست كه خدا را چنان بپرستي كه گويا تو در محضر او تعالي قرار داري وباري تعالي را عينا مشاهده مي كني و اگر عقيده ات چنان كامل نيست پس يقين بدان كه او ترا مي بيند.

   فهرست

  اقسام و فوائد توحيد

س6: چرا خداوند را پيامبرا را فرستاد؟

ج6: آنان را فرستاد تا مردم را بسوي عبادت او فراخوانند وشرك را از او نفي كنند، خداوند مي فرمايد: (و لقد بعثنا في كل امة رسولا أن اعبدوا الله  اجتنبوا الطاغوت).[13] و بحقيق فرستاديم در هر جماعتي پيامبري را تا بپرستيد خداوند را و دوري كنيد از ( پرستش) طاغوت.[14]

و پيامبرr مي فرمايد: ( و الأنبياء‌ إخوة و دينهم واحد.).[15] انبياء باهم برادراند و دين شان يكي است.

س7: توحيد ربوبيت چيست؟

ج7: توحيد ربوبيت عبارت از يگانه دانستن خداوند است در تمامي افعالش از قبيل خلق كردن و چرخاندن نظام كائنات وغيره. . . . . خداوند مي فرمايد:‌ ( الحمد لله رب العالمين.)[16] ستايش مر خدائي راكه پرورش دهندة تمام جهانيان است و پيامبرr مي فرمايد: أنت رب السموات و الأرض ) توئي پروردگار آسمانها و زمين.

س8: توحيد الوهيت چيست؟

ج8: توحيد الوهيت عبارت از يگانه پرستي خداوند در عبادت است مانند دعا، نذر، و قرباني[17] خداوند مي فرمايد: (و الهكم إله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحيم.)[18]

و خداي شما خدائي است يكتا جز او خدائي نيست او بخشندة مهربان است . و پيامبرr مي فرمايد: ( فليكن اول ما تدعوهم اليه، شهادة ان لا اله الا الله.[19]پس بايد نخستين چيزي كه شما مردم را به آن دعوت مي دهيد گواهي دادن براين باشدكه معبود بر حقي جز الله نيست.

و در روايت بخاري چنين آمده است ( تااينكه آنها خداي يكتا را بپرستند.).

س9: توحيد اسماء و صفات چيست؟

ج9: توحيد اسماء و صفات عبارت از اثبات حقيقي آن صفاتي است براي خداوند كه توسط آن خود را در قرآن ستوده و يا پيامبرش در احاديث صحيحه او را بدان صفات ستوده است بدون تاويل و تعطيل و تمثيل و تفويض مانند استواء برعرش ، و فرود آمدن خدا به آسمان دنيا، و دست بودن براي اوو ديگر صفاتي كه شايسته حال و كمال اوست، خداوند مي فرمايد: ( ليس كمثله شئ وهو السميع البصير).[20]هيچ چيزي مثل او نيست و او شنواي بينا است.

و پيامبرr مي فرمايد: (ينزل اللهُ في كُلّ ليلة إلي سماء الدنيا).[21]

 خداوند هر شب به آسمان دنيا فرود مي آيد ( فرود آمدني كه شايسته حال وكمال اوست وبه هيچ يك از مخلوقاتش شبيه نيست).

س10: خداوند كجاست؟

ج10: خداوند بالاي عرش روي آسمان است خداوند مي فرمايد: ( الرحمن علي العرش استوی)[22]. خدای رحمان برعرش قرار گرفت. ( چنان قرار گرفتني كه شايان شان اوست. مترجم.

پيامبرr مي فرمايد: (إن الله كتب كتاباً..... فهو عنده فوق العرش).

همانا خداوند نوشته اي را نگاشت... پس آن نوشته را نزد خودش بالاي عرش است.

س11: آيا خداوند با مااست؟

ج11: آري او با شنيدن و ديدن وعلمش با ما است زيرا مي فرمايد: ( قال لا تخافا إنني معكما أسمع و أري).[23] گفت مترسيد كه من با شما هستم مي شنوم و مي بينم.

و پيامبرr مي فرمايد: ( انكم تدعون سميعا قريبا و هو معكم).[24] همانا شما خداي شنوا ونزديكي را مي خوانيد كه او ( بوسيلة علمش) با شماست.

س12: فائده يگانه پرستي چيست؟

ج12: فائده يگانه پرستي در آخرت عبارت از نجات از عذاب وهدايت در دنيا وآمرزش گناهان است خداوند ميفرمايد: ( الذين آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم بظلم أولئك لهم الأمن و هم مهتدون).[25] كساني كه ايمان آوردند و ايمان خود را باظلم (شرك) مخلوط نكردند امن از آن ايشان است و راه يافتگان هم ايشانند.)[26]

وپيامبرr مي فرمايد: ( حق بندگان بر خدا اين است كه كسي كه با او چيزي شريك نكرده عذاب ندهد.

   فهرست

شرائط قبول اعمال

س13: شرائط قبوليت اعمال كدام اند؟

ج13: شرائط قبوليت اعمال نزد خداوند عبارتند از سه چيز:

1: ايمان آوردن به خدا و يگانگي او، خداوند مي فرمايد: ( إن الذين آمنوا وعلموا الصالحات كانت لهم جنت الفردوس نزلا). كساني كه آيمان آورده وكارها شايسته كرده اند منزلشان باغهاي بهشت است.

پيامبرr مي فرمايد: ( قل آمنت بالله ثم استقم).بگو ايمان آوردم به خدا و سپس استقامت كن.

2- اخلاص: و آن عبارت از اجام عمل نيك باري رضاي خدا بدون از شهرت وريا كاري است، خداوندمي فرمايد: ( فاعبدوا الله مخلصين له الدين.)[27] پس عبادت كنيد خدا را در حالي كه خالص كننده باشيد عبادت را براي او.

3- موافقت با آنچه پيامبرr امر و نهي فرموده است خداوند مي فرمايد: ( و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.)[28] و هر دستوري كه رسول به شما داد بگيريد و از هر گناهي شمارا باز داشت باز بايستيد.

و پيامبرr مي فرمايد: ( من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو رد)[29] هر كس عملي انجام دهد كه دين ما آنرا تاييد نكند مردود است.

  فهرست

شرك اكبر

س1: بزرگترين گناه نزد خداوند كدام است؟

ج1: بزرگترين گناه شرك ورزيدن با خداست به دليل اين قوم خداوند (از زبان لقمان u) كه مي فرمايد: ( يا بُني لا تشرك بالله إن شرك لظلم عظيم)[30] أي پسرك من بخدا شرك ميار زيرا كه شرك ظلمي است بسيار بزرگ.

هنگامي كه از پيامبرr پرسيدند كه بزرگترين گناه چيست؟ فرمود: (أن تجعل لله ندا و هو خلقك).[31]

اينكه با خداكسي راشريك كني و حال آنكه او تو را آفريده است.

س2: بزرگترين شرك كدام است؟

ج2: بزرگترين شرك تصرف عبادت بغير خداوند است مانند خواندن غير الله واستمداداز مردگان و يا از زندگان غائب، خداوند مي فرمايد:‌ ( واعبدوا الله ولاتشركوا به شيئا).[32] وبندگي نمائيد خدا را و چيزي را با اوشريك نورزيد.

و پيامبرr مي فرمايد:‌ ( من اكبر الكبائر الشرك بالله). از بزرگترين گناهان كبيره(يكي) شرك[33] ورزيدن با خداوند است. رواه البخاري.

س3: آيا اكنون هم در اين امت شرك وجود دارد؟

ج3: بله وجود دارد زيرا خداوند مي فرمايد: (و ما يؤمن اكثرهم بالله الاوهم مشركون)[34] بيشترشان به خدا ايمان نمي آروند مگر در همان حال مشركند.

و پيامبرr مي فرمايد: ( لاتقوم الساعة حتي تلحق قبائل من امتي بالمشركين، حتي يعبدوا الاوثان).[35] قيامت بر پانمي شود تا اينكه گروهي از امت من بامشركين بپيوندند و بتها را بپرستند.

س4: حكم خواندن مردگان و غائبين چبست؟

ج4: خواندن مردگان و غائبين شرك بزرگي است خداوند مي فرمايد:‌ ( ولاتدع من دون الله مالاينفعك ولا يضرك فان فعلت فانك اذا من الظالمين)[36]  (و نيز مرا فرموده كه ) غير از خداي يكتا هيچ يك از اين خدايان باطل كه به حال تو نفع و ضرري ندارند به خدايي مخوان و گرنه (مشرك شده) از ستمكارن خواهي بود.

و پيامبرr مي فرمايد:‌ (من مات وهو يدعو من دون الله ندا دخل النار)[37] كسي كه بميرد در حالي كه به غير ازخدا كس ديگري را (بااو) شريك مي خواند به دوزخ داخل مي شود.

س5: آيا دعاء عبادت است؟

ج5: آري! دعا عبادت است خداوند مي فرمايد:‌ (‌ قال ربكم ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين.)[38] و پروردگارتان فرمود كهمرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را بدرستي كساني كه از عبادت من استكبار مي ورزند بزدودي باذلت داخل جهنم خواهند شد.

وپيامبرr مي فرمايد:‌ ( الدعاء‌هو العبادة)[39] دعا عين عبادت است.

س6: آيا مردگان مي شنوند؟

ج6: نمي شنوند، خداوند مي فرمايد:  (انك لا تسمع الموتي)[40] همانا توبه مردگان نمي شنواني. و در جاي ديگر مي فرمايد: ( و ما انت بمسمع من في القبور)[41] و نيستي تو شنواننده كساني را كه در قبرها هستند.

  فهرست

اقسام شرك اكبر

س7: آيا از مردگان و از غائبين استعانت بطلبيم؟

ج7: از آنها استعانت نمي طلبيم زيرا خداوند مي فرمايد: ( و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئا و هم يخلقون اموات غير احياء‌وما يشعرون ايان يبعثون).[42] و آنان را كه غير از خدا مي خوانند چيزي را خلق نمي كنند و خود مخلوقند، و اينها مرده و از حيات بي بهره اند و هيچ حس و شعور ندارند كه چه وقت برانگيخته مي شوند.

و در جاي ديگر مي فرمايد: ( إذا تستغيثون ربكم فاستجاب لكم)[43]. ياى كنيى هنامي را كه استغاثه و زاري به پروردگار خود مي كرديد ( كه شما را بردشمن غلبه دهد) پس دعاي شما را اجابت كرد. و پيامبرr مي فرمايد: ( يا حيُّ يا قيوم بر حمتك استغيث)[44] اي خداي حي وقيوم از رحمتت استعانت مي طلبم.

س8: آيا استعانت بغير از خداوند جائز است؟

ج8 : جائز نيست، و دليل قول خداوند است ( اياك نعبد و اياك نستعين)[45] تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي طلبيم، و پيامبرr مي فرمايد: ( اذا سالت فسال الله واذا استعنت، فاستعن بالله).[46] هرگاه چيزي مي خواهي از خدا بخواه، و اگر ياري مي جوئي از خدا بجوي.

س9: آيا از زندگان استعانت جوئيم؟

ج9: آري به آنچه دست رسي دارند زيرا خداوند مي فرمايد: ( تعاونوا علي البر و التقوي).[47]در نيكو كاري و تقوي با همديگر همكاري كنيد. و پيامبرr مي فرمايد: ( و الله في عون العبد ما كان العبد في عون أخيه).[48] خداوند د رصدد كمك بنده است تا لحظه ايكه بنده درصدد كمك به برادرش باشد.

س10: آيا نذر براي غير از خداوند جائز است؟

ج10 : نذر بغير از خدا براي كس ديگر جائز نيست به دليل اين قول خداوند ( از زبان مادر مريم صديقه سلام الله عليها) كه مي فرمايد: ( رب اني نذرت لك ما في بطني محررا)[49] پروردگارا من عهد كرده ام فرزندي كه در شكم من است از فرزندي خود باري خدمت تو ازاد نمايم. و پيامبرr مي فرمايد: ( من نذر ان يطيع الله فليطعه و من نذر ان يعصي الله فلا يعصه).[50] اگر كسي نذر كند كه اطاعت خدا را نمايد پس بايد اطاعت كند واگر كسي نذر كند كه نافرماني خدا را بكند پس نافرماني اش را نكند.

س11: آيا قرباني باري غير خدا جائز است؟

ج11: جائز نيست، ودليل قول خداوند است ( فصل لربك و انحر)[51] پس باري پروردگارت نماز بگذار و قرباني كن و پيامبرr مي فرمايد: ( لعن الله من ذبح لغير الله).[52] لعنت كند خداوند كسي را كه براي غير خدا قرباني كند.

س12: آيا قبور را جهت تقرب وطواف كنيم

ج12:‌ بجز كعبه چيز ديگري را طواف نمي كنيم زيرا خداوند مي فرمايد: ( و ليطوفوا بالبيت العتيق)[53]و بايد اين خانه قديم را طواف نمايند. و پيامبرr مي فرمايد: (من طاف بالبيت سبعا و صلي ركعتين كان كعتق رقبة)[54] كسي كه خانه كعبه را هفت مرتبه طواف كند و دو ركعت نماز بگذارد برابر آزاد نمودن يك غلام است.

س13: حكم سحر(جادو) چيست؟

ج13: سحر از اسباب كفر است، خداوند مي فرمايد: ( ولكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر).[55]و ليكن شياطين كافر شدند كه به مردم سحر مي آموختند.

و پيامبرr مي فرمايد: ( اجتنبوا السبع الموبقات: الشرك بالله، والسحر....)[56] از هفت چيز مهلك پرهيز كنيد (زيراكه اينها از گناهان كبيره هستند از آنجمله) شريك آوردن با خداوند و سحر كردن مي باشد.)

س14: آيا قول كاهن و فالگو را كه از غيب خبر مي دهند تصديق نمائيم؟

ج14: آنها را تصديق نمي نمائيم بدليل قول خداوند كه مي فرمايد: ( قل لا يعلم من في السموات و الارض الغيب الا الله).[57] آنها بگو در آسمانها و زمين جز خداي يكتا كسي غيب نمي داند. و پيامبرr فرمود: (من اتي عرافا او كاهنا فصدقه بما يقول فقد كفر بما انزل علي محمد).[58] كسي كه نزد كاهن و فالگويي بيايد و آنچه ( او از اخبار غيبي) ميگويد آنرا تصديق كند همانا به آنچه بر محمد فرود آمده كافر شده است.

س15: آيا كسي غير از خدا غيب مي داند؟

ج15: جز خداوند هيچ كسي غيب نمي دادند مگر كسي كه خداوند از پيامبرانش را بذريعه وحي مطلع گرداند زيرا خداوند مي فرمايد:‌( عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا الا من  ارتضي من رسول)[59] خدائي كهداناي غيب است كهاحدي رابر غيب خود مطالع نمي گرداند، مگر آن رسولي را به پسندد.

و پيامبر r فرمود: ( لايعلم الغيب الا الله)[60] جز خداوند هيچ كسي علم غيب نمي داند.

س16: آيا جهت شفا يابي نخ و انگشتر بپوشيم؟

ج16: خير آنها را نمي پوشيم بدليل قول خداوند كه مي فرمايد: (وآن يمسسك الله بضر فلا كاشف له الا هو)[61] و اگر خدا بهتو ضرري برساند بر طرف كننده اي جز اونيست.

و پيامبرr مي فرمايد: ( اما انها لا تزيدك الا وهنا، انبذها عنك، فانك لو مت ما افلحت ابدا)[62]. همانا اين بجز سستي نفعي بتو نمي رساند اين را از خود دور كن كه اگر در اين حالت بميري هرگز كامياب نخواهي شد.

س17: آيا جهت حفاظت از نظر و زخم چشم مهره ببنديم؟

ج17: خيز! مهره نمي بنديم بدليل قول خداوند كه مي فرمايد: ( و ان يمسسك الله بضر فلا كاشف له الا هو).[63] و اگر خدا به تو ضرري برساند بر طرف كننده اي جز او نيست. و پيامبرr ميفرمايد:‌( من علق تميمة فقد اشرك )[64] كسيكه بر خود تعويذ بياويزد بدرستي كه شرك ورزيد.

س18: حكم عمل به قوانين مخالف اسلام چيست؟

عمل نمودن به قوانين مخالف اسلام در صورتي كه معتقد به جواز آن باشد كفر است، زيرا خداوند مي فرمايد:  ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون)[65] و كساني كه طبق انچه خدا فرستاده حكم نكنند آنان همان كافرانند.

و پيامبرr فرمود:‌( و مالم تحكم ائمتهم بكتاب الله، و يتخيروا بما انزل الله الا جعل الله باسهم بينهم)[66] وحكم نمي كنند پيشوايان آنها با كتاب خدا و امتياز قائل نمي شوند در ميان او امر خدا مگر اينكه خداوند آنها را به جان هم مي اندازد.

  فهرست

سوالات و وساوس شيطان را چگونه رد نمائم

س19: چه كسي خدا را آفريد؟

ج19: هرگاه شيطان براي يكي از شما اين سوال را وسوسه كند لازم است كه به خدا پناه جويد، خداوند مي فرمايد: ( و اما ننزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه هو السميع العليم).[67] و اگر از ناحيه شيطان بتو وسوسه اي (رنج و فسادي) رسد به خدا پناه جوي (زيراكه) اوست ( به دعاي خلق) شنوا( وبه احوال همه) دانا.

و پيامبرr ما را تعليم داد كه وسوسه شيطان را چنين رد كرده و بگوئيم( امنت بالله و رسله، الله احد، الله الصمد، لم يلد، ولم يولد، ولم لكن له كفوا احد) [68]

بخدا و رسولش ايمان آوردم، خدا يكي است، خدا بي نياز است كسي از او متولد نشده و نه از مادري متولد شده و هيچ احدي همسر و همتاي اونيست.

سپس سه مرتبه جانب چپ خود تُف كند و از شيطان بخدا پناه بجويد و اين وسوسه را از دلش بيرون كند، بدرستي كه اين وسوسه از او دور خواهد شد.

س20: ضرر شرك اكبر چيست؟

ج20: شرك اكبر باعث ماندن دائمي انسان در دوزخ ميشود خداوند مي فرمايد: ( انه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة و ماواه النار ما للظالمين من انصار)[69] بدرستي كسي كه شريك بياورد باخدا، همانا خداوند جنت بر او حرام گرداند و جايگاهش در آتش خواهد بود، و نيست هيچ ياري كننده اي سمتكاران را.

و پيامبرr فرمود: ( ومن لقي الله يشرك به شيئا دخل النار )[70] كسي كه با خدا ملاقات كند در حالي كه به او شريك آورده به جنهم در خواهد آمد.

س21:‌ آيا عمل صالح با شرك مفيد است؟

ج21: هيچ عمل صالح با شرك فايده نمي دهد بدليل قول خداوند كه راجع به پيامبران خود فرمود: ( ولو اشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون).[71] و اكر آنان شرك مي كردند هر آيئنه اعمالشان به باد مي رفت.

و پيامبر r فرمود:‌ ( قال الله تعالي انا اغني الشركاء عن الشرك من عمل عملا اشرك معي فيه غيري، تركته و شركه)[72] خداوند مي فرمايد: من بي نياز ترين شركاء از شكر هستم، كسي كه عملي انجام دهد وبامن در آن عمل كس ديگري را شريك نمايد، من او و عملش را  رها خواهم ساخت.( يعني انرا به جنهم مي اندازم و از هيچ كس باكي ندارم) . مترجم.

  فهرست

شـرك اصغــر

س1: شرك اصغر كدام است؟

ج1: شرك اصغر همان رياء كاري است، خداوند مي فرمايد: ( فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا)[73] و كسي كه اميد وار است به لقاء پرودگارش پس بايد عمل شايسته انجام دهد و هيچ كسي را در عبادت پرودگارش شريك نكند.

و پيامبر r فرمود: ( ان اخوف ما اخاف عليكم الشرك الاصغر: الرياء)[74] همانا خطرناك ترين چيزي كه از مبتلاشدن شما به آن حراس دارم شرك اصغر اس :‌يعني رياء و از جمله كلمات شرك اصغر سخن مردي است كه مي گويد: اگر خدا و فلاني نبودند يا آنچه خدا وتو بخواهي( در اين مورد) پيامبرr فرمود: (لا تقولوا ما شاء الله و شاء فلان، لكن قولوا ما شاء‌الله ثم شاء فلان)[75] مگوئيد آنچه خدا و فلاني بخواهد، بلكه بگوئيد كه آنچه خدا بخواهد و سپس فلاني اراده كند.

س2: آيا سوگند خوردن بغير نام خدا جائز است؟

ج2:‌ سوگند خوردن به هيچ نام ديگري به غير از نام خدا جائز نيست، خداوند مي فرمايد: ( قل بلي و ربي لتبعثن [76]) بگو آري قسم به پروردگارم كه هر آئينه برانگخته خواهيد شد. و پيامبرr فرمود: (من حلف بغير الله فقد اشرك)[77] كسي كه بغي رخدا سوگند خورد هنانا شرك ورزيده است، و ايضا پيامبرr فرمود: (‌من كان حالفا فليحلف بالله او ليصمت)[78] كسي كه مي خواست سوگندبخورد بايدبه خدا سوگند خورد يا خاموش شود.

  فهرست

توسل و طلب شفاعت

س1: با چه اعمالي به خدا توسل جوئيم؟

ج1: توسل بر دو گونهاست: 1- توسل جائز ومطلوب 2- توسل حرام.

توسل جائز و مطلوب همان توسل به اسماء‌ وصفات خدا واعمال صالح ست خداوند مي فرمايد: ( و لله الاسماء الحسني فادعوه بها)[79] و براي خدا است نامهايي نيكو پس خدا را به آن نامها بخوانيد.

 و در جاي ديگر مي فرمايد: ( يايها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة)[80] اي مؤمنين از خدا بترسيد و بسوي او توسل بجوئيد.

و در تفسير ابن كثير بنقل از قتاده نوشته است، كه بوسيله اطاعت و فرمانبراداري و اعمالي كه خداوند را راضي مي كند به او نزديك شود.گ

و پيامبرr فرمود:‌ (آسالك بكل اسم هو لك)[81] خداوندا به هز اسمي كه از آن تواست از تو سوال مي كنم.

 و پيامبرr در پاسخ به سوال صحابه اي كه همراهي پيامبرr را در جنت خواسته بود فرمود:  ( اعني علي نفسك بكثرة السجود)[82] مرا باكثرت سجده بر خويشتن ياري ده.

و توسل جستن به اينكه انسان بگويد پرودرگارم به دوستي اي كه من با تو دارم و دوستي از كه تو با پيامبر و اولياء داري گناهانم را معاف كن.

و مانند داستان اصحاب غر هنگمي كه ( دهانه غار برآنها بسته شد و ) به اعمال صالح خود متوسل شدند پس خداوند( دهانه غار را بسبب اعمال صالحه شان گشود) و مشكلشان را  حال كرد.[83]

توسل حرام: و آن عبارت از خواندن مردگان وطلب حاجات از آنهاست چنانكه در اين زمان مشاهده مي شود حالانكه اين شرك بزرگي است از آنجائي كه خداوند مي فرمايد: (و لاتدع من دون الله مالاينفعك ولا يضرك فان فعلت فانك اذا من الظالمين.)[84] ( ونيز مرا امر فرموده كه) غير از خداي يكتا هيچ يك از اين خدايان باطل كه به حال تو نفع و ضرري ندارند به خدايي مخوان وگرنه ( مشرك شده) از سمتكاران خواهي بود.[85]

اما توسل به حرمت پيامبرr مثل اينكه بگوئي: اي پروردگارم مرا به حرمت محمد r شفا بده، اين بدعت است زيراكه صحابة كرام رضوان عليهم چنين نكرده اند و حضرت عمرt هنگام خشكسالي بعد از وفات پيامبرr بهدعاي عمويش حضرت عباسt زنده بود متوسل شد[86]نه به پيامبر[87]،پس از وفاتش، اين گونه توسل گاهي منجر به شرك مي شود، و اين هنگامي كه وسيله جوينده معتقد به اين باشد كه خدانيان به سفارش انساني چون امير و حاكم دارد زيرا كه آن خدا را بامخلوق تشبيه داده است.

س2 :‌ آيا دعا خواستن نياز به واسط شدن انساني ديگر دارد؟

ج2‌: دعا خواستن نياز به واسطه شده انساني ديگر ندارد زيار كه خداوند مي فرمايد: (واذا سالك عبادي عني فاني قريب)[88]. . چون بندگانم از تو بپرسند از دوري و نزديكي من، پس (به آنهابگو كه ) براستي من نزديكم.

و پيامبرrفرمود: (انكم تدعون سميعا قريبا وهو معكم)[89] همانا شما خداي شنوا و نزديكي را مي خوانيد كه او (بذريعه علمش) با شماست.[90]

س3: آيا طلب دعا از اشخاص زنده جائز است؟

ج3: آري طلب دعا فقط از اشخاص زنده جائز است نه مرده بدليل قول خداوند در حالي كه پيامبر را مخاطب قرار داده فرمود: ( و استغفر لذنبك و للمؤمنين والمؤمنات)[91] و طلب آمرزش نما براي گناهان خود و استغفار نما براي مردان و زنان مؤمن.

و در حديث صحيحي مروي است:‌( ان رجلا ضرير البصر اتي النبي r ، فقال ادع الله ان يعافيني)[92] مرد نابينائي نزد پيامبر آمد و گفت از خداوند دعا بخواه تا به من عافيت بخشد.

س4: ماموريت پيامبرr چيست؟

ج4: ماموريت پيامبر دعوت و تبليغ مردم بسوي هدايت و كاميابي است، خداوندمي فرمايد: ( يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك)[93] اي پيامبر آنچه بسوي تو از جانب پروردگارت نازل شده ( جهت هدايت ورشد انسان ها بمردم) برسان. و پيامبرr پس از اتمام رسالت در اجتماع حجة الوداع به صحابه فرمود ( آلا هل بلغت؟).[94] آيا من پيغام رسالت را براي شما رساندم(مترجم). صحابه كرام فرمودند: ( نشهد انك قد بلغت)[95] ما شهادت مي دهيم كه بيشك تو پيغام رسالت را ابلاغ كردي. سپس پيامبر r فرمود: ( اللهم اشهد)[96] اي پروردگارا تو گواه باش.

س5: از چه كسي شفاعت پيامبر را بطلبيم؟

ج5: شفاعت پيامبر را از خدا مي طلبيم، خداوند مي فرمايد:‌( قل لله الشفاعة جميعا)[97] بگو شفاعت همه اش آن خداست.

و پيامبرr به صحابه اي چنين آموخت كه بگويد: ( اللهم شفّعه فيّ )[98]پروردگارا شفاعت او را در بارة من بپذير.

 و پيامبرr فرمود: ( اني اختبات دعوتي شفاعة يوم القيامة من مات من امتي لايشرك بالله شيئا)[99] همانا من دعا ( مستجاب) خودم را براي روز قيامت ذخيره نموده ام تا هركس از امت من در حالي بميرد كه چيزي را با خدا شريك نكرده باشد باري اوشفاعت كنم.

س6:‌ آيا از اشخاص زنده شفاعت بطلبيم؟

ج6: آري از اشخاص زنده در امور دنيا شفاعت مي طلبيم، خداوند مي فرمايد: ( من يشفع شفاعة حسنة لكن له نصيب منها ومن يشفع شفاعة‌ سيئة يكن له كفل منها)[100] و هر كس براي ديگري شفاعت نيكو كند، بهره اي از آن خواهد بود و هركس شفاعت بد كند باري از آن نصيبش خواهد شد.

و پيامبرr فرمود: ( اشفعوا تؤجروا)[101] شفاعت كنيد اجر داده مي شويد.

س7: آيا پيامبر را بيش از حد تعريف كنيم؟

ج7: خير! د رتعريف آنحضرتr افراط نمي كنيم خداوند مي فرمايد: ( قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي انما الهلكم اله واحد)[102] بگو همانا من (‌نيز) انسان مانند شمايم ( الا اينكه) بسوي من وحي ميشود كه فقط اله شما يك اله است.

و پيامبرr فرمود:‌( لا تطروني كما اطرت النصاري عيسي بن مريم فانما عبد فقولوا عبدالله و رسوله)[103]مرا بيش از حد تعريف نكيند چنانكه نصاري عيسي بن مريم رابيش از حد ستودند، جزاين نيست كه من بنده اي هستم، پس بگوئيد بنده خدا و رسول او.

پس تعريف بي حد اهانت به ساحت مقدس پيامبر اسلام مي باشد.(‌مترجم).

  فهرست

جهاد وَلاء‌ وحكم آنها

س1:‌ حكم جهاد درراه خدا چيست؟

ج1:‌ جهاد راه خدا با مال، جان وزبان واجب است خداوند مي فرمايد: ( انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم في سبيل الله)[104] بيرون رويد سبكبار و گرانبار وبمالها وجانهايتان در راه خدا جهاد كنيد.

و پيامبرr فرمود: ( جاهدوا المشركين باموالكم و انفسكم والسنتكم)[105] با مشركين با مالها و جانها و زبانهايتان جهاد كنيد.

س2: وَلاء چيست؟

ج2: ولاء عبارت از محبت ونصرت است خداوند مي فرمايد: ( و المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض)[106] . مردان مؤمن و زنان با ايمان بعضي از ايشان دوستان بعض ديگرند.

و پيامبرr مي فرمايد: ( المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا) مسلمانان براي مسلمان ديگر چون ساختماني است كه برخي از آن‌برخي ديگر را محكم مي سازد.

س3:آيا دوستي باكفار و ياري كردن آنها جائزاست؟

ج3:دوستي باكافران وياري كردن آنها جائز نيست خداوند مي فرمايد: (ومن يتولهم                                                             منكم فانه منهم)[107] وكسي كه ان شما ايشان را دوست و ياورگيرد او از آنها است

وپيابرصلي الله عليه وسلم فرمود: (ان‌ آل بني فلان ليسوا باوليائي)[108] خانوادة بني فلان دوستان من نيستند.

س4: ولي كيست؟

ج4: هر مسلمان پرهيز گار ولي است، خداوند مي فرمايد: ( ألا إن أولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون الذين آمنوا و كانوا يتقون)[109]أگاه باش كه همانان دوستان خدا نه برايشان ترسي است ونه اندوهگين مي شوند آنانكه ايمان آوردند و پرهيزگار  بودند.

و پيامبرr مي فرمايد: (نما ولي الله و صالح المؤمنين[110]) همانا دوست من خدا و مؤمنان صالح اند.

س5: مسلمين برچه اساسي حكم مي كنند؟

ج5: مسلمين از روي قرآن وسنت حكم مي كنند خداوند مي فرمايد: (‌و أن احكم بينهم بما انزل الله)[111]. وحكم كن بين ايشان بانچه خدا نازل فرموده است.

وپيامبرr فرمود: ( عالم الغيب و الشهادة انت تحكم بين عبادك).[112] داناي غيب وآشكار تو درميان بندگانت حكم مي كني.

  فهرست

عمل به قرآن و سُنّت

س1: چرا خداوند قرآن را نازل كرد؟

ج1: خداوند قرآن را جهت عمل و سرچشمه هدايت و كاميابي در تمام ابعاد زندگي براي انسانها نازل كرد خداوند متعلي مي فرمايد: ( اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم)[113] آنچه از جانب پروردگارتان به شما نازل شده پيروي كنيد.

 و پيامبرr مي فرمايد: ( اقرؤا القرآن واعلموا به ولا تاكلوا به).[114] همانا قرآن را تلاوت كنيد وبه آن عمل نمائيد و آنرا وسيله معاش قرار ندهيد.

س2:حكم عمل بر حديث صحيح چيست؟

ج2: عمل بر حديث صححي واجب است بدليل اينكه خداوند مي فرمايد: ( و ما اتكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا)[115] آنچه را پيابرr به شما دستور مي دهد بگيريد و از آنچه شما را باز مي دارد باز بايستيد.

و پيامبرr فرمود: ( عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين تمسكوا بها)[116]بر شمااست كه به سنت من و سنت خلفاي راشدين كه اسوة هدايت اند چنگ بزنيد.

س3: آيا قرآن مارا از حديث بي نياز مي كند؟

ج3: قرآن ما را از حديث بي نياز نم كند خداوند مي فرمايد: ( و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم)[117] و اين قرآن را بتو نازل كرديم تا براي مردم آنچه را بايشان نازل شده بيان كني.

و پيامبرr فرمود: ( الا و اني اوتيت القرآن و مثله معه[118]) آگاه باشيد كه بمن قرآن وهمان اندازه ديگر بآن از دستورات و احكام خداوندي داده شده است.

س4: آيا قول غير خدا را بر قول خدا و پيامبرش مقدم بداريم؟

ج4: هيچ قولي را بر قول خدا و پيامبرش مقدم نمي داريم، بدليل اينكه خداوند مي فرمايد: ( يايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدي الله و رسوله)[119] اي مؤمنان (در حكم كردن) بر خدا و رسول او تقدم مجوئيد.

و پيامبرr فرمود: ( لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق).[120] در جائي كه نافرماني خالق لازم آيد از مخلوق اطاعت نكنيد.

وحضرت عبدالله بن عباس مر فرمايد: ( اخشي آن تنزل عليكم حجارة من السماء، اقول لكم: قال رسول اللهr وتقولون ، قال: ابوبكر و عمر!!) مي ترسم اينكه از آسمان بر شما سنگ فرود آيد ( زيرا كه) من به شما مي گويم پيامبر(چنين) مي فرمايد: و شما مي گوئيد كه ابوبكر وعمر (چنين) مي گويند. (يعني بجاي استدلال ا زاقوال پيامبرr از اقوال حضرت ابوبكر وعمر- رضي الله عنهما- استدلال مي كنيد در حالي كه اينهابا آنكه اسوة وستارگان هدايت اند، اما از پيامبر پائين تر قرار دارند. (مترجم).

س5: اگر بايكديگر اختلاف كرديم چه كار كنيم؟

ج5:‌ به قرآن و سنت صحيح پيامبر بر مي گرديم زيرا خداوند مي فرمايد: ( فان تنازعتم في شئ فردوه الي الله و رسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذلك خير واحسن تاويلا)[121]و اگر بايكديگر اختلاف كرديد آنرا بسوي خدا و پيامبرش باز گردانيد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد.

و پيامبرr فرمود:‌( عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين تمسكوا بها).[122] بر شما است كه به سنت من و سنت خلفاي راشدين كه اسوة هدايت اند چنگ بزيند.

س6: خدا و پيامبرش را چگونه دوست مي داري؟

ج6: خدا و پيامبرr را با اطاعت وپيروي از اوامرشان دوست مي داريم، خداوند مي فرمايد: (قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ويغفرلكم ذنوبكم، والله غفور رحيم)[123] بگو اگر خدا رادوست مي داريد مر پيوري كنيدتا اينكه خدا شما را دوست دارد وگناهان شمارا بيامرزد وخدا آمرزندة مهربان است.

و پيامبرr مي فرمايد: ( لايؤمن احدكم حتي اكون احب اليه من والده و ولده و الناس اجمعين.)[124] هيچ يكي از شما ايمان دار نمي شود تا اينكه من در نزد او از پدر و مادرش و همه مردم محبوتر نباشم.

س7: آيا عمل راترك كنيم وتوكل بر تقدير كنيم؟

ج7: عمل راترك نمي كنيم بدليل قول خداوند كه مي فرمايد: (فاما من اعطي و اتقي و صدق بالحسني فسنيسره لليسري ).[125] پس كسي كه ( در راه خدا مال) داد و ( از خدا همواره) ترسيد و نيكي(اسلام) را تصديق كرد، بزودي را ه آساني را برايش ميسر خواهيم كرد.

و پيامبرr فرمود:‌ (اعملوا فكل ميسر لما خلق له[126]) عمل كنيد هر كسي براي هركاري كه پيدا شده برايش آسان خواهد شد( يعني ما آسان مي كنيم).

  فهرست

سُنّت و بدعت

س1: آيا در دين بدعت حسنه هست؟

ج1: در دين بدعت حسنه نيست بدليل اينكه خداوند مي فرمايد: ( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا)[127] امروز براي شما دينتان را كامل نمودم و نعمتم را برشما تمام كردم و اسلام را بعنوان كاملترين دين براي شما پسنديدم.

و پيامبرr فرمود: ( و كل بدعة ضلالة وكل ضلالة في النار)[128] هر بدعتي گمراهي است وهر گمراهي در جهنم است.

س2: بدعت در دين كدام است؟

ج2: بدعت در دين عبارت از كم و زياد كردن در دين است خداونددر حالي كه مشركين را رد مي كند مي فرمايد:‌ ( ام لهم شركاء شرعوا لهم من الدين مالم ياذن به الله).[129] آيا براي مشركان شريكاني هست كه براي ايشان دين آوردند آنچه كه خدا بآن اجازه نداده.

و پيامبرr مي فرمايد: ( من احدث في امرنا هذا ما ليس منه فهو رد)[130] كسي كه پديد آورد در اين دين ما چيز را كه در دين نيست پس آن ( عمل) مردود است.

س3: آيا در اسلام سنت حسنه هست؟

ج3: آري در اسلام سنت حسنه هست زيرا پيامبر r مي فرمايد: ( من سَنّ في الإسلام سُنّة حسنه، فله أجرها و اجر من عمل بها من بعده، وغير أن ينقص من أمورهم شيء ....)[131] كسي كه در اسلام روش نيكويي را اساس گذارد براي اوست اجز آن و اجر كسي كه بعد از او آن كار را انجام دهد، بدون اينكه از اجر ايشان چيزي كم شود.

   فهرست

چه زماني نصرت الهي شامل حال مسلمين جهان خواهد شد

س4: مسلمانان چه وقت ياري خواهند شد؟

ج4:‌ مسلمانان هنگامي ياري خواهند شد كه بسوي قرآن، و سنت پيامبر اسلام r برگردند وبه اشاعت توحيد ويكتا پرستي خداوند بپردازند و از شرك و مظاهر آن پرهيز كرده تا جائي كه قدرت وتوانايي دارند براي نبرد با دشمنان اسلام آمادگي بگيردند، خداوند مي فرمايد: ( يايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم)[132] اي مؤمنان اگر دين خدا را ياري كنيد خداوند شما را ياري مي كند وقدم هايتان را ( در مقابل دشمنانتان ثابت نگهميدارد.

و در جاي ديگر مي فرمايد: ( وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن له دينهم الذي ارتضي لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم امنا، يعبدونني لايشركون بي شيئا)[133]. خدا به كساني كه از شما ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند وعده كرده كه هر آيئنه آنها را در زمين حاكم گرداند همچنانكه حاكم گردانيد كساني را كه قبل از ايشان بودند، و هر آئينه ثابت گرداند براي آنها دينشانرا (همان) به انها امنيت دهد(تاكه) مرا عبادت كنيد و چيزي را بامن شريك نكنند.

دُعاي مُستجاب

پيامبر اسلام عليه السلام فرمودند هرگاه بنده اي را غم و اندوهي لاحق گرديد با كلمات زير خداوند را بخواند خداوند غم و اندوهش را به راحت و خوش دلي تبديل خواهد نمود ، دعا اينست:

اللهم إني عبدك، و ابن عبدك، و ابن امتك، ناصيتي بيدك، ماض فيِّ حكمك عدل في قضاؤك، اسالك بكل اسم هو لك، سميت به نفسك، او انزلته في كتابك او علمته احدا من خلقك او استاثرته في علم الغيب عندك ان تجعل القرآن ربيع قلبي، و نور صدري ،‌وجلاء حزني و ذهب همي- الا اذهب الله همه وحزنه و ابدله مكانه فرجا)[134].

بار الها! من غلام و پسر غلام و پسر كنيز توام، اختيارم در دست تواست، حكم تو در بارة من اجر است، قضاوت تو در بارة من عين عدالت است، به تمام اسمهايت از تو سؤال مي كنم، اسم هايي كه خود را به آن مسمي كرده اي يا در كتاب خود نازل فرموده اي،‌ يا يكي از مخلوقاتت را آموخته اي يا كه در لوح محفوظ نزد خودت محفوظ داشته اي (از تو مي خواهم )‌كه قرآن را بهار دلم و نور سينه ام و از بين برندة غم و اندوهم قرار دهي.

  فهرست

 

عَــبدُالّرب سيد زاده

15/12/1412هـ..

 

نامه اي از شهيد رحمه الله.

شهيداين نامه را جهت كسب اجازه از واد محترم و خود براي جهاد كه در آن خواستار دعا از والدش براي شهادت است، نوشته بود، كه در نتيجه خداوند آرمان آن ابر مجاهد راكه همه شوق شهادت بود در راه خود پذيرفته مورخه 20/2/1413هـ بدرجه شهادت نايل فرمود.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

24/2/1412هـ

بخدمت پدر بزرگوار و نور چشمم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

ضمن تقديم سلام اميدوارم كه هميشه در ظل خداوند لايزال و رب ذوالجلال باشيد شكر الحمدلله بنده سلامت هستم و سلامتي شما يانرا از خداوند كريم رحمي خواسته و خواستگارم باري پدرجان معذرت ميخواهم كه در زندگي براي شما خدمتي كه حق شما بود نتوانستم انجام بدهم پدر جان الحمدلله برادرانم مولوي ومدرس و بعضي محصل هستند از خداوند اميدارم اونها رادر راه خود توفيق بيشتر نايت بفرمايد و در اهداف دين موفق ومويد بگرداند پدرعزيزم چنان علمي خدا نصيبم نكرد كه بتوانم هادي ملت باشم پدرجان بنده هيچ جائي براي اصلاح نفس بهتر از ميدان جهاد نديدم و الان بتوفيق خداوند به اجازت شما بنده قدمي در ميدان جهاد و خاص باري اعلاي كلمه الله برداشته ام پدر مهربانم از مشا التماس دارم كه دعا كنيد خداوند متعالي بنده را در راه خود شهادت نصيب بفرمايد تا كه فردا روز قيامت در ميدان محشر بدرگاه خداوند نزد هجده 18 هزار مخلوق جوابگوي خطاياي خود باشم چونكه من بنده گناه گاري هستم و آخرين التماس بنده اين است كه حق خود را از بنده معاف بفرمايد و دعاء كيد بنده را خداوند موفق بگرداند آمين يا اله العالمين .ديگر عرضندارم بجز سلامتي شمايان از طرف بنده مولوي محمد انورصاحب و مولوي تاج محمد صاحب مولوي عبدالقادر صاحب و عبدالحكيم صاحب محمد مكي صاحب محمد مدني صاحب همه را يك بيك سلام عرض دارم واز طرف بنده مادرانم را و تمام خواهرانم يك بيك سلام عرض دارم.

منجانب :‌فقير الي الله عبدالرب غفر الله ذنوبه و ستر عيوبه.

24/1/1412هـ.

  فهرست

 


 

[1] - كه در آخر همين رساله چاپ شده است.

[2] - توحيد:‌يكتا پرستي، خدا را يگانه دانستن. مترجم

[3] - سورة داريات 56.

[4] - رواه البخاري 6/44 و مسلم 30- 49.

[5] - به عبارت ديگر:‌اظهار آخرين درجة خضوع و نهايت تسليم و اطاعت بي قيد و شرط در برابر ذات پاك و پروردگار را عبادت مي نامند. مترجم.

[6] - رواه البخاري 11/349(6502).

[7] - سورة محمد 33.

[8] - رواه مسلم في صحيحه 3/1344.(1718). (18 ) الأقضيه: باب نقض الاحكام الباطله و رد محدثات الامور.

[9] - سورة سجده 16.

[10] - رواه ابو داود في سننه.

[11] -سوره شعراء 218/219.

[12] - رواه مسلم (8) و الترمذي (613) وابو داوود(4695)و النسائي (8/97).

[13] - سوره نحل 36:

[14] - طاغوت عبارتست زا هر معبود باطل و هر دعوت دهند بسوي گمراهي .مترجم.

[15] - رواه البخاري.

[16] - تمام پيامبران در دعوت توحيد واصول دين اتفاق دارند اما با مرور زمان ومصلحت  امتمها پاره اي از فروعات قابل رد و بدل مي باشند.مترجم.

[17] - كه هر يك از اينها عبادتي مستقل است وكسي را در اين عبارات با خداوند شريك نمودن شرك در عبادت محسوب شده منافي توحيد الوهيت مي باشد.م.

[18] - سوره بقره 163.

[19] - رواه البخاري 13/347(7372) و مسلم1/51(19) و البغوي في شرح السنة 5/472= اكثر فرقه هاي اسلامي د رمسئله اسماء و صفات باري تعالي دچار بحران هاي شديد شده اند و از گفته هاي فلاسفه مرعوب شده و صفات الهي را در ترازوي عقل سنجيده اند غافل از اينكه ذات و صفات باري تعالي برتر از آن است كه تصور كرده اند. سبحان ربك رب العزة عما يصفون . مترجم.

[20] - سورة شوری 11.

[21] - رواه مسلم1/521(758) والبخاري 3/29(1145) و البغوي في شرح السنة 4/66(948).

[22] - طه :5.

[23] - طه 46.

[24] - رواه مسلم بر خلاف تصور برخي از مردم كه مي گويند ذات باري تعال هر جا وجود دارد.مترجم.

[25] - سوره انعام 82ز

[26] - فائده ديگر يگانه پرستي اين است كه شخص موحد در جامعه توحيد زير بار ظلم نمي رود . و بيم و هراسي از طاغوتيان و بت هاي زنده ومرده و آستانه ها و قبرها ندارد وهرگز سر سجده به در ديگران نمي سايد.

موحد چه برپاي ريزی زرش# چه فولاد هندی نهی برسرش# اميد و هراسش نباشد زكس# براين است بنياد توحيد و بس.

[27] - سورة زمر2.

[28] - سوره حشر 7.

[29] - رواه مسلم 3/1344( 1718).(18)

[30] - سورة لقمان 13.

[31] - رواه البخاري 13/491(7520) ومسلم 1/90(86).

[32] - سوره نساء 36.

[33] - شرك بغاوت و سركشي و مقابله با خدا در حكومت الله است بدهي است كه شرك هرگز در عفو الهي قرار نمي گيرد. مترجم.

[34] - سوره يوسف 106.

[35] - رواه الترمذي 4/499(2219).

[36] - سورة يونس 106.

[37] - رواه البخاري .

[38] - سورة غافر 60.

[39] - رواه الترمذي (2969) (3247و 3372). .و ابن ماجه 3828 و ابو داود(1479).

[40] - سورة نمل 80.

[41] - سورة فاطر 22.

[42] - سورة نحل 20و 21.

[43] - سوره انفال 9.

[44] - رواه الترمذي 5/539(3524).

[45] - سورة فاتحه5.

[46] - رواه الترمذي 4/667(516) و احمد(2664) و القصناعي 1/434 (745).

[47] - مائده: 2.

[48] - رواه مسلم 4/2074(2699) والبغوي في شرح السنة 1/273(127).

[49] - آل عمران :‌35.

[50] - رواه البخاري 11/581(6696)و الموطا ص:249 في النذور والايمان باب مالا يجوز منالنزور في معصية الله ، والبغوي في شرح السنة 10/21(2440).

[51] - سوره كوثر : 2.

[52] - رواه مسلم 4/1567(1978) والبغوي11/226(2788).

[53] - سورة حج:29.

[54] - رواه ابن ماجه 2/985(2956)في المناسك باب فضل الطواف.

[55] - سوره بقره 102.

[56] - رواه مسلم(89) والبخاري12/181(8657 ) و البغوي 1/86(45).

[57] - سورة نمل: 65.

[58] - رواه احمد 2/429.

[59] - سوره جن 26، 27.

[60] - رواه الطبراني.

[61] - سوره انعام: 17.

[62] -رواه الحاكم 4/216و صححه و وافقه الذهبي.

[63] -سورة انعام : 17.

[64] - حديث صحيح رواه احمد في مسنده 4/156.

[65] - سوره مائده :‌44.

[66] - حسن وراه ابن ماجه2/1333، (4019)في الفتن، باب :العقوبات.

[67] - سورة فصلت :36.

[68] -رواه البخاري ومسلم و احمد وابو داود.

[69] -سورة مائده 72.

[70] -رواه مسلم1/94(93).

[71] -سورة انعام :‌88.

[72] -رواه مسلم 4/2289(2985) و ابن ماجه 2/1405( 4202)  و البغوي في شرح السنة 14/324(4136) .

[73] - سورة كهف: 110.

[74] - رواه احمد 5/428و 429و ابن حبان في صحيحه(2499). البغوي 14/324(41359).

[75] - صحيح رواه ابو داود (4980) و احمد 5/384، 394، 398.

[76] - سورة تغابن:‌7

[77] - صحيح رواه احمد5/428، 429.

[78] -رواه البخاري11/426، مسلم (1646) و ابوداود ( 3249) والترمذي(1534). النسائي 7/4،5.

[79] - سورة اعراف:‌18.

[80] - سورة مائده :‌35.

[81] - صحيح رواه احمد 1/452.

[82] - رواه مسلم:‌1/353(489).

[83] - خلاصه اينكه عمل و فعل صالح خود را تقديم نموده حل حوائج خود را از خداوند جويا باشد( مترجم.)

[84] - سورة يونس :‌106.

[85] - بنابر اين انسان عاقل نبايد پيامبران ، پيران، فرشتگان ، جنات و اولياء الله را بخواند زيرا ايشان هم مانند همه موجودات ديگر هيچ نفعي وضروري نمي توانند برسانند.( مترجم).

[86] - حضرت عمر t هنگام خشكسالي بهحضرت عباسt عموي پيامبرr توسل جست وفرمود: (( اللهم انا كنا نتوسل اليك بنبينا فسقيتنا و انا نتوسل بعم نبينا فاسقنا. بخاري 2/494(1010). خداوندا! ما هنگام خشك سالي به پيامبر مان متوسل مي شديم و تو ما را سيراب مي كردي اكنون ( كه پيامبر وفات نموده) به عموي پيامبرت ( كه زنده و در ميان ما قرار دارد) متوسل مي شويم، مارا سيراب كن.(مترجم).

[87] - باري معلومات بيشتر دراين مورد بهرسالة علامه آلباني حفظه الله ( التوسل واحكامه و انواعه) مراجعه نمائيد.

[88] - سوره بقره :‌186.

[89] - رواه مسلم 4/2076 ( 2704)و البخاري مع الفتح 7/470(4205) والبغوي5/66 (1283).

[90] - ادعوني استجب لكم، براه راست بخوانيد مرا تا اجابت كنم شمارا.

[91] - سورة محمد: 19.

[92] - رواه الترمذي 5/569(3578).

[93] - سورة مائده: 67.

[94] - رواه الترمذي3/1306(1679).

[95] - رواه مسلم2/890(1218).

[96] - رواه مسلم2/890(1218).

[97] - سوره زمر:‌44.

[98] - صحيح رواه الترمذي5/569(35789) واحمد 4/138

[99] -رواه مسلم 1/189(199).

[100] -سورة نساء :‌ 85.

[101] - رواه ابو داود (5109) و البخاري(1432و 6027، 6028، 7476) و مسلم (2627)و الترمذي(2811) والنسائي(5/77،78) و احمد ( 4/400، 413) و القصناعي1/363(619).

[102] - سورة كهف : 110.

[103] -رواه البخاري 6/478 (3445) والبغوي13/246(368).

[104] -سورة توبه:‌41.

[105] - رواه ابو داود 3/23(2504) و احمد 3/124 و النسائي (7/6)  وابن حبان في صحيحه(1618) و الحاكم2/81 و الدارمي2/213 في الجهاد.

[106] - سورة توبه: 71.

[107] - سورة مائده: 51

[108] -  صحيح رواه احمد4/203 والبخاري10/419(5990) ومسلم1/7(215).

[109] - سوره يونس:62،63.

[110] - صحيح رواه احمد4/203و البخاري10/419(599) و مسلم1/97(215).

[111] - سورة مائده:‌ 49.

[112] -رواه مسلم.

[113] - سورة اعراف.

[114] - صحيح رواه احمد 3/428، 444.

[115] - سورة حشر: 7.

[116] - صحيح رواه احمد4/126،127.

[117] - سورة نحل: 44.

[118] - صحيح رواه ابو داود 5/10(4604) والبغوي 1/201.

[119] -سوره حجرات: 1

[120] - صحيح رواه ابوداود و احمد 4/424و 436، 5/66و67و البزار( 1613و1614) و 1615،1616و عبدالرزاق (20700) والطبراني في الاوسط(219)مجمع البحرين)و الكبير(3159) و (3159) و القصناعي2/55(873)و الطيالسي(856) و اسناده صحيح و صححه الحاكم 2/443 و وافقه الذهبي.

[121] - سورة نساء :‌ 59.

[122] - صحيح رواه احمد 4/126، 127.

[123] - سورة آل عمران: 31.

[124] - رواه البخاري1/58(15).

[125] - سورة الليل5،7.

[126] - رواه ابن ابي عاصم في السنة (173) و (418) والحاكم 2/3 القصناعي 1/393(674).

[127] - سورة مائده: 3.

[128] - صحيح رواه احمد 3/310و 371، 4/126و 127.

[129] - سورة شوری: 21.

[130] - رواه البخاري 5/221 و مسلم(1718) (18) و احمد 6/270.

[131] - رواه مسلم2/705(1017) و النسائي5/75و 77 في الزكاة باب التحريض علي الصدقة والبغوي 6/160و 161(1661).

[132] - سورة محمد : 7.

[133] - سورة نور:‌55.

[134] - صحيح رواه احمد1/452.